![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
روز به روز تهدیدات متعددی که متوجه کشور عزیزمان ایران است فزونی میگیرد لذا جمعی از فرزندان ایران زمین از مدتها به دنبال راهی بودند که مخالفت خود را با کوچکترین احتمال حمله نظامی به ایران نشان دهند. با جمع بندی کلیه نظرات، تصمیم گرفتند که تمامی راههای ممکن برای ابراز این مخالفت اعمال شود تا شاید به نتیجه مطلوب که همانا تعیین تکلیف ایران به دست خود ایرانیان است و نه به دست بیگانگان و دشمنان این سرزمین، برسند.
با تقدیر از زحمات این دوستان متنی که به رسانه ها و سازمانهای داخلی و بین المللی خواهند فرستاد در زیر می آید: "ما ایرانیان به دور از هر تفکر سیاسی، جناحی، حزبی، قومی و ... اعلام میکنیم که با هر گونه حمله نظامی به ایران مخالفیم و از همه شما که دل در گروی آزادی بیان، نهادینه کردن دموکراسی در سراسر جهان و احقاق حقوق بشر برای همه ملتهای جهان هستید، میخواهیم که ما را در رسیدن به جهانی عاری از جنگ و مخالفت با تجاوز به سرزمینی که خود اولین پیام آور حقوق بشر برای جهانیان بود، یاری رسانید. قاطعانه میگوییم ملت ایران خود باید تعیین تکلیف خویش را به دست گیرد و هیچ نیازی به دخالت نظامی بیگانه نخواهد بود؛ چرا که معتقدیم جنگ برای هیچ ملتی آزادی و دموکراسی نیآورده و نخواهد آورد و کوچکترین تجاوز نظامی به سرزمینمان که ثبات را از منطقه میستاند، ما را واخواهد داشت با تمام وجود در برابر متجاوزین بایستیم. به آنان نیز که سودای جنگ افروزی را در سر میپرورانند هشدار میدهیم که ما آزادی و حقوق بشر برای میهنمان میخواهیم و اگر حامی خواسته ما هستید، از فعالین حقوق بشر و جنبشهای اجتماعی ایران حمایت کنید و احقاق حقوق ما را، بهانه جنگ طلبی خویش نکنید." We – the Iranian – are announcing that (separate of any political or lateral or party or national things) we have been disagreed with any military attack to Iran and we'd want you to help us for arriving on the world who that hasn't any war. You yourself who to encourage the liberty of explanation, democracy for world and mankind rights, must be disagree with exceed to country that was the first messenger of mankind rights for people of world itself. We have been said categorically, Iranian people have to take in hand of his impose appointment and we will never need to foreign interference. Because we believe that the war wasn't bringing us the freedom and democracy to nations and it won't do this. We have been decided to persevere on opposite of offensives if our territory is attacked from any foreign country and it will be remove the registrar form region. We are alerting to persons who they have combat ideas in head. We want freedom and democracy to our country and if you are approved our idea, please backing from people of actives to mankind rights and social movements in
برای پیوستن به این جنبش و درج لوگو های لازم به وبلاگ دوست عزیزم سجاد بنام هم آوا و آدرس
مراجعه کنید. لطفا دوستان دیگر را هم دعوت کنید.
نکاتی که در ذیل این متن آمده است: * هدف ما ایجاد همبستگی ملی در داخل و یکدلی در خارج از کشور برای جلوگیری از هرگونه جنگ افروزی علیه ایران است. * ما معتقدیم که حمله نظامی به ایران قطعی نشده ولی میخواهیم جلوی کوچکترین احتمالات در بروز چنین فاجعه ای بایستیم. * در عین حال که مخالفت خود را با جنگ افروزی نشان میدهیم، حرکت ما در تضاد کامل با هرگونه ایجاد جو روانی و واهمه که نگرانی و یاس و ترس را به جامعه تزریق کند، قرار دارد. * ما میدانیم که سرزمینمان و هم میهنانمان امروز با مشکلات عدیده ای روبرو هستند، ولی چاره کار را در حمله نظامی نمیدانیم، چرا که این اقدام نامعقول، مشکلاتی دیگر را بر مشکلاتمان اضافه خواهد کرد. * ما با تجربه تلخیهای جنگهای گذشته و اینکه نثار خون هم میهنان و نابسامانیهای دیگری را به ایران تحمیل خواهد کرد، به مخالفت با جنگ برخواسته ایم، ولی در عین حال میگوییم که با تمام وجود برای سربلندی ایران و ایرانی، آماده ایم و به هر نحو ممکن از حیثیتمان دفاع خواهیم کرد و اجازه تجاوز را به هیچ متجاوزی نمیدهیم. * حمایت هر گروه یا حزبی از حرکت ما، به منزله این نخواهد بود که ما نیز حامی آنان هستیم چرا که این حرکت را یک حرکت کاملا ملی و به دور از باندبازیها و دیگر جریانات سیاسی میدانیم ولی در عین حال از همه آنان میخواهیم که اگر حامی حقوق ملت ایران و سربلندیمان هستند، ما را تنها نگذارند.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 18:33 توسط داود روشنی |
|
|
چند روز پیش آقایی بنام علی از امید پرسید: يک سوال : به نظر شما بايد به دوم خردادی ها اجازه موفقيت در انتخابات را داد ؟
من برایش نوشتم: به نظر شما با اين گند های دولت و مجلس يکدست نبايد به دوم خردادی ها اجازه موفقيت در انتخابات را داد؟؟؟!!! امید برایم نوشت: سلام آقا داود . اين ادبيات درستی در مقابل يک سوال نيست . اگر شما به مسائلی پی برده ايد . شايد ديگران به آن مسائل پی نبرده اند و چه بسا اين مسائل برايشان اين صفتها را نداشته باشد . لذا در صورتی که مایلید پاسخی منطی تر بدهید . من جواب دادم: به گمانم سوال بنده در جواب علی آقا را می فرمائيد. اگر با وجود اين همه معضل در سياست خارجی و در اقتصاد داخلی و مسائل مختلف که مردم با گوشت و پوست لمس می کنند، کسانی باشند که هنوز به قول شما (به آن مسائل پی نبرده اند) آيا شما فکر نمی کنيد که خودشان نمی خواهند پی ببرند؟ کسی که نگاه منطقي به مسائل ندارد و هنوز خيال می کند که موفقيت گروههای سیاسی قانونی کشور بايستی با اجازه برخی، و نه رای مردم باشد ، شما چه جواب منطقی تری به ايشان می توانيد بدهيد؟ سپس علی برایم نوشت: من طرفدار مردمي هستم كه با آن انگيزه و افكارو اعتقاد جان خود را فدا كردن و روي مين رفتن و در جنگ شهيد شدن من پيرو همان جوانان هستم و ميدانم كه اين مردم هستند كه با رأي خود ميهنشان را مي سازند و فقط ما مي توانيم آنها را راهنمايي كنيم كه چه كساني را انتخاب كنند و در مورد آن سؤال منظور مرا درست دريافت نكرديد به نظرم كسي را بايد اين جوانان انتخاب كنند كه از هر نظر ايده آل و 100% طرفدار ملت و آن افكار و انگيزه هاي جوانان زمان جنگ را داشته باشد وبراي امتش ازجان خودش هم بگذرد نه اينكه از افرادي كه پيرو حزب مشاركت ، سازمان مجاهدين انقلاب يا حزب كارگزاران يا دركل دوم خردادي باشد ... حال جواب آخر من به علی را بخوانید: جناب علی آقا:همين ادبيات يکجانبه گرايانه شما که با کمال احترام ، ناشی از ناآگاهی شماست مرا واداشت تا سوالتان را به خودتان برگردانم. هر چند اميد عزيز تمايلی ندارد که مطالبی متفاوت در وبش مطرح شود اما اجمالا می پرسم که : تاريخ ۱۰ سال دوران حيات امام بعد از انقلاب را مرور کنيد سپس بگوئيد که امام در بين اين دو جناح سياسی امروز، به چه کسانی بيشتر اعتماد داشت و مناصب حکومتی بيشتر در دست چه کسانی بود(آنان غير از دوم خردادی های امروز بودند؟). و بگوئيد که در جريان اقدام عده ای عليه مهندس موسوی امام به چه کسانی گفت که :حتی توانايی اداره يک نانوايی را هم ندارند( آنان غير از اصولگراهای امروز بودند؟)
|
||||
|
+ نوشته شده در
جمعه هجدهم آبان 1386ساعت 17:52 توسط داود روشنی |
|
||||
|
طی هفت سال و نیم که در دانشگاه تهران مشغول به تحصیل بودم اتفاقات زیادی مرا به تحلیل وضعیت کشور وا می داشت. دانشگاه تهران مادر همه دانشگاهها و مرکز سیاست آکادمیک است و از اینرو همیشه مورد توجه و سوئ استفاده قدرتمداران بوده است. اکثر فعالان سیاسی و مدیران و کارگزاران امروز نیز از این دانشگاه برخاسته اند. من روابط زیاد و گسترده ای با دانشجویان طیفهای مختلف سیاسی داشتم و این به من کمک می کرد که تحلیل مستقیم و درست و منطقی از اوضاع جاریه سیاسی داشته باشم. در مجموع من دوستان فعال در دانشگاه را با دو خصوصیت کلی می دیدم:
گروهی بودند که به وضع موجود نگاه اعتقادی و مقدس مابانه داشتند. نگاه اینان نشات گرفته از نگاه تقدس گرایانه به نظام حاکم بود. از دیدگاه اینان چون به پای این نظام خون ریخته شده بود و زحمات زیادی بر ای برقراری این نظام کشیده شده بود، پس این نظام فی نفسه بعنوان یک متغیر مستقل از مردم، دارای تقدس بود. از اینرو انتقاد و یا احیانا تلاش برای ایجاد تحولات اساسی و لازم به نفع نیازهای مردم و کشور امری مذموم و خائنانه بود. این تفکر به آنان یاد می داد که اگر انتقادی به نظام وارد کنی گناه بزرگی را مرتکب شذه ای. از اینرو منتقدین، افرادی لاقید و لامذهب و احیانا منحرف و آلت دست دشمن قلمداد می شدند. با توجه به نگاه مقدس مابانه و کاریزماتیک اینان به نظام، خود بخود مسئولین این نظام نیز مقدس می شدند و مصون از انتقاد. بنابر این از نگاه اینان بالادستی همیشه مقدس بود و لایق اطاعت. این نگرش راه را برای اطاعت بی چون و چرا از بالادستی و بالطبع گاهی چاپلوسی و تعریف و تمجید بیمورد باز مینمود. گروهی دیگر بودند که نگاهشان به اوضاع اجتماعی و سیاسی و فرهنگی کشور انتقادی و تحلیلی بود. این گروه به جای پذیرش وضع موجود، بدنبال تحلیل و کشف ایرادات و معضلات و تحلیل و ارائه راه حل و تلاش برای بهبود اوضاع بودند. آنان حاضر به پذیرش معضلات و سکوت در برابر آنها نبودند. از دیدگاه اینان نظام برآمده از رای مردم فی نفسه مقدس و غیر قابل انتقاد نبود و بعنوان یک متغیر وابسته به خواست و رای اکثریت ملت ایران که مسلمان بودند تلقی می شد و به قول امام راحل میزان رای ملت بود (بدون اما و اگر). با شروع جنبش دوم خرداد ۷۶ و شفاف شدن مرزبندی های گروههای سیاسی، گروه اول که هر نوع انتقادی را خیانت به آرمانها و ارزشها قلمداد می کردند نا خود آگاه خود را نزدیک به تفکر محافظه کاران یافتند و به مرور جذب آنان شدند. در مقابل گروه دوم نیز که منتقد دردمند بودند خود را موافق اصلاح طلبان دیدند.در سالهای آخر تحصیلم شاهد جذب دانشجویان فعال دانشگاه در مناصب و پستهای حکومتی بودم. مخالفین انتقاد که از قضا تنها یاد گرفته بودند که اطاعت کنند و البته چاپلوسی و تعریف و تمجید از بالادستی، تمامشان جذب نهادهای وابسته به محافظه کاران و نهادهای انتصابی شدند. در طول مدیریت و حضور اینان در این پستها با اینکه من آنان و توانمندی های ضعیف مدیریتی شان را از دوران دانشگاه می شناختم و می دانستم که در دانشگاه بجای خلاق بودن تنها اطاعت را یاد گرفته بودند، سعی کردم که آنان را زیر نظر داشته باشم و نتیجه چاپلوسی ها و اطاعتها را مشاهده کنم. با اینکه از همان اول وارد پستهای کلیدی و مهم شدند اکنون که چند سال از آن موقع می گذرد شاهد جدایی و طرد برخی از اینان از سوی اربابانشان هستم گویا توان چاپلوسی و اطاعت محض محدود و غیر قابل ادامه است. توانمندی خاصی هم که ندارند تا بخاطر آن باقی بمانند. برخی هم که هنوز باقی اند بسیار ناراضی اند. عده ای هم کلا از اربابانشان جدا شده و تبدیل به مخالف آنان شده اند و البته معترف به این امر که فضای محافظه کاری فضای کار و تلاش نیست و بزرگان آنان جز اطاعت از زیر دستانشان نمی خواهند. دلم برای این گروه آخری می سوزد چون با اینکه هر چند دیر، ولی متوجه اشتباهاتشان شده اند ولی بدلیل سابقه شان نه راه پس دارند و نه راه پیش. اما از این طرف دانشجویان مبارز و منتقد دیروز با اینکه پست و مقامی در این کشور ندارند و اما بسیاری شان در عرصه های جامعه مدنی و روزنامه نگاری و تئوری پردازی و فعالیت و مبارزه سیاسی دارای وزنه های قابل قبولی هستند و از نظر توانمندی وجودی شان قابل مقایسه با نور چشمی های چاپلوس نیستند. پس بی حکمت نیست که اکثر تحصیلکرده ها و روشنفکران و تئوری پردازان عرصه سیاست مدافع انتقاد و اصلاحاتند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه دوم آبان 1386ساعت 13:11 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
| پیوندهای روزانه |
|
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد افزايش شمار دختران در دانشگاهها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است همکاری شرقی معلم شهید درباره انرژی هسته ای آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|