تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...

   این مطلب را قبلا در وبلاگ عنوان کرده بودم اما بدلیل اهمیت موضوع و با توجه به اینکه مسئله خودی و غیر خودی در دوران حاکمیت دولت به ظاهر مهرورز شکل عملی تری بخود گرفته و بامحدودتر شدن دایره خودی ها ،دایره غیر خودی ها هم وسعت یافته، تصمیم گرفتم که مطالب زیر را مجددا یادآور شوم:

    برخی سالهاست خودی و غیر خودی را به معنی محق بودن عده ای در این سرزمین و آزاد بودن در اظهار نظر و در مقابل طرد عده ای از ایرانیان مخالف گروه اول و در یک کلام ایرانی تر بودن عده ای از ایرانیان نسبت به مخالفین خود می پندارند و با این استدلال راه را برای حذف عده ای و منزوی کردن آنان و محروم کردن آنان از حقوق ملی خود هموار می کنند.

   اما حقیقت این است که همه ايرانيان در ايران به يك اندازه محق هستند و همه داراي حق مساوي برخورداري از مواهب و منابع ايران مي باشند. بنابراين حق دارند با كمك همفكران خود حزب و گروه و يا نهاد مدني يا صنفي يا سياسي تشكيل دهند.

   افراد درون هر نهاد يا حزب تشكيل شده براي همديگر خودي محسوب شده و ديگران غير خودي. اين ناقض حقوق همه ايرانيان در درون كشور نخواهد بود اما افراد هر حزب يا گروه در برخورداري از امكانات و مواهب كسب شده توسط آن حزب بخصوص  بر غير همفكران خود برتري دارند و به اصطلاح براي هم خودي محسوب مي شوند و اين بستگي به تلاش و توانايي هاي آن حزب يا گروه در كسب بيشتر موفقيتها و  امكانات و مواهب در شرايط  رقابتي برابر با احزاب و گروههاي رقيب دارد. بنابر اين اگر خودي و غير خودي را اينگونه تفسير كنيم (همچنان كه در بيشتر كشورهاي پيشرفته و دموكرات رواج دارد)اين بحث مصداق عيني دارد.

   اما اگر خودي و غير خودي را به معني محق بودن عده اي از ايرانيان در استفاده از منابع و امكانات ملي متعلق به همه و محروم بودن عده اي ديگر از ايرانيان از حق برخورداري مساوي از اين امكانات در نظر بگيريم آنوقت اين نوع تفسير مصداق زورگويي و اقتدار گرايي و انحصار طلبي است. از طرفي اين درست است كه همه حق اظهار نظر و ابراز عقيده دارند اما اين به معني آن نيست كه احزاب و گروههاي ديگر موظف باشند امكانات و ابزارهاي متعلق به حزب يا گروه خود را در اختيار ديگران قرار دهند.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 1:27  توسط داود روشنی | 
   ماجرای دستگیری ملوانهای انگلیسی که از ۱۴ روز پیش آغاز شد پس از بحران سازی های غرب علیه ایران بالاخره به فرجام رسید.اما این ماجرا حاوی پیامد هایی بود که اثرات آن مدتها بر دیپلماسی خارجی جمهوری اسلامی ایران سایه خواهد افکند.

   حامیان دولت مهرورز که طراحان اصلی ماجرا بودند پس از دستگیری ملوانان در اظهاراتی تلویحی خواستار مبادله آنان با ۵ ایرانی دستگیر شده در اربیل بدست نیروهای آمریکائی شدند.اما پس از مدت کوتاهی که از به نتیجه رسیدن این خواسته ناامید شدند با درخواست از دولت انگلیس برای عذر خواهی از ملت ایران و دادن تضمین برای عدم تجاوز دوباره به آبهای ایران ، تهدید خود را مبنی بر قصد محاکمه ملوانان اعلام نمودند و این در شرایطی بود که غرب، ایران را برای آزادی سریع و بی قید و شرط ملوانان تحت فشار قرار داد و قطعنامه ای را در این خصوص بر علیه ایران در شورای امنیت به تصویب رساند. پس از این موضوع تجمعی در مقابل سفارت انگلیس توسط عده ای از طرفداران دولت نهم برگزار شد(هر چند بنام دانشجویان،اما به کام طرفداران دولت نهم)و در آن تجمع خواستار محاکمه و حتی اعدام ملوانها شدند.در پی آن تونی بلر پس از یک تهدید قضیه را "وارد مرحله متفاوتی" نمود و به ایران برای آزادی ملوانها ۴۸ ساعت فرصت داد.پس از گذشت ساعاتی از این ضرب العجل ایران با اعلام عفو متجاوزین مجبور به آزادی آنان شد.

   هر چند آزادی ملوانها پس از اعلام ضرب العجل انگلیسی ها یک اقدام اصلاحی و به موقع بود اما به نوعی به تحقیر ایران منجر شد و به نوعی ترس ایرانیان را از واکنش بعدی غرب القا نمود تا جایی که رسانه های غربی دست به مانور وسیعی در این خصوص زدند.

   حال با فروکش کردن بحرانی که طبق معمول توسط دولت مهرورز شکل گرفت سوال این است که اینان به کدامیک از اهداف خود رسیدند؟ آیا آن ۵ ایرانی در بند آمریکائیها آزاد شدند یا دولت انگلیس از ما عذر خواهی کرد و یا تضمینی مبنی بر عدم ورود مجدد به آبهای ایران داد و یا گشایشی در پرونده هسته ای مان ایجاد شد؟آیا دولت جرات محاکمه و یا اعدام ملوانهای متجاوز را آنطور که طرفداران دولت می خواستند داشت و یا مثلا اگر آنها را آزاد نمی کردیم چه کاری می توانستیم بکنیم. این سوال اخیر من حاوی یک نکته است و آن اینکه یک دولت پخته و باتجربه و سیاستمداران با تدبیر هیچوقت کاری را آغاز نمی کنند که پایانش بدست خودشان نباشد و یا نتوانند آخرش را پیش بینی کنند و یا برنامه درستی برای هدایت و پیشبرد برنامه نداشته باشند.نباید برنامه ها بر اساس هر چه پیش آید خوش آید طرح ریزی شود و نهایت آنکه تند روی و در گیری و بحران آفرینی در شرایطی که ما از نظر روابط با دنیا در وضعیت بسیار شکننده قرار داریم یک کار ناپخته و بسیار غیر منطقی است.

   به هر حال علی رغم رجز خوانی های رسانه به ظاهر ملی مبنی بر پیروزی ایران در این بحران، من شخصا این ماجرا را نوعی شکست و سر افکندگی برای دولت مهرورز بحران آفرین غوغا سالار می دانم که امیدوارم دنیا آن را به حساب ملت شجاع و مبارز ایران نگذارد.

در این رابطه:

۱-ملوانان انگليسي اعترافات خود را پس گرفتند.

۲-ملوان ها همين الان دارند زير حرف شان مي زنند!

۳-نکاتی از یک خودی در مورد...

۴-دو کلمه حرف حساب! 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 13:0  توسط داود روشنی | 
نامگذاری امسال بعنوان سال اتحاد ملی شاید به دلیل تحریمهای بین المللی و بحرانی شدن پرونده هسته ای ایران و اجماع جهانی در تحت فشار گذاردن ایران منطقی و مناسب باشد. اما این در حالی است که شرایط منحصر به فردی در داخل و خارج ایران از نظر سیاسی ایجاد گردیده است که شاید منجر به بروز مشکلات جدیدتری از نظر سیاسی گردد:

 در داخل کشور اقدامات تند روانه و انحصارگرایانه یک جناح بطور عام و اقدامات حامیان دولت به طور خاص باعث شده است که دایره خودی روز بروز تنگتر شده و هر روز بر تعداد محذوفین و محدود شدگان افزوده گردد. جناح منتقد حاکمیت بطور کامل در انزوا قرار گرفته و هر گونه اظهار نظر آنان در فضای سانسور رسانه ای مخفی مانده است.بگذریم از اینکه از زمان روی کار آمدن دولت نهم این جناح فاقد رسانه رسمی و تاثیر گذار است. حتی منتقدین جناح راست هم از مهرورزی دولت نهم بی نصیب نمانده و آنان نیز از دایره خودی خارج شده و اجازه اظهار نظر در چارچوب قانون را از دست دادند(سایت فیلتر شده بازتاب را می توان از این دست دانست).

حال با وجود این اقدامات انحصار گرایانه،اتحاد ملی چگونه تحقق خواهد یافت؟بزرگترین نگرانی من در این مورد این است که این نامگذاری هم مثل خیلی از سخنان رهبری نظام مورد تحریف و کج فهمی قرار گرفته و اتحاد ملی با واژه اطاعت ملی از یک تفکر و رویه خاص عمدا خلط گردد.

اتحاد به معنی همفکری و هم اندیشی و تبادل نظر صاحبان تمامی سلایق و در نهایت دستیابی به راه حل و رویه مشترک در حین احترام و حفظ استقلال تفکر احزاب و گروههاست.و این با اطاعت تمامی صاحبان اندیشه و تفکر و سلیقه از برنامه پیشنهادی توسط یک حزب و یا گروه متفاوت است. در سایه اتحاد ملی هیچ گروه و حزبی، تنها بدلیل اینکه تمامی ارکان قدرت را در دست دارد و ابزار رسانه ای قوی از وی حمایت می کند حق ندارد بدون مشورت با صاحبان سلایق دیگر که قدرتی هم ندارند تفکر و برنامه مورد دلخواه خود را به دیگران تحمیل کند.

رویه ای که در این یک سال و نیم توسط دولت نهم اتخاذ شده است اینگونه بوده است که ضمن نفی تمامی اقدامات انجام شده در طول شانزده سال گذشته، برنامه و سلیقه خاص خود را که اتفاقا به هیچ وجه مورد پذیرش و تایید منتقدین و حتی برخی از عقلای موافق نبوده است را بر دیگران تحمیل نموده و با تبلیغات گسترده داخلی و خارجی این رویه را تنها صدای برخاسته از ایران عنوان نموده اند.در این صورت با وجود نامگذاری امسال هم این نگرانی وجود دارد که حامیان دولت به سرکوب و سانسور صداهای منتقد و مخالف به بهانه لزوم اتحاد ملی و انسجام اسلامی بپردازند.

در اين زمينه:

۱-سال اتحاد ملي

۲-وظايف دولت براي اتحاد ملي

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 18:48  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


پیوندهای روزانه
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد
افزايش شمار دختران در دانشگاه‌‏ها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است
همکاری شرقی
معلم شهید
درباره انرژی هسته ای
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
بهارستان هشتم: ارگان ائتلاف اصلاح طلبان
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
جمیله کدیور
الپر
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
سفسطه
‍‍‍‍ژورنالیست
همراه و همراز
قاصدک
عطا افشاري
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
ني پرست
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
دستان
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر آقا ابراهيمي
بزغاله
دكتر مازيار گرجي پور
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin