![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
عيد باستاني نوروز بر همه دوستان مبارك باد.باميد سالي به از اين سالها.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 1:3 توسط داود روشنی |
|
|
مدتی است ذهنم مشغول این نکته است که چرا در جوامع توسعه نیافته در مراحل آغازین پروسه دموکراتیک فضای سیاسی جامعه دچار نوسانات شدید می شود؟ به عبارت دیگر در دوران گذار به سمت دموکراسی چرا برخی از جوامع دچار پسرفت به سمت غیر دموکراتیک می شوند؟
در جوامع غیر پیشرفته در حال توسعه گاهی اوقات توسعه سیاسی بر دیگر ابعاد توسعه پیشی میگیرد و این بدلایل متعدد از قبیل جنگ داخلی یا خارجی یا حذف و مرگ روسای این حکومتها یا در معدودی موارد بروز انقلاب در این جوامع است. نتیجه آن است که در این گونه موارد که جامعه از مسیر و سیر طبیعی گذار منحرف می شود بر قراری حکومت دموکراتیک مقدم بر توسعه فر هنگی و اجتماعی و دیگر ابعاد توسعه اتفاق می افتد و در نتیجه آن جامعه به دلیل فقر فرهنگی و اجتماعی مردم توان حفظ و تقویت این پروسه دموکراتیک را ندارد. نتیجه آن می شود که نهاد ها و ارگانها و گروههای معاند با دموکراسی که اکثرا در این جوامع از قدرت و توانمندی قابل توجهی هم بر خوردارند با سوء استفاده از فضای دموکراتیک بوجود آمده و یا ضعف حکومت دموکراتیک توسعه نیافته نوپا عنان سیاسی جامعه را مجددا بدست گرفته و این بار با شدت و حدت بیشتری حکومت غیر دموکراتیک تمامیت خواه را بر آن جامعه تحمیل می کنند. مثالهای اینگونه جوامع را بسیار می بینیم بطور مثال در کشور شیلی زمانیکه حکومت سالوادور آلنده با یک روش دموکراتیک نه چندان قوام یافته به حکومت می رسد با اینکه از محبوبیت مردمی قابل توجهی هم بر خوردار است با یک کودتا سرنگون شده و بجای آن دیکتاتوری بنام پینوشه بر مسند قدرت تکیه زده و دست به سرکوب و کشتار دموکراسی خواهان و مخالفان میزند.در افغانستان پس از روی کار آمدن حکومت مردمی برهان الدین ربانی گروهی مانند طالبان با ایجاد جنگ داخلی یک حکومت ضد مردمی تمامیت خواه را به مدت ۵ سال بر مردم تحمیل میکند.مثال دیگر حکومت بعثی ها در عراق بود که با یک کودتا با سرنگونی حکومت مردمی، یکی از سران حزب بعث بنام حسن البکر بر مسند قدرت تکیه می زند و جالب اینکه پس از مدت کوتاهی با یک کودتای دیگر توسط برخی اعضای این حزب حکومت دیکتاتوری صدام حسین حاکم میشود. مثال دیگر کشور لیبی است که پس از آزادی از اسارت ایتالیا و استقرار حکومت ملی بر این کشور حکومت دیکتاتوری قذافی ظهور می یابد.حتی کشور کوبا را نیز میتوان از این دست دانست که پس از یک انقلاب مردمی و پیروزی آن به مرور یک حکومت تمامیت خواه توسط همان انقلابیون سابق در جامعه شکل گرفته است که مخالفان خود را بر نمی تابد.از این دست نمونه ها در تاریخ بسیار است. با مطالعه اینگونه جوامع در می یابیم که دموکراسی روندی است تدریجی که بایستی به مرور و پابه پای دیگر ابعاد توسعه شکل گرفته و آرام آرام با بهبود سطح فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی مردم توسعه و قوام یابد.جوامعی که بدون بروز اتفاقات غیر قابل پیش بینی و به مرور در طی یک روند طبیعی به سمت دموکراسی سوق یافتند در حفظ و تقویت این روند موفق تر بودند تا جوامعی که با یک اتفاق غیر منتظره نظیر جنگ داخلی یا انقلاب یا کودتا و بدون داشتن یایه های محکم فرهنگی و اجتماعی مردمی برای پذیرش دموکراسی به این سمت پیش رفتند.جان کلام آنکه دموکراسی یک پروسه تدریجی است تا یک پروژه آنی و این میسر نیست مگر با توسعه و پیشرفت فرهنگی مردم از طریق آزادی اطلاعات و ابراز عقیده و توسعه اندیشه.به همین خاطر هم هست که حکومت های غیر دموکراتیک از آزادی اندیشه و پیشرفت فرهنگی مردم جلوگیری می کنند تا مبادا مردم به حقوق خود واقف شده و آن را مطالبه نمایند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 20:29 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
| پیوندهای روزانه |
|
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد افزايش شمار دختران در دانشگاهها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است همکاری شرقی معلم شهید درباره انرژی هسته ای آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|