![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
شنبه شب، ۱۴ اردیبهشت ماه اخبار ساعت ۲۲ شبکه ۳ رسانه به ظاهر ملی شاهکار دیگری را به نمایش گذاشت:
ماجرا پخش حاشیه هایی از دیدار دانشجویان شیراز با رهبری بود که کامران نجف زاده خبرنگار تلوزیون به میان دانشجویان رفت و با طرح سوالاتی سعی نمود ثابت کند که آحاد مختلف دانشجویان حتی آنها که موسیقی "رپ" گوش می کنند یا رعایت حجاب اسلامی را نمی کنند به استقبال از رهبری آمده اند! اینکه منظور رسانه متعلق به ملت از این اقدام چه بود بماند اما نکته اینجاست که بلافاصله پس از اتمام اخبار برنامه ای بنام تلنگر پخش نمود که در آن به انتقاد از جوانانی پرداخت که موهای خود را مدل می دهند و آرایش های خلاف عرف معمول انجام می دهند. فردی به عنوان کارشناس در این برنامه با حمله به جوانان به تحلیل آنچه که جوانان در مورد موهای خود انجام می دهند پرداخت و عنوان نمود که این نوع مدل موها زیبنده یک ایرانی و انسان با شخصیت نیست. در ادامه با ذکر اینکه مدل دادن پسران به موهایشان در شان یک مرد که می خواهد تکیه گاه زندگی باشد نیست، اعلام نمود که این کار جوانان مشکل آفرین است و "چنین اشخاصی برای جامعه مضر" هستند. روزانه از این دست تناقض گویی ها در رسانه ملی کم نیست تا آنجا که دیگر خواص جامعه هم نسبت به این تناقض ها حساسیت زدایی شده اند. اما نکته دیگری که در مورد برنامه دوم مطرح است بزرگ نمودن مشکلاتی از این دست تا حد بحران امنیت اجتماعی است که متاسفانه برخی از مسئولین کم توجه و یا ناآگاه ما به آنها دامن می زنند. جوامع تثبیت شده و با یک حکومت پایدار همیشه سعی می کنند که مصادیق کمتری را بعنوان مخل و مضر امنیت ملی و اجتماعی خود فرض نمایند تا از یک طرف بتوانند راحتتر کنترل نمایند و از طرف دیگر آسیب پذیری نظام و حکومت خود را به حداقل برسانند. اما متاسفانه برخی از مسئولین ناآگاه کشور ما نه تنها این سعی را ندارند بلکه هر روز مصادیق جدیدی را بعنوان معضل و بحران اجتماعی و سیاسی مطرح می نمایند. از نمونه های دیگر این مصادیق طرح مساله چکمه پوشیدن خانمهای ایرانی در زمستان گذشته بود که توسط فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام گردید. حتی اخیرا یکی از ارگانهای تاثیر گذار نظام اعلام نمود که "ای میل بسیاری از ایرانیان در سایت یاهو قرار دارد و این یک معضل امنیت ملی است!". موضوع دیگر انیمیشنی خارجی بود که در روز یکشنبه ۱۵ اردیبهشت در ساعت ۱۰ صبح در برنامه کودک شبکه یک تلویزیون پخش شد که به کل مغایر سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی در مورد قضیه فلسطین و آوارگان فلسطینی بود. ماجرای فیلم یک خرگوش و دو موش بودند که در جنگلی زیبا زندگی می کردند که به ناگاه آدمها با آلات و ابزار خود می آیند تا جنگل را تبدیل به شهر نمایند. این سه موجود سندی را به آدمها نشان می دهند و آدمها نیز از بیرون نمودن آنها و تعرض به محلی که این سه موجود در آن ایستاده اند خودداری می کنند. در نهایت برای آنها در یک آپارتمان شیک، جنگلی مصنوعی درست می کنند و آنها را به آنجا منتقل می کنند و این سه موجود هم با خوشحالی در آن مستقر می شوند. اما به مرور دچار مشکلات و درگیری های زندگی مدرن شهری می شوند و در نهایت نیز با رضایت خود سند مالکیت خود را به دور انداخته و سه مرغابی زیبا را که در حال پرواز هستند را صدا نموده و سوار بر مرغابی ها به جای نامعلومی کوچ می کنند. سوال اصلی اینجاست که با وجود این همه کارشناس خبره در صدا و سیما و ممیزی و کنترل دقیق برنامه های خارجی، این برنامه چگونه توانسته اجازه پخش بگیرد آنهم برای نسلی که تربیت آنان بایستی در اولویت این رسانه قرار گیرد؟ آیا این اشتباه فاحش از اینهمه کارشناس پذیرفتنی است یا عمدی در کار بوده است؟ براستی تا کی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بایستی هزینه های ساده انگاری و توهم توطئه و اشتباهات و ندانم کاری های برخی از مسئولین تند رو و ضعیف و بی توجه را بپردازد؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:1 توسط داود روشنی |
|
|
در دوران تبليغات دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم، وقتي كه محمود احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني به دور دوم راه يافتند به يكباره خاطره انتخابات رياست جمهوري فرانسه كه در آن روشنفكران از ترس تندروهاي افراطي، علي رغم ميل خود به ژاك شيراك براي بار دوم راي دادند و مردم فرانسه را نيز به اين امر ترغيب نمودند در اذهان روشنفكران ايراني زنده شد. اكثريت قريب به اتفاق روشنفكران حق طلب و طالب پيشرفت ميهن تصميم گرفتند كه براي جلوگيري از حاكميت تفكر تندروانه و فاشيستي و اقتدار گرايي، پشت سر هاشمي رفسنجاني قرار گيرند و تلاش نمودند تا مردم را نيز به اين امر ترغيب نمايند.اما رويگرداني مردم از هاشمي از يك طرف و تمايل مردم به ضرب شست نشان دادن به حاكميت موجود و البته تمايل مردم به تجربه ناشناخته ها از طرف ديگر و نيز شعارهاي پوپوليستي متحجرين تند رو و قدرت طلبان به رهبري احمدي نژاد باعث شد مردم دست به ريسك بزرگي زده و احمدي نژاد را به ساختمان رياست جمهوري راه دهند. اوايل رياست جمهوري احمدي نژاد به نظر مي رسيد كه اكثريت تصميم سازان و تصميم گيران مستقر در رياست جمهوري از تند روهاي مذهبي و يا به اصطلاح متحجرين باشند چرا كه خود احمدي نژاد ارادت سنتي به اين قشر از خود نشان مي داد. اما روند اوضاع در اين دو سال و نيم مسايل بيشتري را براي همگان مشخص كرد. به نظر مي رسد اطراف رئيس جمهور را دو قشر احاطه كرده باشند. يكي متحجرين تندرو به ظاهر مذهبي و گروه ديگر قدرت طلبان و اقتدارگراياني كه كسب پست و مقام و قدرت اولويت اصلي در تفكر و انديشه آنان است.در طول اين دو سال و نيم كه از رياست جمهوري احمدي نژاد گذشته است جدال ميان اين دو گروه براي تاثير گذاري بر رئيس جمهور و مصادره او به نفع اهداف خود روز بروز تشديد شده است.اما موضوعي كه جلب توجه كرده است غلبه نهايي گروه اقتدار گرا و قدرت طلب بر تند روهاي مذهبي بوده است. روند تغيير وزراي كابينه در طول اين مدت نشان داده است كه قدرت طلبان هر جا كه تند روهاي مذهبي را مانع تحقق اهداف قدرت طلبانه خود ديده اند اقدام به بركناري و يا تحديد آنان كرده اند و در نهايت اين تندروهاي مذهبي بوده اند كه از قدرت طلبان شكست خورده اند. تعويض وزراي رفاه، آموزش و پرورش، صنایع، دبیر شورای عالی امنیت ملی، معاون سیاسی وزیر کشور، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و اخيرا نيز اقتصاد و مهمتر از آن وزير كشور را در اين راستا مي توان تحليل كرد. به نظر مي رسد افرادي چون سعيدلو، هاشمي ثمره، رحيم مشايي، زريبافان، كلهر، جوانفکر و محرابيان، يك حلقه اصلي ۶ يا ۷ نفره را پيرامون احمدي نژاد تشكيل داده اند كه بقيه نزديكان رئيس جمهور و اعضاي كابينه در خارج از اين حلقه قرار گرفته و قدرت نفوذ به اين حلقه را ندارند و البته هر از چند گاهي برخي از آنان مشمول حذف و كنار گزاري توسط اعضاي حلقه اصلي قرار مي گيرند. بنابر اين به نظر مي رسد كه اثرگذار اصلي در تصميمات كلان اقتصادي و مديريتي رئيس جمهور، قدرت طلبان و اقتدارگرايان مي باشند اما در حوزه فرهنگي و اجتماعي و بخشي از سياست خارجي، اين متحجرين هستند كه بيشترين تاثير را بر احمدي نژاد دارند. بايد ماند و ديد اين جدال درون دولت كه البته تاكنون بيشترين دودش به چشم مردم و منافع ملي رفته است تا كجا ادامه مي يابد؟ آيا در انتخابات آتي رياست جمهوري مردم فرصت ادامه اين جدال و تحميل هزينه هاي بيشتر را به دولتمردان كنوني خواهند داد؟ |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:42 توسط داود روشنی |
|
|
یک ضرب المثل می گوید:" آب زلال اگر در جایی بی حرکت بماند میگندد و بو می گیرد"
اکثر بزرگان علم سیاست نیز معتقدند "قدرت مطلق و غیر سیال فی نفسه فسادآور" است. این حرف درستی است هر نوع حکومت حتی حکومت افراد لایق و توانمند نیز اگر سیالیت نداشته باشد به افساد کشیده می شود. چرا که صاحبان قدرت و حکومت مطلق و ثابت همیشه از تغییر زائقه و مطالبات مردم و رویگردانی احتمالی آنان از حکومتگران لا یتغیر بیمناکند و چون حاضر به از دست دادن قدرت و حکومت نیستند، بنابراین برای حفظ قدرت و حکومت خود خواه ناخواه مجبورند یا آن را به انحائ مختلف توجیه کنند - اعم از اینکه خود را برتربدانند یا لایق تر و محق تر و یا اینکه مردم را از بیم دشمنان واقعی یا خیالی بدتر از خود بترسانند- و یا اینکه برای حفظ قدرت،دست به سرکوب مخالفان بزنند که این خود بخود به اختناق و تمامیت خواهی منتهی می شود. تنها راهی که باعث می شود حکومتها، تمامیت خواه و سرکوبگر نباشند سیال بودن آنهاست. قدرت هرگز نباید در دست شخص یا اشخاصی بطور مادام العمر و مطلق باقی بماند چون این، با روح پیشرفت و تحول خواهی ملتها در تعارض است و هیچ ملتی حاضر نیست مادام العمر تحت امر یک شخص یا گروه ثابت باقی بماند چون از یک طرف آن شخص یا گروه خاص به واسطه انسان بودنشان ، خود دستخوش تحلیل وتغییر، خواه از نظر جسمی و روحی و توان مندی قرار می گیرند. از طرفی چون قدرت مطلق فسادآور است پس تنها راه پیشرفت و توسعه، استفاده از اندیشه ها و سلایق مختلف و نیروهای تازه نفس و البته تربیت یافته در امر اداره حکومتهاست. شیوه آن نیز دست به دست شدن حکومت با خواست ملتهاست و این همان دموکراسی به معنای جمهوری است. امام (ره) بخوبی بر این امر واقف بود و برای همین نیز در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی در مقابل خواست تمامیت خواهان و طالبان حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی را بهترین گزینه حاکمیت در ایران معرفی نمود و بر این اساس ساز و کار آن نیز در قانون اساسی تعبیه گردید. اما متاسفانه اکنون می بینیم که طالبان و حامیان تفکر حکومت اسلامی آشکارا از اندیشه و هدف خود می گویند و البته برخی از آنها نیز در مصادر حساس جمهوری اسلامی رخنه کرده اند و آرام آرام می روند تا محتوای جمهوری اسلامی را به حکومت اسلامی تبدیل کنند البته با حفظ ظاهر نام جمهوری اسلامی. انتخابات اخیر مجلس هشتم نمونه آشکار تلاش حامیان حکومت اسلامی برای انحراف جمهوری اسلامی از آرمان جمهوریت خود است.عده کثیری از انقلابیون طرفدار جمهوری اسلامی در این انتخابات از حق انتخاب شدن محروم شدند و نه تنها آن عده از نیروهای وابسته به حامیان حکومت اسلامی اجازه حضور در انتخابات یافتند بلکه اکثر آنان نیز از حمایت بزرگانشان در درون نظام برخوردار شدند و به مجلس راه یافتند.اینان همان بله قربان گویان و افراد مطیع اقتدارطلبان بودند. روند برگزاری این انتخابات و اتفاقات و تخلفات گسترده اقتدارگرایان در آن هشداری جدی به نیروهای وفادار جمهوری اسلامی است تا نگذارند این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم فروردین 1387ساعت 17:53 توسط داود روشنی |
|
|
عید باستانی و ایرانی نوروز را به همه دوستان عزیزم و خوانندگان محترم وبلاگم تبریک می گویم.
رسول منتجب نیا قائم مقام حزب اعتماد ملی در تاریخ دوم فروردین پس از شکست در انتخابات مجلس بدلیل عدم قرار گرفتن نامش در لیست ائتلاف اصلاح طلبان با نام "یاران خاتمی"، نامه ای به ظاهر دوستانه و اما در واقع سراسر توهین و تهمت به سید محمد خاتمی ارسال نمود. در این نامه وی با گلایه از اینکه نامش در فهرست یاران خاتمی قرار نگرفته بود خاتمی را مدیون حمایتهای خویش و کروبی طی سالهای دولت اصلاحات دانست و با گلایه از اینکه خاتمی توسط چندین تن محاصره و مصادره شده، خاتمی را به نزدیکی با کروبی دعوت کرده است. این در حالی است که همه می دانند که این خاتمی نبود که از کروبی فاصله گرفت بلکه این کروبی و منتجب نیا و گرامی مقدم و چند تن دیگر بودند که رسانه های اقتدار گرا و بخش خبری ۳۰/۲۰ رسانه به ظاهر ملی را بعنوان ابزاری برای توهین و تخریب خاتمی و یارانش بکار گرفتند. از طرفی تنها حزبی از اصلاح طلبان که حاضر به ائتلاف با دیگران نشد حزب اعتماد ملی بود چون خود را بی نیاز از دیگر اصلاح طلبان می دید. حال چه شده است که از قرار نگرفتن نامشان در لیست ائتلاف گله مندند؟ آنها خیال می کردند که با تخریب اصلاح طلبان و بده بستان های پشت پرده با اقتدارگرایان می توانند جایگاه اصلاح طلبان واقعی را غصب نموده و برای خود سهمی از کرسی های مجلس با کمک اقتدارگرایان فراهم نمایند. از طرفی آنان وزنه بیش از حد وزنه واقعی، نزد افکار عمومی برای خود قائل بودند.این بلند پروازی ها آنان را برای تخریب و توهین بی پروا به اصلاح طلبان ترغیب می نمود. اما حال که نتیجه انتخابات مجلس مشخص شده و تنها آن عده از اعضای اعتماد ملی که نامشان در لیست ائتلاف اصلاح طلبان(یاران خاتمی) قرار گرفته بود توانستند رای قابل قبولی کسب کنند( جواد اطاعت ، سید کامل تقوی نژاد و ابوالفضل شکوری و...)، همه می بینند که برای اقتدارگرایان، تفاوتی میان اصلاح طلب کند رو و تند رو و میانه رو وجود ندارد و کروبی و منتجب نیا ضمن اینکه بی اعتنایی و عدم اقبال مردم را نسبت به خود به عینه مشاهده کردند و مقبولیت خود را در پایینترین حد نسبت به دیگر گروههای سیاسی اعم از اقتدارگرا و اصولگرا و اصلاح طلب دیدند، احساس می کنند که از اقتدارگرایان بازی خورده اند و از اینجا مانده و از آنجا رانده شده اند. اما اکنون نیز بجای عذر خواهی و تلاش برای زدودن اختلافات، افرادی چون منتجب نیا با نامه ای به ظاهر دوستانه اما در واقع با عقده گشایی به قصد انتقام، شخص خاتمی را مورد حمله قرار می دهد. نامه را می توانید اینجا بخوانید |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 17:38 توسط داود روشنی |
|
![]() راستش هر چه فکر می کنم میبینم در شرایط فعلی مگر راهی غیر از اعتماد به سید بزرگوارمان "خاتمی عزیز" داریم؟ من که می خواهم یکبار دیگر به او اعتماد کنم چون هیچ راه دیگری به نظرم نمی رسد: {اگه نفت شده صد دلار و هشته ما در به در دنبال نهمون می گرده تا بزارتش گرو ، اگه مثه آب خوردن قیمت زمین و اجاره خونه 3 برابر می شه ما باید فقط مثه اسکیپی باید نچ نچ کنیم، اگه فشار گرونی ملت رو داره آبلمبو می کنه و عزیز دلم با لبخند می گه خب بیاین از دم خونه ما خرید کنین،اگه ماشین های گشت ارشاد بیشتر از تاکسیا و اتوبوسا شدن و دارن تو حمل و نقل عمومی کمک می کنن ، اگه داریم شیرینی حقانیت هسته ایم رو با طعم تحریم سوم کوفت می کنیم ، اگه اوج هنر خارجیمون خیرات دریا خزر و شرکت در اجلاس "دول الخلیج العربی"شده ، اگه اگه اگه و اگه......... با حال و روز این انتخابات غیر آزاد و ناعادلانه ، شایدم با رای دادن به اصلاح طلبا هیچ کدوم از بدبختی هامون درست نشه ، اما خیلی بهتر از نشستن و دیدن بلدوزری یه که با قدرت داره ایران رو به خرابه های قرون وسطا تبدیل میکنه ، 24 اسفند رای به ائتلاف اصلاح طلبان =فریاد اعتراض "دریغ است ایران که ویران شود" } (نقل از وبلاگ از لس آنجلس تا قزوین)
فرصتی تا ثابت کنیم حضورمان بارورتر و سبزتر است از تیغ تیز همه تحدیدها و رد صلاحیت ها . |
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:56 توسط داود روشنی |
|
|
عده ای از دوستان عزیزم از بنده نظرم را در مورد انتخابات خواستند. هر چند در پست قبلی اشاره کردم اما مطالب دیگری و البته دلایلی برای لزوم شهامت اصلاح طلبان در مقطع فعلی به عرض می رسانم:
این مقطع به نظر من مقطع بسیار حساسی در تاریخ جمهوری اسلامی است. با نگاهی به شرایط می بینیم که برای اولین بار اختیار تایید یا رد صلاحیتها بطور مستقیم به نظامیان(مشخصا سه سردار سپاه) سپرده شد آن هم نظامیانی که متعلق به تندروترین طیف اصولگرایان هستند که حتی دیگر اصولگرایان را هم بر نمی تابند چه رسد به اصلاح طلبان. بعدا در این مورد به تفصیل خواهم نوشت. از طرفی عزم عده ای تند رو برای تعیین تکلیف قطعی انتخابات قبل از برگزاری آن نشان از عزم آنها برای تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است. از طرفی شرایط پیش آمده، امکان شرکت اصلاح طلبان و البته بخشی از اصولگرایان را در انتخابات بطور کامل سلب کرده است بنابر این چند گزینه پیش روی اصلاح طلبان است: ۱- عدم شرکت بدون اعلام تحریم: این مورد ضمن اینکه در انتخابات مجلس هفتم امتحان خود را پس داده، نشان از عدم شهامت اصلاح طلبان در مقاومت واقعی است و چیزی جز ترس را القا نمی کند و نتیجه آن هم از قبل معلوم است. اما چون این مقطع دیگر بحث موجودیت نظام جمهوری اسلامی است، به نظر من هزینه بیشتری نسبت به انتخابات هفتم را برای اصلاح طلبان دارد. ۲-اعلام تحریم انتخابات و درخواست از مردم برای عدم شرکت: اصلاح طلبانی که من می شناسم شهامت چنین حرکتی را ندارند و اگر هم چنین کنند این به معنی خروج رسمی اصلاح طلبان از نظام و تبدیل آنان به اپوزیسیون خارج نظام خواهد بود و راه را برای سرکوب های بعدی از سوی اقتدارگرایان هموار می کند و این همان منظور اقتدار گرایان است. در این صورت جمهوری اسلامی به طور غیر رسمی تبدیل به حکومت اسلامی خواهد شد. ۳-اعلام شرکت در انتخابات با رای کبود اعتراضی: این گزینه ضمن اینکه اصلاح طلبان را درون نظام برای فعالیتهای آتی حفظ می کند، راه را بر اقتدارگرایان برای سرکوب بیشتر می بندد و البته هزینه زیادی را برای آنان دارد و مطمئنم پایه های آنان را سست خواهد کرد. اما این گزینه ضمن اینکه شهامت می خواهد البته اعتماد به نفس هم می خواهد. اصلاح طلبان پس از شکستهای گذشته در چند انتخابات، امید خود را برای بسیج توده های مردم از دست داده اند و سعی می کنند کمتر به بسیج مردم حول خواسته های برحق خود بیاندیشند. اما در این مقطع باید بدانند که مردم منتظر فرصتند تا با حاکمیت موجود و بطور مشخص با دولت لج بازی کرده و ضرب شست نشان دهند. بنابراین حاضرند حرکت اعتراضی فعالانه ای در این مقطع داشته باشند به شرطی که سازماندهی شوند یعنی بطور رسمی دعوت شوند. اصلاح طلبان باید از این فرصت استفاده کنند. دیگر فواید این گزینه را در پست قبلی نوشته ام. تنها فاکتور مورد نیاز برای این حرکت جرات و شهامت است. آیا کسی هست از خود هزینه کند؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:43 توسط داود روشنی |
|
|
چند روز پیش جریده فحاش کیهان در تیتری باورنکردنی اصلاح طلبان را به "جنجال فله ای پس از ثبت نام فله ای" متهم نمود. سایر اقتدارگرایان هم اعم از دولتی و غیر دولتی برای موجه جلوه دادن رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان و البته تائید صلاحیت فله ای اقتدار گرایان وابسته به مافیای قدرت و ثروت، اظهار نظرهای مشابهی را کردند. بر اساس برآوردی نزدیک به ۸۰ درصد از اصلاح طلبان و شاید هم بیشتر رد صلاحیت شده اند و بنا به اعتراف شهاب الدین صدر از مسئولان ستاد اقتدار گرایان حدود ۹۵ درصد از تائید صلاحیت شدگان، وابسته به اصولگرایان هستند.
حال با این توضیح مشخص است که پروژه "رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان" مورد وثوق ملت و "تائید صلاحیت فله ای اقتدارگرایان" وابسته به مافیای قدرت و ثروت با هدف تکرار پروژه انتخابات فرمایشی مجلس هفتم صورت گرفته است. عجیب هم نیست که مزه برپایی مجلس فرمایشی بر دهان اقتدارگرایان خوش آمده باشد پس در صدد باز تولید آن هستند. برای جلوگیری از تکرار این پروژه نحس، آقای کریم ارغنده پور با مطلبی با عنوان گزینه های پیش روی اصلاح طلبان پیشنهاداتی را مطرح کرده که نظر خوانندگان را جویا شده است. با توجه به تجربه تحریم انتخابات مجلس هفتم از نظر اینجانب اگر شرایط رد صلاحیت فعلی تغییر نکند گزینه پنجم پیشنهادی آقای ارغنده پور یعنی "انصراف همه نامزدهای اصلاح طلب و اعتراض به روند انتخابات از طریق مشارکت در انتخابات با رای کبود" بهترین گزینه است چون اولا هزينه اش براي مردم كمتر است.ثانیا مخالفت فعال مردم را با روند فعلي اثبات مي كند.ثالثا بعد بين المللي وسيع دارد.رابعا اقتدارگرايان را منفعل و بلكه منزوي مي كند. خامساتاثيرش هم بيشتر از گزينه هاي قبلي است. معتقد هستم حتی تهدید اصلاح طلبان به اجرای این تصمیم، اقتدارگرایان را به وحشت انداخته و آنها را مجبور به تمکین به خواسته های معقول مردم و اصلاح طلبان خواهد کرد و اگر هم تمکین نکنند پس از انتخابات مجبورند هزینه سنگینی را با رسوایی خودشان متحمل شوند. شما نیز می توانید نظر خود را در مورد چگونگی شرکت در انتخابات در این آدرس اعلام نمائید. خواندن این مطلب هم با عنوان "امام به نظامیان: اوضاع مجلس به شما ربطی ندارد" حجت را بر خیلی ها تمام خواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:59 توسط داود روشنی |
|
|
همانطور که انتظار می رفت اصلاح طلبان با رد صلاحیت گسترده مواجه شدند. چه انتظاری می توان داشت از انتخاباتی که مرجع تائید صلاحیتش خود غیر قانونی است؟ طبق دستور صریح امام ره) و نص صریح قانون اساسی نظامیان حق دخالت در سیاست را ندارند چه رسد به اینکه در راس نهاد برگزار کننده انتخابات قرار گیرند. سردار علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات کشور را می گویم. حضور او در چنین جایگاهی غیر قانونی است بخصوص اینکه خود، دارای حب و بغض نسبت به جناحهای سیاسی است.اما به نظر من اصلا مشکل اصلی اینجا نیست. امثالی مثل افشار و احمد جنتی تند رو و شورای نگهبان جناحی و رسانه ملی وابسته به جناح راست و آزادی مطلق العنان رسانه های اقتدارگرایان در تخریب رقیب و و و...همه اینها جزئ شاخ و برگ درخت معضل آفرین در کشور ماست. باید ریشه این درخت را یافت و خشک کرد. منتقدین هر از چند گاهی به یکی از شاخه های این درخت تنومند اما مضر و موریانه گرفته حمله می کنند. گیرم که بتوانند شاخه اش را قطع کنند. دوباره شاخه ای کج و معوج از آن سبز خواهد شد و راه ملت را بسوی پیشرفت سد خواهد کرد.
اينجا مه گرفته است.راهزنان چه خوشحالند از اين مه. اينجا همه چيز تاريک است.چه بايد کرد با اين قوم فاسد و فاسق؟ بايد کاری کرد. ریشه این فتنه ها چیست و کجاست. چرا عمیق نمی اندیشیم؟ مشکل اصلی چه کسی یا کسانی هستند؟ دموکراسی لطف دلبخواهی حاکمان بر مردم نیست. دموکراسی حق ملت است. گیرم که ایندفعه لطف کنند و انتخابات آزاد برگزار کنند. فردا روز چه؟ آیا همیشه می توان انتظار لطف داشت؟ بیائید بیشتر بیاندیشیم. مشکل اصلی کجاست؟؟؟ با كدام يك از معيارهاي قانوني آقاي افشار امروز در تمام امور مربوط به انتخابات دخالت میكند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:58 توسط داود روشنی |
|
|
دکتر محمود احمدی نژاد در مراسم تقدیر از دانشجویان نمونه سال 86 دانشگاهها و مراکز آموزش عالی وزارت علوم و همچنین دانشجویان نمونه دانشکدههای علوم پزشکی وزارت بهداشت با تاکید بر اینکه جوانان ایرانی باید با سرعت خود را به بالاترین قلههای علمی جهان برسانند گفت : با شرایط امروز جوانان ما باید خود را برای مدیریت جهان آماده کنند.
نمی دانم این گفته را چگونه تفسیر کنیم!!! ۲۷ سال پیش عده ای جوان بی تجربه اما مبارز در دوران جوانی شان سکان اداره کشوری انقلاب زده و به هم ریخته را در دست گرفتند. در تلاش و فداکاری آنان در آن دوران شکی نیست اما عجبا که برخی از آنان اکنون نیز با همان رویه اما با قیافه های پیر و فرسوده و بعضا مغز های دمانس گرفته در اثر کهولت سن هنوز هم حاضر نیستند باز نشسته شوند و جای خود را به نیروهای جوان و تازه نفس دهند. در عوض جوانان پر انرژی و مبارز امروز که دلشان برای ذره ای پیشرفت و اصلاح در وطنشان می تپد دسته دسته یا از کشور فرار می کنند و یا زندانی می شوند و یا با ستاره ای بر دوششان از تحصیل محروم می شوند و یا با دادگاهی ساختگی مجبور به سکوت شده و در انزوا فرو می روند. شاید آقای احمدی نژاد در یافته است که اینگونه حذفها دیگر پاسخگو و کفاف خیل عظیم جوانان مبارز ایرانی را نمی دهد و آنان با این ترفند ها قابل کنترل نیستند و از طرفی می بیند که در کشور نیز بدلیل کنگر خوردن و لنگر انداختن عده ای قدرت طلب در پشت میز های مدیریتی ایران زمین جایی برای این جوانان امروز باقی نمانده است و لذا به فکر صدور مدیر (البته با همان تخفیف قابل توجهی که در جریان صدور گاز به هند و پاکستان متعهد شد)، افتاده است. البته شاید هم این تحلیل درست نباشد و صحیح آن است که آقای رئیس جمهور پس از دو سال و اندی مدیریت موفق و محیر العقول در کشور دریافته است که بایستی دستاوردهای شگفت انگیز این مدیریت را به کشورهای به ظاهر توسعه یافته که در قحطی مدیر مخلص به سر می برند صادر کند. لذا یکی از جوانان ایرانی موفق در عرصه مدیریت، از نوع عدالت محور مهرورزانه، برنامه های مدیریتی خود را برای اداره جهان به شرح ذیل اعلام نمود: "نظر به اهمیت مدیریت جهان ٬ بنده به عنوان یک جوان ایرانی فعلاًبرنامه های اقتصادی خود را برای اداره جهان بشرح زیر اعلام میکنم .لازم بذکر است که این برنامه ها قبلاً در ایران با موفقیت به اجرا در آمده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. ۱-افزایش میانگین تورم اقتصادی در جهان به نرخ غیرقابل باور بالای ۲۵ درصد در عرض کمتر از ۱ سال (۱۰۰ ٪ تضمینی). ۲- کاهش سریع نرخ سرمایه گذاریهای خارجی در کشورهای مختلف و رساندن آن به صفر در عرض کمتر از ۱ سال و قطع وابستگی کشورها (۱۰۰ ٪ تضمینی). ۳- خالی کردن ذخایر مالی و ارزی کشورها در کمتر از ۱ سال (اینهم تضمینی). ۴- ورشکستگی و تعطیلی صنایع با اتخاذ سیاستهای موثر اقتصادی در اسرع وقت کسب رتبه های ممتاز (از آخر ) در زمینه های مختلف از جمله جذب توریست ٬ سرمایه گذاری خارجی ٬ امنیت اقتصادی ٬ حقوق بشر و آزادیهای فردی ٬ فرصت های اقتصادی برابر و ... ۵-کنترل و اداره و در صورت لزوم تعطیلی مطبوعات و رسانه ها و وبسایت های منتقد. ۶-توقیف کتب و نشریات و محصولات فرهنگی و هنری منتقد و مخالف در اسرع وقت با کمترین هزینه. جهت کسب اطلاعات بیشتر و شرکت در مزایده با دفتر ریاست جمهوری ایران تماس حاصل نمائید." |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 8:25 توسط داود روشنی |
|
|
روز یکشنبه گذشته متکی وزیر خارجه در اظهاراتی بهتآور، منتقدان وزارت خارجه را مورد حمله قرار داد و گفت که سهم ایران از دریای خزر چیزی حدود 3/11 درصد است! متکی همچنین گفت: «سهم ایران از این دریا هیچگاه 50 درصد نبودهاست. این رقم نه منطقی است و نه قراردادی درباره آن وجود داشتهاست.» بدنبال آن آقای حسینی سخنگوی وزارت خارجه تحت فشار ناظران سیاسی در نشست خبری صبح دوشنبه خود تاکید کرد که «ایران هرگز از سهم 20 درصدی خود از خزر كوتاه نخواهد آمد». این در حالی است که دولت نهم همواره مدعی تحرک دیپلماتیک و دیپلماسی طلبکارانه بوده است و دیپلماسی تمامی دورههای پیشین را به «ضعف» و «وادادگی» متهم میکند، عملکرد این دولت در زمینه رژیم حقوقی دریای خزر متاسفانه نشان میدهد که منافع ملی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. آخرین اجلاس رژیم حقوقی دریای خزر که با حضور ولادیمیر پوتین در تهران برگزار شد یکی از نمونههای رفتارهای هیجانزده دولت نهم است. تا آن جا که روسای جمهور آذربایجان و روسیه در حضور رئیسجمهور ایران رسماً تصریح کردند که توافقنامههای قبلی اتحاد جماهیر شوروی را به رسمیت نمیشناسند و هرگز به سهم 50 درصدی ایران تن نخواهند داد. این در حالی بود که بر اساس بیانیه این کشورها پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، این کشورها باید به توافقات قبلی شوروی پایبند بمانند که سهم 50درصدی ایران از خزر یکی از این توافقات است.
از سوی دیگر سعید جلیلی دبیر جدید شورای عالی امنیت ملی روز یکشنبه در مصاحبهای از عنوان «خلیج دوستی» به جای خلیج فارس نام برد. استفاده از این واژه آن هم در شرایطی که ایرانیان به شدت نسبت به تحرکات برخی کشورهای عربی برای تغییر نام «خلیجفارس» به «خلیجعربی» نگران هستند، باعت تعجب و حیرت ناظران شد. سخنگوی وزارت خارجه ایران نیز روز دوشنبه در پاسخ به سئوال خبرنگاری در خصوص طرح واژه «خلیج دوستی» از طرف دبیر شورای عالی امنیت ملی گفت: خلیج فارس، تا ابد خلیج فارس خواهد بود. این امر واضحی است که در شرایطی که برخی قدرتها می کوشند نام مجعول «خلیج عربی» را تبلیغ کنند، مقامات جمهوری اسلامی باید از هرگونه اظهاراتی که شایبه نرمش آنها را به ذهن متبادر میسازد خودداری نمایند. این دو موضوع را بگذارید در کنار توافق چند ماه پیش دولت با دول پاکستان و هند مبنی بر فروش گاز صادراتی آتی ایران به این دو کشور با قیمت یک سوم قیمت اصلی که البته با این تخفیف فوق العاده هم هند باز هم حاضر نشد پای میز مذاکره بنشیند. با مروری بر این وقایع به نظر میرسد دولت در زمینه سیاست خارجی و حفظ منافع ملی هم مانند عرصه های دیگر ضعیف و بی کفایت است چرا که در تاریخ دولت جمهوری اسلامی چنین وادادگی هایی سابقه نداشته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 21:6 توسط داود روشنی |
|
|
دیشب اخبار ساعت ۲۲ شبکه ۳ سیما با خوشحالی و هیجان فراوان تصاویری از جشن عروسی یک پیرمرد ۶۰ ساله با دختری ۲۰ ساله در یکی از روستاهای زنجان را پخش کرد که در آن شادی و خنده دهها تن از شرکت کنندگان در جشن را بهمراه پایکوبی پیرمرد ۶۰ ساله که دسته گلی هم در دست داشت را به تصویر کشید. هر چند در نگاه اول این، تنها یک مراسم شادی باشد اما تصور اینکه این دخترک ۲۰ ساله چگونه راضی شده است جوانی و شادابی خود را تسلیم پیرمرد ۶۰ ساله "یک پا لب گور" نماید انسان را آشفته می سازد. نگوئید که شاید او عاشق پیرمرد شده و خوشبختی خود را در ازدواج با این پیرمرد دیده و به میل خود تن به این ازدواج داده است، که در کشور ما روزانه دهها مورد از این صحنه های تملک بی قید و شرط دخترکان مظلوم ناتوان با هیولاهای هوسباز مرد نما اتفاق می افتد و کسی هم نیست که از این جنس بی پناه و اسیر حمایت کند.
شاید این مورد در میان دهها مورد دیگری که هر روز در این سرزمین اتفاق می افتد گم باشد اما اقدام صدا و سیمای به ظاهر ملی در تصویر برداری از این جشن (بخوانید عزای برده داری)و پخش آن بعنوان یک خبر جالب و مهیج، نکته اتکا و قوتی باشد برای مردانی که همواره بدنبال توجیه اینگونه مسائل هستند تا با کمک صدا و سیما، استثمار و حراج دخترکان بی پناه این مملکت را به ثمن بخس، نه تنها توجیه کنند بلکه زیبا و مقبول جلوه دهند. کدام عاقل حق طلبی می تواند ادعا کند که با دیدن این صحنه های شوم ظلم و جنایت در حق یک انسان که بعنوان صحنه جذاب و شاد نمایش داده می شود، شوکه نمی شود و خونش به جوش نمی آید؟با دیدن این صحنه با خود گفتم براستی ما را چه شده است که در حالیکه بدیهی ترین و ابتدائی ترین حقوق انسانها در مقابل چشمانمان پایمال می شود و این نقض حقوق شهروندی براحتی توجیه می شود، سکوت کرده ایم و براحتی از کنارش می گذریم؟ شاید اگر دفاع ما از حقوق بشر و حقوق شهروندی جدی و عمیق می بود حداقل اکنون شاهد تبلیغ این ظلم از سوی رسانه متعلق به ملت نمی بودیم و تملک و تحقیر و خرید زندگی یک انسان به این راحتی توسط مسئولین به ظاهر مسئول توجیه نمی شد. عید قربان و شب یلدا زهر مارم شد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:16 توسط داود روشنی |
|
|
ديشب رئيس جمهور طي مصاحبه اختصاصي با هدف توضيح به مردم در مورد معضلات كشور بخصوص گراني، مطالب تكراري مصاحبه هاي قبلي را مطرح نمود. ايشان مجددا و صراحتا تقصير گراني ها و معضلات را به گردن منتقدين انداخت، گويا كه در بروز وضع فعلي همه مقصرند غير از دولت. دولتي كه باني اصلي حل مشكلات و معضلات است. اما همه مي دانند كه بي كفايتي دولتمردان عامل اصلي بروز اين همه مشكل براي مردم است. همانطور كه در پست قبلي گفتم دولت بدليل بي كفايتي فزاينده و ناتواني از حل مشكلات از يك طرف و عدم وجود اتحاد و همدلي و وجود اختلافات دروني فزاينده در داخل دولت، كنترل رواني خود را از دست داده و دست به حذف و اخراج دروني دولتمردان زده و از طرفي براي توجيه بي كفايتي اش اقدام به فرافكني و مقصر خواندن منتقدين نموده و به همه بدبين شده است.
رئيس جمهور علاوه بر اين با توجيه عدم توانايي بهبود وضع اقتصاد كشور بدنبال افزايش قيمت نفت سعي نمود به مردم القا كند كه افزايش قيمت نفت بدليل افزايش همزمان قيمت كالاها و خدمات وارداتي نبايد هم باعث بهبود وضع اقتصاد شود.اين در حالي است كه زمان انتخابات ادعا اين بود كه چرا با گران شدن نفت، ما آثار آن را بر سر سفره هاي مردم مشاهده نمي كنيم ولي الان ادعا اين است كه گران شدن نفت خود باعث تورم مي شود. دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس در سخنانی با تکرار ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی مدعی شد: "توسعه روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران منوط به حل مناقشه بر سر موضوع جزایر سه گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی است." ارزیابی یک کارشناس سیاسی از مصاحبه رئیس جمهور را اینجا بخوانید خیلی جالبه. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 21:35 توسط داود روشنی |
|
|
دیشب ۱۷ آذر ماه اخبار ساعت ۲۱ شبکه اول تلوزیون گزارشی پخش کرد که در آن به توجیه علل عدم تاثیر مطلوب افزایش در آمدهای نفتی بر اقتصاد کشور پرداخت. در این گزارش که به مصاحبه با غنیمی فرد مدیر بین الملل شرکت ملی نفت پرداخت، گزارشگر سعی نمود به نوعی عدم توانایی دولت در بهبود وضع اقتصادی مردم و البته افزایش تورم علی رغم افزایش در آمدهای نفتی کشور را توجیه کند. گزارشگر طی مصاحبه و نیز مصاحبه شوندگان تلاش کردند به بینندگان القا نمایند که با وجود افزایش قیمت نفت، در آمدهای کشور آنچنان بالا نرفته تا مردم انتظار بهبود اوضاع اقتصادی کشور را داشته باشند. آنان ادعا نمودند که با وجود افزایش قیمت نفت بدلیل افزایش قیمت کالاها و خدمات جهانی که ایران مشتری آنهاست، افزایش چندانی در درآمدهای ارزی کشور رخ نداده است.از طرفی آنان ادعا نمودند که اختیار در آمد اندک حاصله از نفت هم از دست دولت خارج است و این در آمد به حساب ذخیره ارزی واریز شده و دولت اجازه مصرف آن را ندارد. خلاصه آنکه گزارشگر سعی نمود به مردم بگوید بیخودی دل خود را صابون نزنید که خبری از بهبود وضع اقتصادی و آوردن پول نفت سر سفره ها نیست و البته دولت هم مقصر نیست!!!
-ازطرفی با افزایش موج استعفاها و در اصل عزل مدیران دولتی به نظر می رسد که بدنبال ناکارآمدی فزاینده دولت و افزایش نارضایتی عمومی، به جای آنکه دولتمردان با انسجام کامل کمر به رفع مشکلات ببندند، اختلافات درون دولتمردان بخصوص رئیس جمهور و اطرافیانش از یک طرف و اعضای کابینه از طرف دیگر تشدید شده تا جایی که دست به تصفیه همدیگر زده اند. همه اینها نشان می دهد که دولتمردان کنترل روانی خود را از دست داده اند و اتحاد درونی جای خود را به خودزنی های سیاسی و خود آزاری داده و کنترل رفتار از دست دولتیان خارج شده است. بنابراین اگر اینگونه پیش رود احتمال فروپاشی دولت بدست خود دولتیان روز بروز تقویت خواهد شد. -امروز ۱۸ آذرماه دفتر تحکیم وحدت با فراخوانی دانشجویان اقدام به برگزاری میتینگ دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو در دانشگاه تهران نمود.بنابر گزارشات رسیده استقبال از این میتینگ بسیار گسترده بوده است. هر چند این میتینگ مثل خیلی از مراسمات دانشجویان اصلاح طلب و دگر اندیش مشمول بایکوت خبری رسانه ها و شبکه های اقتدارگرایان قرار گرفت. البته اخبار ۲۰:۳۰ امروز مثل همیشه با فوکوس روی معدود چهره های متفاوت با عرف از نظر ظاهری، سعی در تخریب دانشجویان دگر اندیش نمود. اما برنامه اصلی بزرگداشت ۱۶ آذر روز سه شنبه همین هفته با حضور سید محمد خاتمی در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از عموم دانشجویان آزادیخواه و اصلاح طلب دعوت کرده است که با حضور پرشور خود در این مراسم، آن را به نمایش قدرت جنبش دانشجویی تبدیل نمایند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 21:8 توسط داود روشنی |
|
|
برای آغاز بحث به تعریف عملی یعنی آن منظوری که در عالم سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنای عمل و تحلیل در مورد این دو کلمه قرار می گیرد اشاره می کنم. - تخصص : یعنی توانایی انجام کار. توانایی از علم و عمل ناشی می شود. یعنی فرد هم علم و هم توانایی مدیریت کار را دارد. تعهد یعنی : احساس مسئولیت در انجام درست کار . تقوا همسنگ با تعهد در نظر گرفته می شود و تقوا نیز به باورهای مذهبی و دینی فرد در خصوص سلامت نفس و عدم سوءاستفاده از امکانات موجود و حسن انجام کار تعریف می شود. در جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دو کلمه تعهد و تخصص بصورت دو مقوله مورد بحث در عالم سیاست و مدیریت کشور بروز پیدا نمود. بحث های فراوان در مورد ارتباط این دو و اینکه کدامیک بر دیگری برتری و تقدم دارد و کدامیک بایستی ملاک اصلی در انتخاب مدیران و معتمدان سیاسی قرار گیرد در میان سیاسیون و مذهبیون در گرفت . عده ای تعهد را بر تخصص ترجیح داده و توجیه شان این بوده که کسی که تعهد ندارد و در سلامت نفس او تردید وجود دارد با رسیدن به قدرت از آن سو استفاده می کند هر چند توانائی انجام کار (تخصص) را داشته باشد. پس نبایستی چنین شخصی بر مسند قدرت قرار گیرد. عده ای دیگر تخصص را بر تعهد ترجیح می دادند و عده ای هردو را برای قضاوت در مورد افراد لازم می دانستند. با نگاهی به تعریف این دو در می یابیم که اساسا انفکاک و تجزیه این دو عملا غیر ممکن و غیر عملی است با تعریفی که از این دو داریم معلوم است که این دو قرابت و همپوشانی کاملا مشخصی را با هم دارند طرفداران برتری تقوی بر تخصص اساسا با نفی کفایت و حتی لزوم تخصص دچار یک مشکل تفسیری و عملی شده اند. اساسا در مقوله های اجتماعی و انسانی، ما متغیرهایی را ملاک قضاوت می دانیم که ملموس و قابل اندازه گیری باشند. مثلا برای قضاوت اشیای مختلف واحدهای مختلف اندازه گیری داریم . (وزن – قد – تعداد-...) و تمامی اینها قابل اندازه گیری و قضاوت هستند اگر برای سنجش مقوله های انسانی و زمینی از معیارهای فرا بشری و آسمانی و متا فیزیک استفاده کنیم راه به خطا رفته ایم . نمی خواهم تقوی را نفی کنم اما اساسا ما انسانها بدلیل محدودیت هائی که در قضاوت ، اندازه گیری و درک صحیح مسایل فرابشری دادیم نمی توانیم تقوی را ملاک قضاوت در مورد انسان دیگری قرار دهیم چراکه ما تقوی سنج نداریم . تنها فاکتور موجود در دست ما برای قضاوت در مورد تقوای افراد، ظاهر افراد است و لاغیر. اینکه فرد نماز می خواند یا نه- روزه می گیرد یا نه – رفتار وی با دیگران چگونه است – کجا می رود- چه می خورد چه می گوید – چگونه می پوشد و... تمام اینها جز ظاهر فرد چیز دیگری نیست و چون ما اساسا به درون و نیات افراد تسلط نداریم و تقوی نیز یک مقوله کاملا درونی و فردی است پس نمی توانیم میزان تقوای واقعی فرد را از روی ظاهر فرد تخمین بزنیم بنابراین می خواهم بگویم که اساسا تکیه بر ظاهر افراد هر چند هم برای ما اطمینان بخش باشد نمی تواند ملاک قضاوت در مورد نیت و درون وی قرار گیرد البته می توان ظاهر فرد را بعنوان یکی از معیارهای قضاوت در مورد فرد در نظر گرفت ولی نبایستی آنرا تقوی نامید ه و ارزش آنرا بالا دانست. حال این سوال مطرح می شود که اگر تقوی نمی تواند اصلا ملاکی برای ما باشد پس چرا خداوند آنرا مطرح نموده و آنرا بعنوان ملاک برتری افراد قرار داده . در جواب باید گفت که اینجا موضوعی خلط شده است. اشاره کردم که یک انسان نمی تواند میزان تقوای یک فرد دیگری را درست تخمین بزند اما ایا خداوند نیز نمی تواند میزان تقوای انسان ها را تشخیص دهد؟ مسلما اینطور نیست خداوند می فرماید ما به نیات و درون شما واقفیم و چون اساسا تقوی ارتباط مستقیم با نیت و درون فرد دارد خداوند دقیقا می تواند بداند چه کسی با تقوی تر است و بر این اساس می تواند بفهمد چه کسی برتر است . اینکه خداوند می فرماید هر کس با تقوی تر نزد خدا گرامی تر (ان اکرمکم عندالله اتقکم) دلیل آن اینست که تقوی برای خداوند یک میزان اندازه گیری دقیق است و خداوند ابزارهای این اندازه گیری یعنی آگاهی به نیات و درون و رفتار و کردار فرد را در اختیار دارد. اما آیا بر اساس این گفته خداوند ما نیز می توانیم جا پای خداوند گذارده و بدون داشتن ابزارهای لازم و تنها با قضاوت در مورد ظاهر اشخاص آنرا بعنوان معیار قضاوت در مورد انسان ها قرار دهیم ؟ مسلما جواب مشخص است. و اگر چنین کنیم این اندازه گیری دقیق و واقعی و صحیح نخواهد بود و جواب غلط خواهیم گرفت.از طرفی با معیار قرار دادن چنین مقوله غیر قابل اندازه گیری که تنها به ظاهر اشخاص تکیه می کند نه تنها پاسخ صحیحی اخذ نمی گردد بلکه معضلاتی و مشکلاتی نیز به بار می آورد و وقتی چنین مقوله ای معیار قرار گیرد قضاوت تنها بر اساس ظواهر است . بنابر این تظاهر، ریا و خود نمایی و دورویی و به تبع آن تملق و چاپلوسی برای مثبت جلوه دادن ظاهر فرد رواج می یابد و اینگونه است که به مرور تکیه بر مقوله ای بنام تقوی باعث رواج معیار های منفی ذکر شده می گردد . در مورد مقوله تخصص کاملا" برعکس است تخصص یک متغیر قابل اندازه گیری بر اساس معیارهای زمینی و ملموس است میزان تحصیلات فرد در مورد یک علم خاص - توانایی درک فرد و تجربه علمی وی معیار های قابل سنجش مناسب برای بررسی میزان تخصص فردی می باشد در واقع فردی که تخصص انجام یک کار را دارد در واقع توانایی انجام دقیق و صحیح آن کار را دارد یعنی می داند که چگونه کار را درست انجام دهد از چه روشهایی استفاده نماید که معضلات و احتمال شکست به حد اقل برسد ودر واقع یعنی تعهد انجام صحیح کار . بنابراین تعهد مقوله ای است که در درون تخصص نهفته است یعنی یک فرد متخصص بالاجبار تعهد به انجام صحیح یک کار را دارد و این یعنی تقوای انجام کار.اما اینجا مقوله ای مطرح می شود که آیا فرد متخصص امکان دارد که عمدا" و به میل خود تخصص خود را بکار نگیرد و باعث شود کار درست انجام نشود؟ و آیا این را به معنی نداشتن تعهد در عین داشتن تخصص نمی توان گرفت؟ پاسخ این است که چنین مقوله ای امکان دارد در این صورت فرد متخصص، متعهد نیست اما آیا این را چگونه می توان فهمید ؟ جواب این است که این را بر اساس مقوله های زمینی و غیر قابل اندازه گیری نمی توان تشخیص داد بنابراین این هم جزء آن مسائل است که نام سوءاستفاده را روی آن می گذاریم . یعنی فردی که تخصص دارد و استفاده نمی کند با کسی که تخصصی ندارد و ظاهرا" تعهد دارد ،در عمل برای ما فرق نمی کند و این هیچ ربطی به نداشتن تعهد ندارد . بر اساس سابقه و فعالیتهای فرد می توان فهمید که او اهل استفاده از تخصص هست یا نه و مشکل احتمالی را بایستی بامقوله نظارت بر عملکرد رفع نمود. اساسا در عمل ، در سیاست کشورما سیستمهای نظارتی مناسب وجود ندارد تا بر عملکرد افراد با تقوی و حتی متخصص نظارت شود . نظارت مقوله کاملا" لازم برای حتی تمام افراد به ظاهر صادق و سالم می باشد . اما متاسفانه زمانیکه تقوی ملاک انتخاب مدیران گرفت با اعتماد کامل دست آنان باز گذشته شده و نظارت دائمی بر عملکرد آنان یک مقوله زشت و غیر ضروری شمرده شده. بلکه مدیران نیز نظارت بر عملکرد خود را بعنوان توهین به خود تلقی کردند. و این نیز یکی دیگر از عوارض تکیه به مقوله غیر قابل سنجش بود. بنابراین به این نتیجه می رسیم که یک فرد بظاهر متعهد لزوما متخصص نیست اما فرد متخصص لزوما متعهد به کار می باشد . اما در انتخاب افراد متخصص برای مدیریت یک امر بخصوص نیز ، به صرف داشتن تخصص آن فرد نبایستی کاملا وی را عاری از اشتباه و کم کاری دانست و با یستی با نظارت بر عملکرد وی احتمال عدم بکارگیری تخصص (و به تبع آن تعهد) توسط آن فرد متخصص را از بین برد. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:2 توسط داود روشنی |
|
روز به روز تهدیدات متعددی که متوجه کشور عزیزمان ایران است فزونی میگیرد لذا جمعی از فرزندان ایران زمین از مدتها به دنبال راهی بودند که مخالفت خود را با کوچکترین احتمال حمله نظامی به ایران نشان دهند. با جمع بندی کلیه نظرات، تصمیم گرفتند که تمامی راههای ممکن برای ابراز این مخالفت اعمال شود تا شاید به نتیجه مطلوب که همانا تعیین تکلیف ایران به دست خود ایرانیان است و نه به دست بیگانگان و دشمنان این سرزمین، برسند.
با تقدیر از زحمات این دوستان متنی که به رسانه ها و سازمانهای داخلی و بین المللی خواهند فرستاد در زیر می آید: "ما ایرانیان به دور از هر تفکر سیاسی، جناحی، حزبی، قومی و ... اعلام میکنیم که با هر گونه حمله نظامی به ایران مخالفیم و از همه شما که دل در گروی آزادی بیان، نهادینه کردن دموکراسی در سراسر جهان و احقاق حقوق بشر برای همه ملتهای جهان هستید، میخواهیم که ما را در رسیدن به جهانی عاری از جنگ و مخالفت با تجاوز به سرزمینی که خود اولین پیام آور حقوق بشر برای جهانیان بود، یاری رسانید. قاطعانه میگوییم ملت ایران خود باید تعیین تکلیف خویش را به دست گیرد و هیچ نیازی به دخالت نظامی بیگانه نخواهد بود؛ چرا که معتقدیم جنگ برای هیچ ملتی آزادی و دموکراسی نیآورده و نخواهد آورد و کوچکترین تجاوز نظامی به سرزمینمان که ثبات را از منطقه میستاند، ما را واخواهد داشت با تمام وجود در برابر متجاوزین بایستیم. به آنان نیز که سودای جنگ افروزی را در سر میپرورانند هشدار میدهیم که ما آزادی و حقوق بشر برای میهنمان میخواهیم و اگر حامی خواسته ما هستید، از فعالین حقوق بشر و جنبشهای اجتماعی ایران حمایت کنید و احقاق حقوق ما را، بهانه جنگ طلبی خویش نکنید." We – the Iranian – are announcing that (separate of any political or lateral or party or national things) we have been disagreed with any military attack to Iran and we'd want you to help us for arriving on the world who that hasn't any war. You yourself who to encourage the liberty of explanation, democracy for world and mankind rights, must be disagree with exceed to country that was the first messenger of mankind rights for people of world itself. We have been said categorically, Iranian people have to take in hand of his impose appointment and we will never need to foreign interference. Because we believe that the war wasn't bringing us the freedom and democracy to nations and it won't do this. We have been decided to persevere on opposite of offensives if our territory is attacked from any foreign country and it will be remove the registrar form region. We are alerting to persons who they have combat ideas in head. We want freedom and democracy to our country and if you are approved our idea, please backing from people of actives to mankind rights and social movements in
برای پیوستن به این جنبش و درج لوگو های لازم به وبلاگ دوست عزیزم سجاد بنام هم آوا و آدرس
مراجعه کنید. لطفا دوستان دیگر را هم دعوت کنید.
نکاتی که در ذیل این متن آمده است: * هدف ما ایجاد همبستگی ملی در داخل و یکدلی در خارج از کشور برای جلوگیری از هرگونه جنگ افروزی علیه ایران است. * ما معتقدیم که حمله نظامی به ایران قطعی نشده ولی میخواهیم جلوی کوچکترین احتمالات در بروز چنین فاجعه ای بایستیم. * در عین حال که مخالفت خود را با جنگ افروزی نشان میدهیم، حرکت ما در تضاد کامل با هرگونه ایجاد جو روانی و واهمه که نگرانی و یاس و ترس را به جامعه تزریق کند، قرار دارد. * ما میدانیم که سرزمینمان و هم میهنانمان امروز با مشکلات عدیده ای روبرو هستند، ولی چاره کار را در حمله نظامی نمیدانیم، چرا که این اقدام نامعقول، مشکلاتی دیگر را بر مشکلاتمان اضافه خواهد کرد. * ما با تجربه تلخیهای جنگهای گذشته و اینکه نثار خون هم میهنان و نابسامانیهای دیگری را به ایران تحمیل خواهد کرد، به مخالفت با جنگ برخواسته ایم، ولی در عین حال میگوییم که با تمام وجود برای سربلندی ایران و ایرانی، آماده ایم و به هر نحو ممکن از حیثیتمان دفاع خواهیم کرد و اجازه تجاوز را به هیچ متجاوزی نمیدهیم. * حمایت هر گروه یا حزبی از حرکت ما، به منزله این نخواهد بود که ما نیز حامی آنان هستیم چرا که این حرکت را یک حرکت کاملا ملی و به دور از باندبازیها و دیگر جریانات سیاسی میدانیم ولی در عین حال از همه آنان میخواهیم که اگر حامی حقوق ملت ایران و سربلندیمان هستند، ما را تنها نگذارند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 18:33 توسط داود روشنی |
|
|
چند روز پیش آقایی بنام علی از امید پرسید: يک سوال : به نظر شما بايد به دوم خردادی ها اجازه موفقيت در انتخابات را داد ؟
<من برایش نوشتم: به نظر شما با اين گند های دولت و مجلس يکدست نبايد به دوم خردادی ها اجازه موفقيت در انتخابات را داد؟؟؟!!! امید برایم نوشت: سلام آقا داود . اين ادبيات درستی در مقابل يک سوال نيست . اگر شما به مسائلی پی برده ايد . شايد ديگران به آن مسائل پی نبرده اند و چه بسا اين مسائل برايشان اين صفتها را نداشته باشد . لذا در صورتی که مایلید پاسخی منطی تر بدهید . من جواب دادم: به گمانم سوال بنده در جواب علی آقا را می فرمائيد. اگر با وجود اين همه معضل در سياست خارجی و در اقتصاد داخلی و مسائل مختلف که مردم با گوشت و پوست لمس می کنند، کسانی باشند که هنوز به قول شما (به آن مسائل پی نبرده اند) آيا شما فکر نمی کنيد که خودشان نمی خواهند پی ببرند؟ کسی که نگاه منطقي به مسائل ندارد و هنوز خيال می کند که موفقيت گروههای سیاسی قانونی کشور بايستی با اجازه برخی، و نه رای مردم باشد ، شما چه جواب منطقی تری به ايشان می توانيد بدهيد؟ سپس علی برایم نوشت: من طرفدار مردمي هستم كه با آن انگيزه و افكارو اعتقاد جان خود را فدا كردن و روي مين رفتن و در جنگ شهيد شدن من پيرو همان جوانان هستم و ميدانم كه اين مردم هستند كه با رأي خود ميهنشان را مي سازند و فقط ما مي توانيم آنها را راهنمايي كنيم كه چه كساني را انتخاب كنند و در مورد آن سؤال منظور مرا درست دريافت نكرديد به نظرم كسي را بايد اين جوانان انتخاب كنند كه از هر نظر ايده آل و 100% طرفدار ملت و آن افكار و انگيزه هاي جوانان زمان جنگ را داشته باشد وبراي امتش ازجان خودش هم بگذرد نه اينكه از افرادي كه پيرو حزب مشاركت ، سازمان مجاهدين انقلاب يا حزب كارگزاران يا دركل دوم خردادي باشد ... حال جواب آخر من به علی را بخوانید: جناب علی آقا:همين ادبيات يکجانبه گرايانه شما که با کمال احترام ، ناشی از ناآگاهی شماست مرا واداشت تا سوالتان را به خودتان برگردانم. هر چند اميد عزيز تمايلی ندارد که مطالبی متفاوت در وبش مطرح شود اما اجمالا می پرسم که : تاريخ ۱۰ سال دوران حيات امام بعد از انقلاب را مرور کنيد سپس بگوئيد که امام در بين اين دو جناح سياسی امروز، به چه کسانی بيشتر اعتماد داشت و مناصب حکومتی بيشتر در دست چه کسانی بود(آنان غير از دوم خردادی های امروز بودند؟). و بگوئيد که در جريان اقدام عده ای عليه مهندس موسوی امام به چه کسانی گفت که :حتی توانايی اداره يک نانوايی را هم ندارند( آنان غير از اصولگراهای امروز بودند؟)
| ||||