تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
   در سحر گاه نوزدهم مهر ماه بهنود شجاعی ۲۱ ساله که در ۱۷ سالگی طی یک نزاع مرتکب قتل شده بود اعدام شد! بهنود پیش از این ۵ بار به پای چوبه دار برده شده بود اما به دلایلی من جمله دستور رئیس قوه قضائیه اعدام او متوقف شده بود. در سحر گاه نوزدهم مهر ماه با وجود قول مساعد پدر و مادر مقتول مبنی بر عفو بهنود و با وجود تجمع خود جوش مردم فهیم از جمله مادران ندا و سهراب از شهدای جنبش سبز و درخواست بخشش از سوی آنان، بهنود قربانی حس انتقام و شاید بی درایتی و ظلم برخی مسئولین گردید. دلایلم برای متهم کردن مسئولین در مدارکی است که اینجا می گذارم. در ۱۷/۴/۸۷ عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی و جمعی دیگر از هنرمندان نامی کشورمان با حضور در منزل مقتول از آنان قول و رضایت عفو می گیرند و مکتوب می نمایند.

    اما چه عواملی باعث این بی اعتنایی مسئولین به رضایت شاکیان شده است؟ چرا مسئولین به جای اینکه در پی راه و حتی بهانه ای برای توقف اعدام نوجوانان باشند اصل را بر لزوم انجام اعدام می گذارند؟ چرا حس گذشت و انسان دوستی و احترام به نوع بشر جای خود را به حس انتقام و کینه توزی می دهد؟

ما ایرانیان را چه شده است که در پس این همه حس محبت و انسان دوستی و عاطفی بودنمان در اطراف خود شاهد چنین اتفاقاتی می شویم و خم به ابرو نمی آوریم؟

   آیا پدر و مادر مقتول در پس این انتقام جویی به آرامش و رضایت قلبی که دنبالش بودند خواهند رسید؟ الله اعلم:

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:32  توسط داود روشنی | 
۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷

  

۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷

   ساعتی پیش دکتر سعید حجاریان، امید نسل جوان و تئوریسین بزرگ اصلاحات از بند ظالمان متحجر و دولت کودتا آزاد شد. خبر های تکمیلی متعاقبا ارسال می شود. آزادی ایشان را به جنبش سبز تبریک می گویم.

    در عجبم این چه جمهوری اسلامی است که اکثریت مردم و خواص، اعم از سیاسیون با سابقه و کم سابقه، روشنفکران، تحصیلکردگان، هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران، دانشجویان و اساتید دانشگاه، خانواده های ایثارگران و بخصوص شهدای خوش نام و سرداران شهید و قشرهای دیگر مردمش منتقد و معترض او شده اند؟ تندروهای متحجری که در سطوح این نظام رخنه کرده اند شرم نمی کنند که نظام بر آمده از مردمی ترین انقلاب جهان را به این روز انداخته اند؟ عقل و درایت ندارند تا افول و بن بست روز افزون این نظام را در پس تقابل با مردم فهیم و باهوش خود ببیند؟ تا کجا می خواهند ادامه دهند؟ دولت کودتایی بی منطق و سرکوب گر را تا کی می خواهند بر مردم تحمیل کنند؟ چرا نمی فهمند راهی را که در پیش گرفته اند سابق بر این تمامی حکومتهای دیکتاتوری و سرکوبگر ضد ملی در سراسر جهان طی کرده اند و همه آنها سرنوشت مشابه یافته اند. چرا نظامی را که مردمش برای تشکیل و بقایش خونها داده اند را با حماقت خود در مقابل مردم قرار می دهند؟

   نباید بگذاریم عطش قدرت دیوانه وار عده ای بیگانه با ارزشهای ملت ایران، نظام مردمی جمهوری اسلامی را به انحراف بکشاند و زمینه نابودی آنرا فراهم کند. مبارزه بزرگی با نااهلان و نامحرمان را تجربه می کنیم. باید که مقاوم باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 15:59  توسط داود روشنی | 
   هنوز هم معتقدم مردم فهیم معترض به نتایج انتخابات جز رای خود چیزی نمی خواهند. کسی به دنبال انقلاب مخملی و براندازی و از اینجور مزخرفات که حاصل توهم توطئه عده ای عقده ای و دشمن ملت بود، نیست. اکثریت مردم احمدی نژاد را نمی خواهند و رفتار و کردار و گفتار او را در شان خود نمی بینند. نظام جمهوری اسلامی نباید هزینه اشخاص را بپردازد. آنهم آدمی چون احمدی نژاد را که هیچ حسنی نسبت به دیگر مسئولین و افراد درون نظام برای ریاست جمهوری ندارد که حتی عامل تفرقه و اغتشاش روانی جامعه نیز می باشد. عده ای قدرت پرست و پول پرست نباید نظر خود را بر اکثریت ملت تحمیل کنند و باید از خیر احمدی نژاد بگذرند تا شر ملت دامن گیر آنان نشود باید عده ای ناآگاه و یا محتاط هم که از احمدی نژاد بنابه هر دلیلی حمایت می کنند را قانع کرد.

    از زمان کلید خوردن پروژه انتخابات دهم تا کنون مسئولین نظام اعم از مدیران ارکان مختلف و نیروهای نظامی و انتظامی در مقایسه با مردم، بیشترین موارد نقض صریح قانون اساسی را در عملکردشان داشته اند. مسئولین نظام باید به مسیر قانون و عقل و شرع بازگردند. باید بار دیگر "میزان رای ملت" باشد و قانون میان مردم حمکرانی کند نه تمایلات شخصی و زیاده خواهی عده ای معلوم الحال که محرک مسئولین نظام شده اند برای نقض قانون. مردم نخواهند گذاشت یاران و معتمدین امام بزرگوار از درون نظام به بیرون پرتاب شوند و دشمنان و مخالفین امام و زخم خورده های دوران مدیریت امام و یارانش، انقلاب مردم را مصادره کنند. انقلاب ۵۷، این حاصل خون صدها هزار شهید مجاهد در خطر جدی است. هشیار باشیم و منطقی و خود را از کینه و نفرت کور بیرون آوریم!

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 12:34  توسط داود روشنی | 
   سردار عزیز جعفری فرمانده سپاه در هفته گذشته در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس مطالبی بیان نمود که بسیار قابل تامل بود. ایشان به نقل قولهایی از زبان اصلاح طلبان علیه رهبری اشاره نمود که البته اصلاح طلبانی که در زندان نیستند و از آنها نقل قول شده این مطالب را تکذیب کرده اند. سردار جعفری هیچ مدرک و منبعی را در اثبات انتصاب این نقل قولها به اصلاح طلبان ارائه نکرد. او ادعا می کند:

* آقاي موسوي خوئيني‌ها در بهمن 87 اينگونه مي‌گويد: ما بايد بياييم و توان بگذاريم تا به هر قيمتي رهبري را از تخت پايين بكشيم. او بايد بفهمد كه اين مملكت آنطور نيست كه ايشان هر جور بخواهد به هر سمت بكشد. خاتمي و يارانش اكنون كلي تجربه دارند.

* آقاي ابطحي در اعترافات خود مي‌گويد: "خاتمي و فاتح و مهدي هاشمي رفسنجاني مي‌گفتند كه "برنده شدن در اين انتخابات خيلي با انتخابات گذشته فرق مي‌كند. در اين صورت جريان اصولگرا و رهبر ديگر نمي‌توانند سرشان را بلند كنند و اين معناي يكسره كردن كار است. " يعني رسيدن به يك نظام با ولايت فقيه بسيار ضعيف شده يا بدون ولايت فقيه جا بيفتد. اعتراضات در انتخابات كاملا برنامه‌ريزي شده بود. "

* آقاي خاتمي در بهمن 87 مي‌گويد: "اگر در اين انتخابات احمدي‌نژاد سقوط كند، عملاً رهبري حذف مي‌شود، اگر به هر قيمتي و به هر شكلي اصلاحات دوباره به قوه اجرايي بازگردد، ديگر رهبري اقتداري در جامعه نخواهد داشت. سقوط اصولگرايي به معناي پايان اقتدار رهبري تلقي مي‌شود و با شكست اصولگرايان بايد قدرت رهبري را مهار كرد. "

* آقاي نبوي مي‌گويد: "بايد سعي كنيم احمدي‌نژاد را كانديداي رهبري معرفي كنيم كه اگر شكست خورد، رهبري شكست خورده باشد. ما يك بار اين كار را در خرداد 76 انجام داديم كه ضربه سنگيني بود و به سختي از جا بلند شدند، اكنون بايد ضربه نهايي را به رهبري بزنيم. براي محدود و پاسخگو كردن قدرت بايد از بالاترين قدرت شروع كرد. "

   فارغ از درستی یا نادرستی این ادعای سردار جعفری علیه اصلاح طلبان، مهمترین نکته این است که سردار جعفری با این اظهارات سعی در توجیه کودتای انتخاباتی دارد! او غیر مستقیم با این اظهارات دلایل خود را برای انجام کودتای مخملی علیه رای ملت بیان می کند. توهم توطئه اصلاح طلبان علیه رهبری!!!مهمترین دلیلی است که سردار جعفری و کودتاگران نظامی و غیر نظامی را جرات انجام کودتا داد! او اعتراف می کند که چون اصلاح طلبان و مردم خواستند احمدی نژاد را حذف کنند و ما احساس کردیم شکست احمدی نژاد همان شکست نظام و رهبری است پس با دخالت در نتیجه انتخابات اجازه چنین شکستی را ندادیم! او به خوبی دلیل خیانت دوستانش و متوهم شدن آنان را علیه رای ملت بیان نمود. این اظهارات در تاریخ کودتا ثبت شد و آیندگان هم به راحتی هر چه تمامتر در این مورد قضاوت خواهند کرد. 

 دکتر ابوالفضل فاتح هم در پاسخ خود به ادعاهای سردار جعفری چنین می گوید:

چنین سخن و اتهامی نه تنها کذب محض و افترایی گزاف که جفایی نابخشودنی است. بر آقای ابطحی حرجی نیست. اما فرمانده ی محترم سپاه آقای جعفری چرا؟ بهتانی تا این اندازه زشت و بی پایه در کدام دادگاه منصف به اثبات رسیده است که که اینک مستند ادعای خطیر و موهوم اخیر شده است؟ چنین اشتباهی از افراد معمولی نیز پذیرفته نیست چه رسد به مقامی در این حد و اندازه. وا حسرتا اگر مبنای همه ی ادعاها و تحلیل ها چنین بی اساس و سست باشد و وا مصیبتا اگر چنین تحلیل هایی مبنای عمل نیز قرار گرفته باشد که متاسفانه در موارد بسیاری چنین شده است. جای تامل دارد که چرا فرمانده ی محترم با همه ی دسترسی ها به سیستم امنیتی و اطلاعاتی به جای ارائه ی مدارک متقن و مستند برای اثبات چنین ادعای خطرناکی به سخنان منسوب به دوران بازجویی فردی آن هم در شرایط خاص استناد می کنند.

سخنان سردار جعفری در جمع پیشکسوتان دفاع مقدس.

پاسخ دکتر فاتح به ادعاهای سردار جعفری.


 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت 14:35  توسط داود روشنی | 
   پس از جنگ افتخار آميز بدر پيامبر اكرم(ص) براي مبارزين بدر احترام خاصي قائل بود. در هر مجلسي كه وارد مي شد اصحاب بدر را تكريم وي‍ژه مي نمود و هر جا كه آنها غايب بودند با عبارت "اين البدريون؟" بدنبال آنان مي گشت. اصحاب بدر جزء اولين مبارزين در راه اسلام بودند و افرادي مخلص و بي ريا. با اينكه افراد زيادي در غزوات بعد از بدر جانفشاني كرده بودند اما پيامبر اسلام هميشه بدريون را تكريم خاص مي نمود. همينان بودند كه در جنگ احد هم در پست خود باقي ماندند و بر خلاف  عده اي كه جديدا به اردوي اسلام ملحق شده بودند  پست خود را براي كسب غنائم جنگي ترك ننمودند و اتفاقا در اين جنگ، ترك پست خدمت توسط جديدالاسلامها بود كه باعث شكست سپاه اسلام شد.

   غرض از نقل اين موضوع تاريخي اين است كه بگويم امثال مير حسين موسوي و مهدي كروبي و هاشمي رفسنجاني و محسن ميردامادي و بهزاد نبوي و مصطفي تاج زاده و محسن صفايي فراهاني و دهها شخصيتي كه اين روزها مورد هجمه اند. همان بدريوني هستند كه امام (ره) تا آخرين روز حيات خود اينان را تكريم مي نمود و به عملکردشان اعتماد داشت. در مقابل امثالي چون مصباح يزدي(همان انقلابي بعد از انقلاب)و محمود احمدي نژاد و رحيم مشايي و قاضي مرتضوي و صادق محصولي و هاشمي ثمره و عوضعلی کردان و دهها شخصيت همراه اينان به مثابه همان اصحاب احد هستند كه براي كسب غنائم و قدرت و جاه و مقام تشريف آورده اند و عجيب نيست كه چنين بي پروا بر عليه بدريون انقلاب شمشير كشيده اند و بر حذف آنان همت گمارده اند چرا كه اين بدريون انقلاب را كه امام همواره تكريمشان مي نمود را مانع رسيدن به مطامع دنيوي خود مي بينند. اما ملت فهيم ايران با چشمان باز و حواس دقيق همه چيز را رصد مي كند و اجازه نخواهد داد معتمدين امام به تيغ قهر و كينه و حسادت تازه انقلابي هاي بي ريشه از گردونه انقلاب حذف و منزوي گردند.   

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت 21:23  توسط داود روشنی | 
   برنامه ۲۰:۳۰ در مورد شهیده ترانه موسوی که یادتان هست! آقای مسنی بعنوان مامور ثبت احوال اعلام نمود که تنها سه نفر ترانه موسوی داریم و دختری که عکس آن بعنوان ترانه موسوی توسط مردم منتشر شده و گفته می شود به او در زندان تجاوز شده و بعد به شهادت رسیده، اکنون زنده است و در کانادا زندگی می کند!!!... کاشف به عمل آمد که جناب مامور ثبت احوال همان سردار احمد روزبهانی رئیس پلیس امنیت اخلاقی ناجا و از نزدیکان احمد رضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی می باشند که در کسوت مامور ثبت احوال انجام تکلیف فرمودند.

    سردار احمد روزبهانی مشهورتر از آن بود که در نقش یک مامور ثبت احوال ظاهر شود و شناخته نشود چرا که او یکسال پیش در یک مصاحبه تلوزیونی "خلیج فارس" را  خلیج عربی نامیده بود و بدینوسیله خشم ایرانیان وطن پرست را بر انگیخته بود. از اینرو  این گاف بزرگ تنها نشان از بی نظمی و حماقت و بی تدبیری است و یا اینکه شاید ناشی از قحطی دروغگو و خائن به ملت در جبهه کودتاچیان است که آنها را مجبور کرده چنین ضایع کاریهایی کنند. به هر حال دلیل این گاف بزرگ هر چه باشد نشان دیگری از حقانیت معترضین و موفقیت های روز افزون مقاومت علیه کودتاست: دو عکس مامور قلابی و سردار روزبهانی واقعی را می گذارم جهت تنویر افکار حامیان کودتا و خوشحالی معترضین:

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت 18:41  توسط داود روشنی | 
   نامه وحشت بر انگیز مهدی کروبی به هاشمی رفسنجانی ضمن اینکه از شجاعت وصف ناشدنی این شیخ خبر می دهد حیرت و وحشت و نگرانی دلسوزان این ملک و ملت را بر انگیخت! کروبی در این نامه می گوید:

"عده‌اي از افراد بازداشت‌شده مطرح نموده‌اند كه برخي افراد با دختران بازداشتي با شدتي تجاوز نموده‌اند كه منجر به ايجاد جراحات و پارگي در سيستم تناسلي آنان گرديده است. از سوي ديگر افرادي به پسرهاي جوان زنداني با حالتي وحشيانه تجاوز كرده‌اند به طوري‌كه برخي دچار افسردگي و مشكلات جدي روحي و جسمي گرديده‌اند و در كنج خانه‌هاي خود خزيده‌اند."

اصل نامه را در اینجا می توانید بخوانید.

   در این راستا سایت موج سبز آزادی با انتشار یادداشتی از یکی از بازداشت شدگان حوادث اخیر گوشه کوچکی از این جنایتها را افشا کرد:

یادداشت را با عنوان "دو هفته در بازداشت لمپن‌ها" در اینجا بخوانید.

"افشاي يك جنايت كثيف!" را هم به قلم بابک داد اینجا بخوانید(باید از فیلتر شکن استفاده کنید).

    هر چه سعی می کنم به خودم بگویم که ان شاءالله دروغ است و حقیقت ندارد گزارشهای دیگری می رسد که آه از نهادم بلند می شود! واقعا این است نتیجه خونهای شهیدان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی؟ و یا اینکه ما در این ۲۰ سال اخیر غافل بوده ایم تا انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان افتاده است!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 12:2  توسط داود روشنی | 
   دادگاه محاکمه سران پر سابقه و خوش سابقه اصلاحات و جمعی از جوانان این مرز و بوم آغاز شد و به خوبی در همان لحظات آغازین ثابت شد که یک نمایش مضحک بیش نیست!

   متهمان بر خلاف قوانین جمهوری اسلامی از حق داشتن وکیل محرومند و وکلا در جریان محاکمه نبودند! کیفر خواست متهمان که توسط دادستان خوانده شد تنها اتهامات کلی است که بیشتر به مقاله روزنامه کیهان شباهت دارد تا کیفر خواست! دادستان در این کیفر خواست به یک جاسوس خیالی استناد کرده که از ارائه نام آن هم معذور است! یک سری اتهامات کلی بدون ارائه دلیل و مدرک را مطرح می کند و قبل از آن هم طبیعتا متهمان را به رافت اسلامی! (بخوانید شکنجه روحی و جسمی) برای پذیرش این اتهامات توجیه نموده اند.

   من معتقدم که متهمان که سوابق آنان کاملا پر افتخار و روشن است بایستی در دادگاه نمایشی تمامی این اتهامات را بپذیرند. مردم ما فهیمتر از آنند که این اعتراف گیری های رسوا را باور کنند آنان باید به فکر سلامت و آزادی خود باشند تا دوباره در کنار ملت قرار گیرند. به زودی ان شاءالله در همین نظام جمهوری اسلامی در یک دادگاه صالحه و قانونی، همین محاکمه کنندگان نمایشگر بعنوان متهم خواهند ایستاد و همین متهمان فعلی بعنوان شاکی و شاهد جنایت کودتاگران  شهادت خواهند داد.

   اگر واقعا اینها پشتوانه ۲۴ میلیون رای را دارند براستی چه نیازی برای چنین نمایشگری های رسوا و عجولانه می داشتند؟! مردم هوشیارند و با این اقدامات، ذهن ملت در این ایام از موضوع اصلی که همان مبارزه با کودتای مخملی است منحرف نخواهد شد. ما نظام جمهوری اسلامی را از لوث وجود مفسدین و جنایتکاران و کودتاگران خیانتکار پاک خواهیم کرد. ما نظام را از نااهلان و نامحرمان بازپس خواهیم گرفت. به زودی دوباره میزان رای ملت خواهد شد. ان شاءالله

+ نوشته شده در  شنبه دهم مرداد 1388ساعت 17:59  توسط داود روشنی | 
  امام زمانی که من می شناسم و منتظرش هستم اگر بخواهد پاسخی به نامه پر حرف و حدیث فیروز آبادی بدهد انتظار دارم چنین بگوید:

                                              بسم الله الرحمن الرحیم    

 از بنده خدا حجت ابن الحسن العسکری به حسن فیروز آبادی:  

   پس از حمد و ثنای خداوند رحمان و رحیم و درود برآخرین فرستاده او محمد (ص) و خاندان پاک و مطهرش.  

نامه دلسوزانه ات را خواندم.  مواردی را جهت آگاهی پیروان جدم محمد(ص) و منتظران فرج و ظهور حق و عدالت تذکر می دهم:

1-این بنده خداوند حکیم در دوران غیبت صغری نوابی مومن داشتم که آنان را به توسط نامه ای به پیروان جدم معرفی نموده بودم که واسطه ای بودند بین من و مومنین و نام آنها را می دانید. اما با آغاز غیبت کبری که ان شاءالله به زودی به پایان برسد به فرمان خداوند علیم به پیروان جدم تذکر دادم که از این پس و تا زمان ظهورم نائبی نخواهم داشت و کسی نباید این ادعا را بنماید.

2- فرزندم روح الله الموسوی الخمینی بنده صالح خدا بود و پس از مبارزات پدرانم برای احیای اسلام، او شجاع ترین کسی بود که از تبار پدرانم به پا خاست و به لطف خداوند حکیم توانست امتی از پیروان جدم علی (ع) را از ظلم و ستم نجات دهد. او مایه خشنودی ماست اما شیعیان ما باید در نسبت دادن القاب و نیابت به پیروان مخلص ما حد نگه دارند و مراقب باشند. روح الله مورد رضایت و سربلندی ماست و یاران کشته شده او هم شهیدند و نزد خداوند مآجور، ان شاءالله.

3-گفتی که آموخته ای تاریخ تکرار شدنی است! پیروان ما باید بدانند که تاریخ بزرگترین معلم انسان است و تجربه تاریخ باید چراغ راه پیروان ما باشد وتن به هر تکراری ندهند و از تکرار تلخی های آن بر حذر باشند و از آن درس بگیرند.

4- نباید پیروان و منتظران ظهور ما تنها محدود به عده ای خاص با نام بسیجی یا طلبه و یا هر نامی تلقی گردند. به مومنین تذکر می دهم که سربازان ما در دوران ظهور همه جوانان، فارغ از اندیشه و ملیت و نژاد و قوم و مذهب و دین خاص خواهند بود و من به جوانان آگاه و حق طلب و شجاع در سرتاسر کره خاکی امید بسته ام. خونی که در رگهای دوستداران ماست متعلق به کسی نیست و هدیه ای خواهد بود برای احیای اسلام رحمانی و برقراری عدالت و اجرای فرمان حضرت احدیت.

5- از پدرانم نقل شده که سنت الهی بر این است که موعود زمانی ظهور می کند که زمین از ظلم و جور پر شده باشد. زمانی که  موعود،  دین خداوند را عرضه خواهد کرد،  چنان متفاوت جلوه می کند که گویی دین جدیدی آورده است؛ پس ما خواهیم آمد وقتی که دین پیروان ما نیاز به اصلاح دارد. نباید عده زیادی از دوستداران ما کافر خوانده شوند و کشته و زندانی یا تبعید گردند. خداوند از ما اهل بیت نخواسته است که بندگانش را طرد نماییم و آنان را مرتد  بخوانیم و مستحق مجازات. رسالت ما اهل بیت افزودن بر شمار مسلمانان و مومنین است و نه دور کردن آنان از دین خدا. بزرگترین و خطرناکترین دشمنان جدم علی ابن ابیطالب(ع) متحجرینی بودند که در عین پایبندی به شعائر ظاهری مذهبی مانند نماز و روزه و تلاوت قرآن، دیگر بندگان خداوند و مومنین را مرتد می خواندند و حتی جدم را هم کافر نامیدند. حق را گم نکنید و سخت و محدود هم نخوانید تا پیروان ما از آن رویگردان نشوند. یک مسلمان نباید به جان مسلمان دیگر بیافتد و او را از خداوند دور بداند. دین اسلام فراخ است و آغوش خود را برای همه بندگان خداوند باز نموده است.

6- به بندگان خداوند حلیم که نیاز به هدایت را در خود می بینند توصیه می کنم که به علمای اسلام در سراسر زمین رجوع کنید و برای ظهور من و تحقق سنت الهی بسیار دعا کنید. 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 0:29  توسط داود روشنی | 
   عکس های زیر تصاویر بازشماری ۱۰ درصد از صندوقهای آرا توسط شورای نگهبان است که توسط خبر گزاری رسمی دولت منتشر شد:

1- اینکه صندوق رای شورای شهر در میان صندوقهای رای ریاست جمهوری چه می کند؟
2- چرا رای ها اینقدر نو هستند و هیچکدام تا نخورده اند؟ مگر هنگام رای دادن برگه های رای را تا نکردیم؟
 

××امیدوار رضایی:دربرخی صندوقها 70% آرا با یک خودکار و با یک خط نوشته شده است

××آیت الله طاهری:کهنه دشمنان امام مشغول به موزه فرستادن «جمهوری اسلامی» هستند.تصدی مجدد رئيس دولت "نامشروع و غاصبانه" است

 


+ نوشته شده در  سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 20:38  توسط داود روشنی | 
  نوشتیم میر حسین موسوی

  خواندند محمود احمدی نژاد!!!

قطعات پازل کودتا:

  ۱-تهیه مهر و برگه های تعرفه به میزان چند برابر قانونی و سه برابر نمودن صندوقهای سیار!

  ۲-قطع پیامکها در روز انتخابات!

  ۳-قطع اینترنت و اختلال در سایتهای حامی میر حسین در روز انتخابات!

  ۴-ارسال اخبار کانالیزه شده از طریق صدا و سیما بدون اینکه امکان تکذیب برای حامیان میر حسین فراهم باشد.

از طرفی جمعه شب به روزنامه های حامی میر حسین حمله شده و آنان را مجبور به تغییر مطالب روزنامه نموده اند.

  ۵-ایجاد حکومت نظامی آشکار در نقاط مختلف شهر ها بخصوص تهران!

  ۶-به صحنه آوردن حامیان لباس شخصی احمدی نژاد و جولان در خیابانهای شهر و ضرب و شتم و دستگیری معترضین!

  ۷-اعلام پیروزی احمدی نژاد از رسانه های رسمی!

  ۸-نامه تبریک رهبری به احمدی نژاد قبل از تایید سلامت انتخابات توسط شورای نگهبان!

  ۹-دستگیری و بازداشت فعالین سیاسی و اعضای شاخص احزاب اصلاح طلب بلافاصله بعد از اعلام پیروزی احمدی نژاد!

  ۱۰-حمله به ستادهای میر حسین در شب شمارش آرا وبا استفاده از گاز اشک آور و باتوم و چوب و چماق و متعاقب آن پلمپ کردن ستادهای میر حسین!

و اما وضعیت معترضین:

  ۱-علی رغم توحش پلیس و لباس شخصی ها در برخورد با معترضین، مردم مقاومت می کنند. شبها در پشت بامها شعار الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور سر می دهند.

  ۲-دانشگاهها مقاومت می کنند.

  ۳-میر حسین قاطعانه ایستاده است.

  ۴-علما و مراجع تقلید قم تا بدین لحظه تنها پیام تبریک خلق حماسه صادر کرده اند و اشاره ای به پیروزی احمدی نژاد یا تبریک به وی ننموده اند.

  ۵-آقای کروبی هم اعلام نموده احمدی نژاد را رئیس جمهور نمی داند.

  ۶-راهپیمایی مردم امروز بعد از ظهر انجام می شود.

نکته قابل تعمق:

    اگر این کودتا پیروز شود انحراف آشکار در جمهوری اسلامی است و دیگر رقابت انتخاباتی معنی نخواهد داشت و مردم از این نظام رویگردان می شوند. بنابر این جمهوریت نظام کاملا محو می شود و به تبع آن هم اسلامیت نظام هم منحصر به قرائت احمدی نژادی از اسلام خواهد شد و تحجر حاکم می شود. برای حفظ جمهوریت و اسلامیت نظام و آزادی و به احترام خونهای پاک شهیدان و روح امام بزرگوار مقاومت خواهیم کرد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 10:59  توسط داود روشنی | 

   برای بزرگتر دیدن عکس اینجا را کلیک کنید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 13:33  توسط داود روشنی | 
   دو سه روزی است که احساس می کنم موج مردمی در حمایت از میر حسین موسوی در درون جامعه در حال شکل گیری است و این به مدد تلاش جوانان مخلص و درد آشنایی است که نسبت به جامعه و کشور خود احساس مسئولیت می کنند. اندک اندک جوانان پرشور ایرانی به ستادهای جوانان می پیوندند و در سطح جامعه هم نماد مچ بند و شال سبز جایگاه خود را بخصوص میان جوانان پیدا کرده است. خوشبختانه تا روز رای گیری دو هفته فرصت باقی است و ما جوانان هم فرصت کافی برای بارور و کامل نمودن موج حمایت مردمی از میر حسین را داریم.

   از طرفی طرفداران افراطی احمدی نژاد هم با مشاهده موج حمایتی از میر حسین اندک اندک دارند تعادل روانی خود را از دست می دهند و در خیابانها و میادین شهر به جوانان حامی میر حسین حمله ور می شوند و فحاشی می کنند و حتی چاقو زنی می کنند نمونه آن حمله و زخمی نمودن دوست پر تلاش و خوبم امین آزاد است که وظیفه فیلمبرداری و تولید کلیپهای تبلیغاتی میر حسین برای ستاد جوانان حامی خاتمی و میر حسین( ستاد ۸۸) را بر  عهده دارد. قطعا هر چه به روز رای گیری و تکامل موج مردمی حمایت از میر حسین نزدیک شویم تحرکات غیر قانونی و توحش حامیان افراطی محمود خان هم تشدید خواهد یافت.

   به دوستانم توصیه اکید دارم که در کمال آرامش و خونسردی در جامعه ظاهر شوند. سلاح ما منطق ماست و افراطیون در مباحثات خیابانی توان مقابله با ما را ندارند برای همین هم به خشونت های فیزیکی دست می یازند. نشانه های پیروزی آشکار شده است بنابر این با امید و نشاط بایستی تلاشهایمان را مضاعف کنیم. مردم در حال ملحق شدن به جوانان مبارز هستند فرصت را غنیمت شماریم برای دوم خردادی دیگر در ۲۲ خرداد به یاری خداوند ان شاءالله.

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 20:7  توسط داود روشنی | 

 من در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد. »      

                                                                                   حضرت امام خمینی (ره)

      ایرانیان عزیز

      30 سال پیش از این تلاش های حق طلبانه ملت مبارز ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به ثمر نشست و از آتش خشم ملت ققنوس آزادی و آزادگی  سر برآورد.

      طبیعی بود که در راستای  پیروزی سیاسی ملت ایران در برابر نظام ستم شاهی، اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی  نیز در حکومت مردمی ایران در پیش گرفته شود تا انقلاب ملت ایران به اهداف عالیه خود برسد؛ اما کینه توزی  دشمنان و بدخواهان  داخلی و خارجی ، هجمه ای  را بر وطن عزیز  تحمیل نمود تا بهترین ثمره های  این مرزوبوم را از ادامه راه تحقق اهداف انقلابی باز دارد. لیکن  جوانان غیور و دلاور با تقدیم خون خود اجازه ندادند تا این تازه رسته نهال  از رشد و بالندگی باز ماند. و هدایت گر این رشادت ها  امامان بودند که در کنار بشارتهایش ،نذیرمان می داد  و ملت را از قصد نفوذ نااهلان و نامحرمان در ارکان تصمیم گیری و اجرائی انقلاب آگاه  مینمود.

      گویا آن پیر مراد همه آزادمردان، روزگاری را به چشم دل می دیدند  که ناجوانمردان ظاهر فریب عوام نمایی که  نه تنها هیچ نسبتی با  این انقلاب  نداشته و حتی پیر جماران را  ناپاک می خواندند،  زمانی خود مدعی دفاع از آرمان های امام و انقلاب باشند و گرگ در لباس شبان.

      ملت مبارز ایران؛

      این روزها تمام دلسوزان انقلاب مردمی ایران به چشم خود می بینند که چگونه عده ای قلیل با مصادره ی تمامی مفاهیم ارزشی ملت ایران و صرف بیهوده آن مفاهیم به نفع مقاصد سیاسی و جناحی و شخصی خود، قاطبه ی ملت و مبارزین دیروز را از صحنه های انقلاب  حذف و منزوی می کنند.

 امروز مرزبندی های موجود در فضای ایران دیگر، مرزبندی غیر شفاف تحت عناوین اصولگرا و اصلاح طلب نیست، بلکه چالش موجود میان انقلابیون قانونگرا با اقتدارگرایان قانون گریز متحجراست که پیش از این امام (ره)، ملت ایران را از خطر این نااهلان و نامحرمان آگاه نموده بود.

      هموطنان ارجمند

      معتقدیم که افراط برادر تفریط است. هرجا که افراطی گری حاکم شود ، تفریط هم خود نمایی می کند. از این روست که ملت امروز شاهدند که از پس انکار هولوکاست و تطهیر جنایات نازی ها، دوستی با ملت اسراییل بیرون می آید و به دنبال ادعای تشکیل دولت هفتاد میلیونی، دولت خانوادگی و حذف مدیران و کارشناسان لایق و انکار خدمات گذشته و وزرای دروغگوی جاعل و میلیاردر ظاهر می شوند.

      امروز علي رغم شعار مهرورزی با ایرانیان، اساتید با تجربه دانشگاه ها بازنشسته می شوند و دانشجویان منتقد ستاره دار می شوند و یا به کمیته های انضباطی فراخوانده می شوند و در سطح جامعه هم به بهانه ارتقای امنیت اجتماعی، گشت های ارشاد روسری از سر دختران مردم می کشند و جوانان را ضرب و شتم می کنند.

      مردم شاهدند که مسئولین در مجامع بین المللی مدعی وجود آزادی مطلق در ایران می شوند و در داخل، مطبوعات مستقل و کتب و محصولات فرهنگی و هنری توقیف می شوند. از طرفی نتیجه ی شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم، تورم 30 درصدی و تعطیلی تولید و افزایش واردات بی رویه و بالا رفتن نرخ بیکاری است. تمامی این ها نشان از افراط و تفریط مدعیان خدمت به ملت ایران است.

      ملت رشید و آگاه ایران؛

      فرزندان شاهد و ايثارگر امضا کننده ی این بیانیه با نگاه عمیق به وضعیت خطرناک و غیرقابل قبول ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و با احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور و نظام و انقلاب، حمایت قاطع خود را از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی اعلام می نمایند تا ان شاءالله با حضور نخست وزیر محبوب حضرت امام(ره) در عرصه مدیریت اجرایی کشور، نظام جمهوری اسلامی به مسیر عقلانیت، قانون و پیشرفت بازگردد.

علاقه مندان براي اعلام آمادگي براي همكاري با ستاد اميد مي توانند به آدرس زير مراجعه كنند.

پايين تر از ميدان فردوسي، نبش خيابان تقوي، روبروي پژوهشكده امام خميني (ره)، پلاك 90، طبقه 3، واحد 17. تلفن: 66749482     

 پست الكترونيك: isargaran88@yahoo.com

گفتنی است تعداد ۱۰۷ نفر از فرزندان شاهد و ایثارگر این بیانیه را امضاء نموده اند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 17:31  توسط داود روشنی | 
   میر حسین موسوی عزیز ما اگر زبانم لال در انتخابات آتی شکست بخورد از احمدی نژاد شکست نخواهد خورد بلکه از ستاد فشل و ضعیف مملو از آدمهای تشنه قدرت و پست و مقام اما نالایق شکست خواهد خورد!

   این همه جوان بی ادعا و پر شور خواستار تغییر در حال تلاش برای رای آوری میر حسین هستند اما تمامی امکانات و ستاد مرکزی میر حسین در اختیار افرادی است که نه تنها سابقه فعالیت انتخاباتی ندارند بلکه استعداد این کار را هم ندارند. اگر وارد طبقات ستاد میر حسین شوی انبوه مگسان دور شیرینی را می بینی که با کت و شلوار اتوکرده در حال روزنامه خوانی و چایی خوردن و بحث های فرسایشی سیاسی هستند اما دریغ از یک تلاش خارج از ستاد! در سوی دیگر جوانان حامی میر حسین که اکثر آنها جوانان با تجربه در امر تبلیغات در انتخاباتهای گذشته هستند در به در دنبال بودجه برای اجرایی کردن برنامه های تبلیغی خود در طبقات این ستاد بالا و پایین می روند.( البته بنده منکر حضور برخی افراد لایق و توانمند و با تجربه در این ستاد نیستم اما غالب مسئولین این ستاد این کاره نیستند!)

   آقایان عزیز بحث سیاسی و چکش کاری افکار ناقص سیاسی مال زمان غیر انتخاباتی است. اکنون همه باید آستینها را بالا بزنیم و وارد توده های مردم شویم برای اقناع کردن مردم به نفع میر حسین! اکنون زمان تبلیغ برای تغییر است و نه زمان خود نمایی! ما جوانها به شما قول می دهیم که اگر پیروز شدیم تمام پست ها و مقامها مال شما و ما هم به خیابانها و دانشگاهها بر می گردیم و از پایین حامی کتک خور میر حسین خواهیم بود اما شما را به خدا در این زمان اندک فضا را برای فعالیتهای تبلیغی و موج آفرینی ما باز بگذارید و مانع کار ما جوانها نشوید!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 19:29  توسط داود روشنی | 
   در این انتخابات دهم همه منتقدین و محذوفین در حال یک سنت شکنی هستند! قرار گذاشته اند مانع از رئیس جمهور شدن رئیس جمهوری شوند که دوباره می تواند انتخاب شود و به جای آن می خواهند یک رئیس جمهور عاقل سر کار بیاورند. این، یک هدف خارق العاده است که یک رفتار خارق العاده و تلاش خارق العاده را هم می طلبد! به قول خاتمی عزیز تمام کشور ستاد احمدی نژاد است و از اینروست که طرفدارانش می گویند او نیاز به ستاد و خرج کردن ندارد چون خود بخود و بصورت سیستماتیک و اداری برای تبلیغ احمدی نژاد از جیب ملت خرج می شود!

   این آقای محسن رضایی هم خیلی آدم جالبی است! ماها از یکسال پیش تحرکات انتخاباتی مان را شروع کرده ایم اما ۳۵ روز مانده به انتخابات هنوز نتوانسته ایم موج حمایتی از کاندیدایمان را ایجاد کنیم و مطمئن هم نیستیم که آیا میر حسین رای می آورد یا نه آنوقت آقا محسن ۳۵ روز مانده به انتخابات هوس کاندیداتوری به سرش می زند و این در حالیست که پیش از این هر چه خود را به در و دیوار زده کسی جدی اش نگرفته و به غیر از چند نفر دوروبرش و احتمالا خانواده اش طرفداری هم ندارد تا برایش سینه چاک کنند با این حال لابد امیدوار است که رئیس جمهور هم بشود! در انتخابات های گذشته هم آقا محسن ما از این کارها کرده و چند ساعت مانده به رای گیری با مشاهده انبوه طرفدارانش انصراف را بر قرار ترجیح داده است اما لابد این دفعه دیگر فرق می کند چون او گفته تا آخرش هستم!

   -عالم سیاست هم دلغک بازی هایی دارد خوب! در این چند روز از این دلغک های سیاسی در سطوح بالا و پایین سیاست زیاد دیده ام با شروع ثبت نام کاندیداها هم از این دلغک های سیاسی مشهور و غیر مشهور زیاد خواهیم دید. 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:6  توسط داود روشنی | 
   در اجلاس ژنو تمامی شرکت کنندگان مقامات و سفرای دست چندم کشورها بودند و تنها ایران بود که در سطح یک هیئت بلند پایه در آن شرکت کرد. در حین سخنرانی احمدی نژاد سفرای دست چندم کشورها با ترک اجلاس توهین و بی احترامی بزرگی به مقام بلند پایه ایران کردند که البته در هیچ اجلاس بین المللی سابقه اینچنینی نداشته است حتی افراد عادی شرکت کننده در اجلاس هم با توهین های لفظی به رئیس جمهور ایران امری غیر عادی و غیر قابل باور را در سطح جهانی رقم زدند.

    در حقانیت سخنان احمدی نژاد در مورد اسرائیل شکی نیست اما سوال من این است که طرح چنین مواضعی بصورت حضوری در مقابل چشمان حامیان سرسخت اسرائیل که توان توهین و بی احترامی را به آنان می دهد چه جایگاهی در دیپلماسی منطقی و علمی ما می تواند داشته باشد؟ آیا نمی توان بدون ایجاد زمینه توهین و تحقیر ملت ایران مواضع اصولی را بیان نمود؟ نکته جالب دیگر خوشحالی و تقدیر حامیان احمدی نژاد از چنین حرکت نسنجیده دولتی هاست به طوری که این حرکت را بسیار موفقیت آمیز و غرور آفرین می خوانند!

یاد خواهر زاده ام افتادم وقتی که دو ساله بود. یک روز به دستشویی رفت و چند دقیقه بعد بیرون آمد و با خوشحالی و هیجان گفت "دایی جون یه پی پی گنده کردم بیا ببین چقدر گنده ست!"

+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:9  توسط داود روشنی | 

يكي از سايت هاي اينترنتي اعلام كرد: اخيرا ديداري بين حجت الاسلام ناطق نوري و سيد محمد خاتمي صورت گرفته است كه در اين ديدار ناطق نوري رهنمودهايي به خاتمي براي پيروزي ميرحسين در انتخابات داده است.

به گزارش سايت رجانیوز ، ناطق نوري به خاتمي گفته است كه شما به سراسر كشور سفر كن و بگو كه "من كنت مولاه فهذا ميرحسين مولاه "! هركاري مي توانيد بكنيد تا ميرحسين راي بياورد.

وي افزوده است: من در دولت ميرحسين با اينكه با هم اختلافات داشتيم وليكن وي احترام مرا هميشه داشت ولي احمدي نژاد هيچ احترامي براي من قائل نيست.

ناطق نوري همچنين گفته است كه من يك تار موي هاشمي را به احمدي نژاد نمي دهم. من هماني هستم كه اگر در دوم خرداد76 با هاشمي بودم راي مي آوردم و اين همه مشكل ديگر وجود نداشت.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 18:15  توسط داود روشنی | 
اپیزود سوم:

    یک همایش پژوهشی که توسط یک نهاد انتصابی برگزار شده است. شرکت کنندگان این همایش جمعی از پژوهشگران و نویسندگان و صاحبنظران و رزمندگان دفاع مقدسند. زمان صرف ناهار فرا می رسد و شرکت کنندگان به سالن غذا خوری راهنمایی می شوند. در اثر حضور همزمان شرکت کنندگان در غذا خوری، صفی نه چندان طولانی در محل توزیع غذا شکل می گیرد. جناب آقای... مسئول برگزاری همایش با همراهان برای صرف ناهار تشریف می آورند و با بی اعتنایی از کنار مهمانان شرکت کننده که در صف غذا ایستاده اند می گذرند و داخل سالن غذا خوری شده و دور یک میز می نشینند. چند نفر از پرسنل غذاخوری سراسیمه می آیند و چند ظرف غذا را روی میز حاج آقا می چینند و کلی کرنش وابراز ارادت می کنند... بقیه میهمانان یکی یکی سر می رسند و در ته صف قرار می گیرند!

 اپیزود چهارم:

    کنگره یک حزب اصلاح طلب. شرکت کنندگان همگی از اعضای حزب و هواداران هستند. میهمانان غیر عضو حزب پس از برگزاری افتتاحیه و پذیرایی مختصر با بدرقه اعضای حزب محل همایش را ترک کرده اند. وقت ناهار فرامی رسد. سالن غذا خوری کوچک است و گنجایش همه اعضا را در یک لحظه ندارد. برخی مجبورند برای خالی شدن سالن منتظر شوند. صف طولانی با پیشرفت کند در ورودی غذا خوری شکل می گیرد. جناب دبیر کل حزب برای صرف ناهاربه همراه دو نفر از شاخه جوانان حزب سر می رسد و انتهای صف می ایستد و مشغول صحبت می شود. افرادی که در جلو ایشان ایستاده اند متوجه دبیر کل می شوند و یک خسته نباشید به ایشان می گویند و مجددا روی خود را به سمت جلو برمی گردانند و یک قدم به جلو برمی دارند. پس از 15 دقیقه، نوبت آقای دبیر کل می رسد و غذایش را می گیرد و داخل سالن می شود. جای خالی دور میزها وجود ندارد. آقای دبیر کل و دو جوان همراهش سر می چرخانند تا جای خالی پیدا کنند. دو نفر بلند می شوند و آقای دبیر کل را صدا می زنند و می گویند ما غذایمان را خوردیم بفرمائید جای ما بنشینید!

 اپیزود پنجم:

    با عده ای از جوانان برای دیدار با آقای ... از اعضای ارشد یک حزب اصولگرا به دفتر حزب مزبور می رویم. اسامی ملاقات کنندگان قبلا به دفتر حاج آقا ارسال شده است! در نگهبانی حزب یک گیت امنیتی قرار داده شده است! آقایی، اسامی را تک تک می خواند و جوانان از گیت امنیتی عبور می کنند! دو نفر، جوانان را تا طبقه بالای ساختمان همراهی می کنند و در آنجا برای هریک ازملاقات کنندگان کمدی نشان می دهند تا تمام وسایل و لوازم شخصی اعم از کیف و خودکار و گوشی موبایل را در آن کمد بگذارند. می گویم خودکار و کیفم را لازم دارم پاسخ می شنوم هر چه بخواهید در سالن کنفرانس موجود است نیازی به وسایل شخصی تان نخواهید داشت! وارد سالن کنفرانس مجللی می شویم و مشغول پذیرایی از خود می شویم تا حاج آقا تشریف بیاورند. دقائقی بعد حاج آقا تشریف می آورند. چند نفر بادی گارد دارای وسائل پیشرفته وهندس فری در گوششان، ایشان را همراهی می کنند! حاج آقا در صدر میز می نشیند و چند نفر کارمند جلویش کرنش می کنند و حاج آقا، حاج آقا می کنند و با ایماء و اشاره به همدیگر پیغام می دهند! یکی برایش آب می ریزد. دیگری میکروفون را روی سینه اش نصب می کند. آن یکی قلم و کاغذ برایش آماده می کند و بعد مشغول پوست کندن میوه برایش می شود! فضای جلسه به شدت امنیتی است! آرام در گوش بغل دستی ام می گویم با این دبدبه و کبکبه بعید می دانم بتوانیم بحث های انتقادی بکنیم! در سرتاسر جلسه بدون اجازه اداره کننده جلسه که مسئول جوانان حزب مزبور بود نتوانستیم صحبت کنیم در وسط صحبتهایمان هم مدام با اشاره تشر مانند جناب مجری مجبور بودیم پوشیده و در لفافه سخن بگوییم. در آخر هم جلسه با تکریم و تعظیم به حاج آقا توسط اعضای حزب مزبور حاضر در جلسه، بدون مطرح شدن یک انتقاد صریح و روشن خاتمه یافت! هنگام خروج هم به هر یک از ما چند شماره از نشریه حزب داده شد تا ان شاء الله به راه "راست" هدایت گردیم! امید خان با اینکه در کودکی پدرش را در جنگ از دست داده و زندگی سختی داشته اما بسیار بذله گو و شوخ طبع است. پس از خروج از ساختمان می گوید "با دیدن اینهمه تیمار و ناز کشی حاج آقا توسط اطرافیانش برای دقائقی احساس کردم به دیدار ملکه انگلیس شرفیاب شده ایم. راستی این حاج آقا دستشویی هم می ره؟ اگه میره تنها میره؟ آخه در شأنش نیست خودش خودشو بشوره!" باهم قضیه را با خنده و شوخی فیصله می دهیم!

اپیزود ششم:

    شماره آقای دکتر... دبیر کل یک حزب اصلاح طلب که چند دوره هم نماینده مجلس و معاون وزیر بوده را بدست می آورم روزی نیست که مطلبی و یا مصاحبه ای از ایشان در روزنامه ها ویا دیگر رسانه های اصلاح طلب نخوانم. با ایشان تماس می گیرم. گوشی اش را برمی دارد. خودم را معرفی می کنم و می گویم اگر اجازه بدهید با چند نفر از جوانان حضورا خدمت برسیم و در مورد چند موضوع سیاسی از شما سوالاتی داشته باشیم! می پذیرد و قرار را برای 5 عصر فردا در دفتر حزب مطبوعش می گذارم. فردا ساعت 5 دم در حزب هستیم خودم را به نگهبان معرفی می کنم و می گویم با آقای دکتر قرار ملاقات داریم. جلو پایم بلند می شود و با گشاده رویی ما را به طبقه سوم راهنمایی می کند و می گوید آقای دبیر کل در اتاق 306 هستند. در اتاق 306 باز است و آقای دبیر کل پشت میزش نشسته و مشغول نوشتن است. سلام می کنیم. از پشت میزش بلند می شود و جلو می آید و با ما دست می دهد. می نشینیم و ایشان هم روبروی ما می نشیند ویک بحث چالشی و انتقادی را با ایشان آغاز می کنیم! کلی از عملکرد دولت اصلاحات و مجلس ششم انتقاد می کنیم و حتی اصلاح طلبان را تند رو و کند رو خطاب می کنیم. با گشاده رویی به همه انتقادات پاسخ می دهد. ما هم برخی را می پذیریم و برخی را نه!

   مبارزه ما جوانان تحصیلکرده با اقتدارگرایی، مبارزه دو گروه ودسته برای کسب قدرت نیست بلکه مبارزه برای حاکمیت ارزشهای انسانی و اخلاق در تمامی عرصه ها بخصوص عرصه های مدیریتی و سیاسی کشور است تا این ارزشها بر کل جامعه و مردم تسری یابد، چرا که حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: "الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم": مردم به حاكمانشان شبيه تر هستند تا به پدرانشان! و به گفته بزرگان "الناس علي دين ملوكهم": مردم دنباله رو راه و رسم حاکمان خویشند!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 16:14  توسط داود روشنی | 
اپیزود اول: 
   با اینکه با حاج آقا اختلاف فکری و سیاسی دارم اما باهم خیلی صمیمی هستیم. مباحثه با من را دوست دارد. او مرا با اسم کوچک صدا می زند. با موبایلش تماس می گیرم گوشی زنگ می خورد ولی جواب نمی دهد. چند ساعت دیگر تماس می گیرم گوشی را برمی دارد و می گوید من جلسه دارم بعدا تماس بگیر! فردا دوباره تماس می گیرم. گوشی را برمی دارد و پس از سلام و احوالپرسی موضوعی را مطرح می کنم و مختصر جواب می دهد و می گوید من کار دارم نمی توانم صحبت کنم شنبه بیا باهم صحبت کنیم. قرار ملاقات را برای ساعت یک ظهردر دفترش واقع در طبقه پنجم یک اداره ای که متعلق به نهادهای انتصابی است می گذارم. راس ساعت یک ظهر در محل نگهبانی ساختمان هستم. خودم را معرفی می کنم و می گویم با حاج آقا... قرار ملاقات دارم. می گوید چند لحظه تشریف داشته باشید. با دفتر حاج آقا تماس می گیرد و به منشی اش می گوید آقای فلانی اینجا هستند می گویند با حاج آقا قرار ملاقات دارند اجازه می فرمائید تشریف بیاورند بالا؟ منشی هم پس از چند لحظه معطلی(احتمالا پس از استعلام از حاج آقا) اذن دخول می دهند و بنده با گرو گذاشتن کارت شناسائی و با دریافت کردن یک برگه ملاقات به طبقه پنجم می روم. منشی می گوید حاج آقا جلسه تشریف دارند وباید چند دقیقه منتظر بمانید! می نشینم و منتظر می مانم. روی میز خالی است و دریغ از یک روزنامه یا نشریه برای مشغولیت. به در و دیوار خیره می شوم. 15 دقیقه می گذرد.خبری نیست... 30 دقیقه می گذرد چشمهایم گرم شده است و بی حوصله گی سراغم می آید! (سعی می کنم با کاغذهای درون کیفم خودم را مشغول کنم!) ...45 دقیقه گذشته و دارم عصبی می شوم...یک ساعت...حسابی چرتم گرفته است. منشی جلو می آید و می گوید یکی از کارمندان با حاج آقا یک کار فوری دارند و چند دقیقه بعد شما می توانید حاج آقا را ببینید. تشکر سردی می کنم اما با خود می گویم به دیدار حاج آقا می ارزد دلم برایش تنگ شده!... ساعت بیست دقیقه از دو گذشته! و چند دقیقه ی آقای منشی هنوز تمام نشده است!... احساس توهین و تحقیر می کنم!...ساعت دو و سی دقیقه! خبری نیست.... می شود دو و چهل و پنج دقیقه. حسابی خسته شده ام و دلخور! آخر من از قبل قرار گذاشته بودم، بی خبر که نیامده بودم!... ساعت می شود سه! بلند می شوم و به منشی می گویم من قرار دیگری برای ساعت سه دارم و باید بروم ان شائ الله با حاج آقا تماس می گیرم و قرار دیگری می گذارم. خداحافظی می کنم و در حالی که به زمین و زمان بد و بیراه می گویم و البته به خودم! ساختمان را ترک می کنم. بعد ها نه حاج آقا از من عذرخواهی می کند و نه من پا به دفترش می گذارم! هر چند در جاهای دیگر همدیگر را می بینیم ونوشابه و این حرفها...

اپیزود دوم:    با موبایلم شماره آقای محمد علی ابطحی رئیس دفتر آقای خاتمی در دوره ریاست جمهوری اش را می گیرم. زنگ می خورد ولی جواب نمی دهد. ده دقیقه بعد به موبایل من زنگ می زند و می گوید من ابطحی هستم آیا شما با من تماس گرفته بودید؟... می گویم بله. می گوید ببخشید که نتوانستم جواب بدهم سر نماز بودم!... خودم را معرفی می کنم و می گویم از جوانان گروه... هستم. موضوعی مطرح می کنم واو هم جواب می دهد! با آقای مهندس ...از چهره های شاخص اصلاح طلب که چند دوره هم وزیر و معاون وزیر بوده در دفتر کارش قرار ملاقات دارم. راس ساعت مقرر در دفترش حاضر می شوم و به منشی دفترش خودم را معرفی می کنم و می گویم در این ساعت از ایشان وقت ملاقات دارم. منشی بلند می شود و پس از خوش آمد گویی تعارف به نشستن می کند و خود به اتاق آقای مهندس می رود. جند ثانیه بعد آقای مهندس بیرون می آید، بلند می شوم و سلام می کنم و احوالپرسی. آقای مهندس عذر خواهی می کند و می گوید یک نفر در اتاقشان است و ممکن است مجبور باشم چند دقیقه معطل شوم. ایشان به اتاقش برمی گردد و من هم می نشینم.7 یا 8 دقیقه بعد فرد مزبور با بدرقه آقای مهندس از اتاق خارج می شود و آقای مهندس مرا به اتاقش دعوت می کند. وارد می شوم و با ایشان به صحبت می نشینم!
ادامه دارد...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 11:22  توسط داود روشنی | 
    دروغ سیزده بدر و یا اول آوریل ما را هم جو گیر نمود! بنابر این پست قبلی اینجانب محقق نمیشه ولی اگر بشه چی میشه! هوش دوستان عزیزم را هم تحسین می کنم که درست تشخیص دادید! ارادتمند همه دوستانم.
   این هم عکسهایی از پری دریایی که در رویاهای کودکیمان بارها به آن فکر کرده ایم. ماهی شیطان که در موزه آستان قدس رضوی قرار دارد. طول این ماهی حدود 30 سانتی متر است:
  



+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 21:49  توسط داود روشنی | 
به نقل از خبرگزاری ها:
"محمود احمدی نژاد ریاست جمهوری اسلامی ایران در دیدار سفرای کشورهای اروپایی اعلام نمود که در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران کاندیدا نخواهد شد.
 جمعی از سفرای کشورهای اروپایی صبح روز سیزدهم فروردین ماه جهت تبریک سال نو ایرانی به دیدار محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران رفتند.
در این دیدار احمدی نژاد با تشکر از پیامهای تبریک کشورهای اروپایی اظهار امیدواری نمود سال جدید ایرانی سال اصلاح و تقویت مناسبات ایران با کشورهای اروپایی باشد. وی با اشاره به نو شدن طبیعت از کشورهای اروپایی درخواست نمود که روابط خود را با ایران مبتنی بر نگاه عمیق به فرهنگ مردم ایران بنا گذارند و نه بر اساس سخنان و مطالب مناقشه بر انگیز عده ای معدود از مسئولین ایرانی.
 احمدی نژاد در این دیدار با اشاره به اتفاقات مهم در سال جدید ایرانی اعلام نمود که در انتخابات آتی ریاست جمهوری ایران کاندیدا نخواهد شد و ترجیح می دهد از سال آتی در عرصه مدیریت جهانی و بین الملل فعالیت نماید و در امور اجرایی داخل ایران دخالت نکند.
مشروح این دیدار طی دقایق آتی منتشر خواهد شد."
+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم فروردین 1388ساعت 15:39  توسط داود روشنی | 
بقایای دوران افتخار آمیز اصلاحات در یکی از شهرهای شمالی کشور: 

حس بدی دارم! احساس می کنم تا بدین لحظه تلاشهای انتخاباتی ما اصلاح طلبان بیشتر به این عکس شبیهه:

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 10:47  توسط داود روشنی | 
   در خصوص مسئله انصراف خاتمی عزیزمان مسائل حاشیه ای فراوانی وجود دارد که بدلیل مبهم بودن فضا در این چند روز مطلبم را در این خصوص به دو روز دیگر موکول می کنم تا با چند شخصیت صحبت کنم. فعلا در آستانه تحول سال نو هستیم و ترجیح می دهم عیش مان را موقتا نوش کنم که برای احوال روحی ما جوانان اصلاح طلب ضروری است!

   با توجه به اینکه شب عیدی کشیک خواهم بود و روزهای عید هم همچنین، چند روز پیش با مهدی خان رفتیم چالوس و رشت و از آنجا آستارا و اردبیل و البته سرعین. هوا در شمال بارانی و در اردبیل و سرعین سرد سرد و زیر صفر درجه!

 حاشیه های سفر:

۱- آغاز سفر همراه بود با ابهام در انصراف و یا بقای خاتمی بنابراین این بحث اصلی حسابی از من انرژی گرفت. در آستارا که بودیم خاتمی اعلام انصراف داد و ما هم در به در دنبال کافی نت! در بازگشت هم که عصبانیت از وضع بوجود آمده و پرابهام و البته بحث مقصرین بد اخلاق انصراف خاتمی! خلاصه این بحث، سفرمان را زهرمار کرد!

۲- از حضور خانمهای تنها و البته بافرهنگ و متعادل در خیابانهای شهرها و جاده های گیلان تا پاسی از شب حتی ۱۱ شب که بسیار هم متعدد بود تعجب نمودم(البته بدون منظور!)(در تهران خانمهای خوب زودتر به خانه شان می روند اما در گیلان خانمهای خوب دیرتر به خانه می روند. مهدی می گفت خانمهای گیلانی بیشتر از مردهایشان کار می کنند!)

۳- در سرعین شب هنگام مهدی اصرار کرد به آبگرم روباز برویم و من هم مجبور شدم بروم اما خوشبختانه آنچنان هم که فکر می کردم لخت شدن و آبتنی در هوای زیر صفر درجه البته به شرط گرم بودن آب سخت نبود بلکه بسیار هم لذت بخش بود. وقتی داخل آب گرم می شدم و خارج می شدم احساس آرامش و هیجان عجیبی به من دست می داد. اگر اصرار مهدی برای برگشتن به هتل نبود ترجیح می دادم تا صبح آنجا بمانم!

۴-در بازگشت حین مباحثات مزخرف سیاسی در جاده ای یک طرفه با سرعت ۹۰ کیلومتر ناگهان گاوی بدون توجه به جاده انگار که از خطر آگاه نیست وارد جاده شد و بی توجه به ما در عرض خیابان جلو آمد و اگر مهدی عکس العمل آنی نشان نمی داد و راهش را به سمت یک پراید کج نمی کرد ما الان مرده بودیم و ایضا گاو هم! خدا را شکر که به پراید بغلی مان نخوردیم . دریغ از یک عکس العمل و توجه از گاو! پس از کنترل روانی خودمان به مهدی گفتم حالا می فهمم که چرا به موجودی که بی توجه به دیگران وارد محلی می شود و یا بی اعتنا وارد مسیری ممنوعه می شود می گویند" سرشو مثل گاو انداخته پایین و داره میره"! و اما در مسیر سگی را دیدیم که هنگام گذر از عرض خیابان به چپ و بعد به راستش توجه نموده و سپس رد شد!

۵-همسفری با مهدی لذت بخش بود رانندگی اش هم حرف نداشت و قوانین را به خوبی رعایت می کرد بنابراین قرار شد باز هم در تعطیلات آتی باهم برویم سفر، البته این دفعه گور بابای سیاست!

پ.ن: در پی جوسازی و شانتاژ مهدی در خصوص بند ۴ اعلام می کنم که این مطلب تنها توصیف یک اتفاق واقعی است و هیچ ربطی به سیاست و فرهنگ و این جور چیزها ندارد!

   سال نو بر همه دوستان عزیزم مبارک باد برایتان سال خوش و خرمی آرزو می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 15:55  توسط داود روشنی | 

جناب آقای سید محمد خاتمی

ما وبلاگ‌نویسان امضاکننده این نامه با در نظر گرفتن مجموعه شرایط اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی امروز کشورمان، ضمن اعلام حمایت از کاندیداتوری جنابعالی، تداوم حضور شما در عرصه انتخابات دهم ریاست جمهوری را نیاز کنونی جامعه ایران می‌دانیم.

 

پ.ن: برای امضای این نامه، نام و آدرس وبلاگ و در صورت تمایل نام و نام خانوادگی خود را در قسمت نظرات این وبلاگ وارد کنید.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت 10:24  توسط داود روشنی | 
   با اینکه مطمئنم که اصلاح طلبان واقعی و آنانکه از خود خواهی های خود عبور کرده اند و به اعتلاء و نجات ایران می اندیشند در نهایت به وحدت کامل و منطقی خواهند رسید و این را به وضوح می بینم اما نمی توانم نگرانی خود را از فضای امروز اصلاح طلبان و اصولگرایان پنهان کنم!

   تکثر کاندیداها در جبهه اصلاحات برای بلاتکلیف گذاشتن اقتدارگرایان تا آستانه انتخابات خوب است و شگردی منطقی و مفید. اما بایستی مراقب تفرقه افکنی های اقتدارگرایان باشیم. این روزها اصلاح طلبان بخصوص جوانان اصلاح طلب باید خویشتن داری به خرج دهند و خیلی صبور و آرام باشند. اگر کنترل خود را از دست دهیم دقیقا همان چیزی اتفاق می افتد که اقتدارگرایان می خواهند. 

   تغییر وضع موجود کف مطالبات ماست و ریاست جمهوری خاتمی سقف این مطالبات. اگر به سقف مطالبات خود نتوانیم رسید لاجرم بایستی به کف مطالباتمان بسنده کنیم و این نیز خود یک پیروزی بزرگ است. نباید فراموش کنیم که ما با یک حاکمیت یکدست و قدرتمند که تمام ابزارهای سیاسی کشور را در قبضه قدرت خود دارد روبرو هستیم. باید خیلی صبور و منطقی باشیم.

 رمز موفقیت ما در فعالیت آرام و منطقی و سنجیده و عقلانی است. باید آماده اکتفا به حداقلها -برای جلوگیری از سقوط ایران- هم باشیم. رفتار احساسی سم مهلکی برای ماست! 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 16:23  توسط داود روشنی | 
   می گویند سواره ای از بیابانی می گذشت . مردی را دید افتاده و از فرط تشنگی و گرسنگی در آستانه موت .
   از اسب پیاده شد و به او آب و غذا داد و بر او نوازش ها کرد . مردک ! چون اندک جانی یافت در فرصتی بر اسب جوانمرد پرید و به تاخت دور شد . جوانمرد بانگ بر آورد :
 آهای مردک بایست ! وصیتی دارم . چون به آبادی رسیدی آنچه بر من و تو گذشته است برای کس باز مگوی ! مبادا که رسم جوانمردی بر افتد و دیگر کسی دست افتاده ای نگیرد!

   این هم مدرکی دال بر نقض سازمان یافته و قانونمند حقوق زنان در ایران!:

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 19:57  توسط داود روشنی | 
عصر دوشنبه یک شبکه رادیویی و مصاحبه با یک مرد کهنسال:

خبرنگار: از زندگی مشترکتان راضی هستید؟

پیرمرد: الحمدلله. خدا را شکر می کنم.من هیچ وقت ناشکری نمی کنم!

خبرنگار: اگر به گذشته برگردید و دوباره در معرض انتخاب قرار بگیرید باز هم همین همسر را انتخاب می کنید؟

پیر مرد: سعی می کنم کسی را انتخاب کنم که با خصوصیات من سازگاری داشته باشد!

خبرنگار با اصرار:یعنی سعی می کنید همین همسر را انتخاب کنید؟

پیرمرد: به گذشته که نمی شود برگشت اما حتما کسی را انتخاب می کنم که به روحیات من نزدیک باشد!

   (بیچاره پیر مرد در زندگی اش چی کشیده!)

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 22:22  توسط داود روشنی | 
   دوست خوبم مازیار از من پرسید که "آیا در انتخابات مجلس ششم به کروبی رای دادی یا نه و چرا؟"

   من در انتخابات مجلس ششم در سال ۷۸، به کروبی آن روز رای دادم! معتقدم همه اتفاقات را در ظرف زمانی و مکانی خودش بایستی تحلیل کرد. در آن زمان میان کروبی و اصلاح طلبان مرزبندی شفافی به صورت امروزی وجود نداشت و کروبی شیخ اصلاحات بود و واقعا نقش خوبی در به ثمر رسیدن دوم خرداد بازی کرد. هنوز دو سال از آغاز خیزش مردمی اصلاحات می گذشت و همه اصلاح طلبان در حال امتحان پس دادن بودند من جمله کروبی!

   در انتخابات مجلس ششم کروبی تنها گزینه مورد اجماع اصلاح طلبان برای ریاست مجلس بود و با اینکه رای اول تهران از آن محمد رضا خاتمی بود در واقع هیچ کس انتظار نداشت که حاکمیت و اقتدارگرایان در مقابل ریاست رضا خاتمی بر مجلس تمکین کنند و ساکت بنشینند! بنابر این برای ایجاد آرامش سیاسی و پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه در فضایی آرام اصلاح طلبان تصمیم گرفتند به کروبی رای دهند! تا اینجای کار خوب بود اما مشکل از آنجایی آغاز شد که زمانی که لازم بود اصلاح طلبان برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه از خود هزینه کنند کروبی حاضر به هزینه نشد و منافع کوتاه مدت و مصلحت شخصی خود را بر اهداف جنبش اصلاح طلبی ترجیح داد! دو نمونه بارز آن در طرح قانون مطبوعات و بعدا در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم اتفاق افتاد. در انتخابات مجلس هفتم پس از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و تحصن بر حق نمایندگان ملت در مجلس و البته بدنبال تایید صلاحیت کروبی، وی حاضر نشد با معترضین همراهی کند و مسیر خود را از اصلاح طلبان جدا نمود تا به خیال خود بتواند با اقتدارگرایان تعامل کند یا شاید هم به این امید که اقتدارگرایان گوشه چشمی به او کنند و او را در لیستهای خود راه دهند و او را رئیس مجلس هفتم کنند! اما بعدها او فهمید که علی رغم تمام خوش خدمتی هایش به اقتدارگرایان، آنان برایش تره هم خرد نکردند و او از راهیابی به مجلس هفتم باز ماند. در انتخابات نهم ریاست جمهوری هم همین اتفاق افتاد و نه اصلاح طلبان و نه اقتدارگرایان هیچ کدام کروبی را تحویل نگرفتند و اینجا بود که کینه کروبی نسبت به اصلاح طلبان افزون شد!

   اکنون دیگر هم برای ملت و هم برای اصلاح طلبان دست منفعت طلب کروبی دیگر رو شده است و همه می دانند که او حاضر به دادن هیچ هزینه ای برای جنبشهای مردمی و اجتماعی نیست و تنها با عینک خود به مسائل نگاه می کند. اخیرا هم گفته که حاضر است به تصمیم حکمیت میان او و اصلاح طلبان تن بدهد ولی اگر شورای حکمیت کسی غیر از او را بعنوان کاندید اصلاح طلبان معرفی کند او حاضر به کناره گیری از انتخابات نیست! معنی این حرف این است که باید همه از او حمایت کنند وگرنه او باز هم به راه خود خواهد رفت و این دیگران هستند که باید خود را با او تطبیق دهند و او حاضر به کوتاه آمدن از منافع شخصی خود نیست! کروبی امروز با کروبی انتخابات مجلس ششم متفاوت است از این نظر که دیگر امتحان خود را مبنی بر عدم اعتقاد به آرمانهای اصلاح طلبی پس داده است!

   من هم از دوستان خوبم اشکان عزیز و محمد رضای عزیز دعوت می کنم تا نظر خود را در مورد کروبی اعلام نمایند! 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:46  توسط داود روشنی | 
   نخستين جلسه ستاد صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندي هفته گذشته در محل وزارت کشور برگزار شد!

   این جلسه پیرو دستور آقای احمدی نژاد به وزارت کشور تشکیل شد! دستور صیانت از حقوق شهروندی توسط رئیس جمهوری صادر شده که قبلا خود قول دولت ۷۰ میلیونی را داده بود ( بعدها مشخص شد حتی شامل جاعلان و رانت خواران اقتصادی هم می شود). آوازه مهرورزی اش حتی به کور دهات ایران هم رسیده و بنا به گفته خودش کشوری ساخته است که آزادی مطلق در آن جاریست با اقتصادی شکوفا و عدالتی فراگیر همراه حداقل نرخ تورم و بیکاری!

   نگاهی به شرکت کنندگان اصلی این نشست:

   ۱-صادق محصولی وزیر میلیاردر کشور!(حضرت علی (ع)می فرماید:ثروتی اندوخته نمی شود مگر اینکه حقی از ضعیفان پایمال شود).

   ۲-اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی و طراح و مجری طرح امنیت اجتماعی!(همان طرحی که در راستای آن دختران مردم را در خیابانها چنان ضرب و شتم می نمودند که روسری از سرشان می افتاد و خونین و مالین می شدند و آفتابه در دهان پسران اراذل و اوباش می گذاشتند و در شهر دور می گرداندند تا جائیکه حتی صدای رئیس جمهور هم درآمد!)

   ۳-محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و توقیف کننده صدها کتاب و روزنامه و فیلم و موسیقی نویسندگان و روزنامه نگاران و هنرمندان این مرز و بوم (برخلاف گفته رئیس جمهور که در کشور، آزادی مطلق جاریست!)

   شهروندان شریف و صبور و بافرهنگ ایرانی مطمئن باشند که از این پس به یمن خدمات بی شائبه چنین مسئولین دلسوز و مردمی، حقوق شهروندی شان و حریم امنیت عمومی شان حتما صیانت خواهد شد!

   در ضمن توجه آقایان اصلاح طلب را هم جلب می کنم به چنین اعتماد به نفسی که مسئولین فعلی خدوم و با سابقه درخشان  دارند، تا از این پس که ان شاالله در دولت دهم صاحب منسب و مقامی شدند خود را تدارکاتچی نخوانند و از این همه اعتماد به نفس آقایان درس عبرت گیرند و در یک کلام کمی هم جسارت و قاطعیت داشته باشند!

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:47  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
بهار سیدنی
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
تلنگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو