تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
   دیشب اخبار ساعت ۲۲ شبکه ۳ سیما با خوشحالی و هیجان فراوان تصاویری از جشن عروسی یک پیرمرد ۶۰ ساله با دختری ۲۰ ساله در یکی از روستاهای زنجان را پخش کرد که در آن شادی و خنده دهها تن از شرکت کنندگان در جشن را بهمراه پایکوبی پیرمرد ۶۰ ساله که دسته گلی هم در دست داشت را به تصویر کشید. هر چند در نگاه اول این، تنها یک مراسم شادی باشد اما تصور اینکه این دخترک ۲۰ ساله چگونه راضی شده است جوانی و شادابی خود را تسلیم پیرمرد ۶۰ ساله "یک پا لب گور" نماید انسان را آشفته می سازد. نگوئید که شاید او عاشق پیرمرد شده و خوشبختی خود را در ازدواج با این پیرمرد دیده و به میل خود تن به این ازدواج داده است، که در کشور ما روزانه دهها مورد از این صحنه های تملک بی قید و شرط دخترکان مظلوم ناتوان با هیولاهای هوسباز مرد نما اتفاق می افتد و کسی هم نیست که از این جنس بی پناه و اسیر حمایت کند.

   شاید این مورد در میان دهها مورد دیگری که هر روز در این سرزمین اتفاق می افتد گم باشد اما اقدام صدا و سیمای به ظاهر ملی در تصویر برداری از این جشن (بخوانید عزای برده داری)و پخش آن بعنوان یک خبر جالب و مهیج، نکته اتکا و قوتی باشد برای مردانی که همواره بدنبال توجیه اینگونه مسائل هستند تا با کمک صدا و سیما، استثمار و حراج دخترکان بی پناه این مملکت را به ثمن بخس، نه تنها توجیه کنند بلکه زیبا و مقبول جلوه دهند.

   کدام عاقل حق طلبی می تواند ادعا کند که با دیدن این صحنه های شوم ظلم و جنایت در حق یک انسان که بعنوان صحنه جذاب و شاد نمایش داده می شود، شوکه نمی شود و خونش به جوش نمی آید؟با دیدن این صحنه با خود گفتم براستی ما را چه شده است که در حالیکه بدیهی ترین و ابتدائی ترین حقوق انسانها در مقابل چشمانمان پایمال می شود و این نقض حقوق شهروندی براحتی توجیه می شود، سکوت کرده ایم و براحتی از کنارش می گذریم؟

   شاید اگر دفاع ما از حقوق بشر و حقوق شهروندی جدی و عمیق می بود حداقل اکنون شاهد تبلیغ این ظلم از سوی رسانه متعلق به ملت نمی بودیم و تملک و تحقیر و خرید زندگی یک انسان به این راحتی توسط مسئولین به ظاهر مسئول توجیه نمی شد.

عید قربان و شب یلدا زهر مارم شد.

+ نوشته شده در  جمعه سی ام آذر 1386ساعت 12:16  توسط داود روشنی | 
   ديشب رئيس جمهور طي مصاحبه اختصاصي با هدف توضيح به مردم در مورد معضلات كشور بخصوص گراني، مطالب تكراري مصاحبه هاي قبلي را مطرح نمود. ايشان مجددا و صراحتا تقصير گراني ها و معضلات را به گردن منتقدين انداخت، گويا كه در بروز وضع فعلي همه مقصرند غير از دولت. دولتي كه باني اصلي حل مشكلات و معضلات است. اما همه مي دانند كه بي كفايتي دولتمردان عامل اصلي بروز اين همه مشكل براي مردم است. همانطور كه در پست قبلي گفتم دولت بدليل بي كفايتي فزاينده و ناتواني از حل مشكلات از يك طرف و عدم وجود اتحاد و همدلي و وجود اختلافات دروني فزاينده در داخل دولت، كنترل رواني خود را از دست داده و دست به حذف و اخراج دروني دولتمردان زده و از طرفي براي توجيه بي كفايتي اش اقدام به فرافكني و مقصر خواندن منتقدين نموده و به همه بدبين شده است.

   رئيس جمهور علاوه بر اين با توجيه عدم توانايي بهبود وضع اقتصاد كشور بدنبال افزايش قيمت نفت سعي نمود به مردم القا كند كه افزايش قيمت نفت بدليل افزايش همزمان قيمت كالاها و خدمات وارداتي نبايد هم باعث بهبود وضع اقتصاد شود.اين در حالي است كه زمان انتخابات ادعا اين بود كه چرا با گران شدن نفت، ما آثار آن را بر سر سفره هاي مردم مشاهده نمي كنيم ولي الان ادعا اين است كه گران شدن نفت خود باعث تورم مي شود.

   دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس در سخنانی با تکرار ادعای مالکیت امارات بر جزایر سه گانه ایرانی مدعی شد: "توسعه روابط کشورهای حاشیه خلیج فارس با ایران منوط به حل مناقشه بر سر موضوع جزایر سه گانه تنب کوچک، بزرگ و ابوموسی است."

   به گزارش گلف تایمز،" عبدالرحمن بن حمد العطیه" اظهار داشت: "کشورهای خلیج (فارس) در صورت عدم توافق بر سر سه جزیره اماراتی (!) که در دهه 1970 توسط ایران به اشغال درآمد همکاری خود با این کشور را توسعه نخواهند داد."
   همه اين ادعاها در حاليست كه تنها چند روز از حضور مناقشه بر انگيز احمدي نژاد در اجلاس اين شورا مي گذرد و جالب اينجاست كه رئيس جمهور در مصاحبه ديشب خود از اينكه اعراب به جاي نام خليج فارس در اين اجلاس از نام خليج عربي (فقط يكبار به قول رئيس جمهور) و نيز نام خليج بدون پسوند استفاده كرده اند ابراز رضايت نمود( رئيس جمهور: بنده هاي خدا گفتند خليج!). حال سوال اين است كه حضور ايشان در آن اجلاس توانست مشكل ادعاي چندين ساله اعراب بر تماميت ارضي ايران را حل كند و يا حداقل اين ادعا را كمرنگ نمايد؟ و آيا تكرار اين ادعاها بدنبال حضور رئيس جمهور در اين اجلاس نوعي دهن كجي اعراب به ايران محسوب نمي شود؟

   ارزیابی یک کارشناس سیاسی از مصاحبه رئیس جمهور را اینجا بخوانید خیلی جالبه.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 21:35  توسط داود روشنی | 
   دیشب ۱۷ آذر ماه اخبار ساعت ۲۱ شبکه اول تلوزیون گزارشی پخش کرد که در آن به توجیه علل عدم تاثیر مطلوب افزایش در آمدهای نفتی بر اقتصاد کشور پرداخت. در این گزارش که به مصاحبه با غنیمی فرد مدیر بین الملل شرکت ملی نفت پرداخت، گزارشگر سعی نمود به نوعی عدم توانایی دولت در بهبود وضع اقتصادی مردم و البته افزایش تورم علی رغم افزایش در آمدهای نفتی کشور را توجیه کند. گزارشگر طی مصاحبه و نیز مصاحبه شوندگان تلاش کردند به بینندگان القا نمایند که با وجود افزایش قیمت نفت، در آمدهای کشور آنچنان بالا نرفته تا مردم انتظار بهبود اوضاع اقتصادی کشور را داشته باشند. آنان ادعا نمودند که با وجود افزایش قیمت نفت بدلیل افزایش قیمت کالاها و خدمات جهانی که ایران مشتری آنهاست، افزایش چندانی در درآمدهای ارزی کشور رخ نداده است.از طرفی آنان ادعا نمودند که اختیار در آمد اندک حاصله از نفت هم از دست دولت خارج است و این در آمد به حساب ذخیره ارزی واریز شده و دولت اجازه مصرف آن را ندارد. خلاصه آنکه گزارشگر سعی نمود به مردم بگوید بیخودی دل خود را صابون نزنید که خبری از بهبود وضع اقتصادی و آوردن پول نفت سر سفره ها نیست و البته دولت هم مقصر نیست!!!

  -ازطرفی با افزایش موج استعفاها و در اصل عزل مدیران دولتی به نظر می رسد که بدنبال ناکارآمدی فزاینده دولت و افزایش نارضایتی عمومی، به جای آنکه دولتمردان با انسجام کامل کمر به رفع مشکلات ببندند، اختلافات درون دولتمردان بخصوص رئیس جمهور و اطرافیانش از یک طرف و اعضای کابینه از طرف دیگر تشدید شده تا جایی که دست به تصفیه همدیگر زده اند. همه اینها نشان می دهد که دولتمردان کنترل روانی خود را از دست داده اند و اتحاد درونی جای خود را به خودزنی های سیاسی و خود آزاری داده و کنترل رفتار از دست دولتیان خارج شده است. بنابراین اگر اینگونه پیش رود احتمال فروپاشی دولت بدست خود دولتیان روز بروز تقویت خواهد شد.

  -امروز ۱۸ آذرماه دفتر تحکیم وحدت با فراخوانی دانشجویان اقدام به برگزاری میتینگ دانشجویی به مناسبت ۱۶ آذر روز دانشجو در دانشگاه تهران نمود.بنابر گزارشات رسیده استقبال از این میتینگ بسیار گسترده بوده است. هر چند این میتینگ مثل خیلی از مراسمات دانشجویان اصلاح طلب و دگر اندیش مشمول بایکوت خبری رسانه ها و شبکه های اقتدارگرایان قرار گرفت. البته اخبار ۲۰:۳۰ امروز مثل همیشه با فوکوس روی معدود چهره های متفاوت با عرف از نظر ظاهری، سعی در تخریب دانشجویان دگر اندیش نمود.

   اما برنامه اصلی بزرگداشت ۱۶ آذر روز سه شنبه همین هفته با حضور سید محمد خاتمی در تالار شهید چمران دانشکده فنی دانشگاه تهران برگزار خواهد شد. انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از عموم دانشجویان آزادیخواه و اصلاح طلب دعوت کرده است که با حضور پرشور خود در این مراسم، آن را به نمایش قدرت جنبش دانشجویی تبدیل نمایند. 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 21:8  توسط داود روشنی | 

   برای آغاز بحث به تعریف عملی  یعنی آن منظوری که در عالم سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنای عمل و تحلیل در مورد این دو کلمه قرار می گیرد اشاره می کنم.

-

   تخصص : یعنی توانایی انجام کار.  توانایی از علم و عمل ناشی می شود. یعنی فرد هم علم و هم توانایی مدیریت کار را دارد.

   تعهد یعنی : احساس مسئولیت در انجام درست کار . تقوا همسنگ با تعهد در نظر گرفته می شود و تقوا نیز به باورهای مذهبی و دینی فرد در خصوص سلامت نفس و عدم سوءاستفاده از امکانات موجود و حسن انجام کار تعریف می شود.

   در جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دو کلمه تعهد و تخصص بصورت دو مقوله مورد بحث در عالم سیاست و مدیریت کشور بروز پیدا نمود. بحث های فراوان در مورد ارتباط این دو و اینکه کدامیک بر دیگری برتری و تقدم دارد و کدامیک بایستی ملاک اصلی در انتخاب مدیران و معتمدان سیاسی قرار گیرد در میان سیاسیون و مذهبیون در گرفت . عده ای تعهد را بر تخصص ترجیح داده و توجیه شان این بوده که کسی که تعهد ندارد و در سلامت نفس او تردید وجود دارد با رسیدن به قدرت از آن سو استفاده می کند هر چند توانائی انجام کار (تخصص) را داشته باشد. پس نبایستی چنین شخصی بر مسند قدرت قرار گیرد. عده ای دیگر تخصص را بر تعهد ترجیح می دادند و عده ای هردو را برای قضاوت در مورد افراد لازم می دانستند.

   با نگاهی به تعریف این دو در می یابیم که اساسا انفکاک و تجزیه این دو عملا غیر ممکن و غیر عملی است با تعریفی که از این دو داریم معلوم است که این دو قرابت و همپوشانی کاملا مشخصی را با هم دارند طرفداران برتری تقوی بر تخصص اساسا با نفی کفایت و حتی لزوم تخصص  دچار یک مشکل تفسیری و عملی شده اند. اساسا در مقوله های اجتماعی و انسانی، ما متغیرهایی را ملاک قضاوت می دانیم که ملموس و قابل اندازه گیری باشند. مثلا برای قضاوت اشیای مختلف واحدهای مختلف اندازه گیری داریم . (وزن – قد – تعداد-...) و تمامی اینها قابل اندازه گیری و قضاوت هستند اگر برای سنجش مقوله های انسانی و زمینی از معیارهای فرا بشری و آسمانی و متا فیزیک استفاده کنیم راه به خطا رفته ایم . نمی خواهم تقوی را نفی کنم اما اساسا ما انسانها بدلیل محدودیت هائی که در قضاوت ، اندازه گیری و درک صحیح مسایل فرابشری دادیم نمی توانیم تقوی را ملاک قضاوت در مورد انسان دیگری قرار دهیم چراکه ما تقوی سنج نداریم . تنها فاکتور موجود در دست ما برای قضاوت در مورد تقوای افراد، ظاهر افراد است و لاغیر. اینکه فرد نماز می خواند یا نه- روزه می گیرد یا نه – رفتار وی با دیگران چگونه است – کجا می رود- چه می خورد چه می گوید – چگونه می پوشد و... تمام اینها جز ظاهر فرد چیز دیگری نیست و چون ما اساسا به درون و نیات افراد تسلط نداریم و تقوی نیز یک مقوله کاملا درونی و فردی است پس نمی توانیم میزان تقوای واقعی فرد را از روی ظاهر فرد تخمین بزنیم بنابراین می خواهم بگویم که اساسا تکیه بر ظاهر افراد هر چند هم برای ما اطمینان بخش باشد نمی تواند ملاک قضاوت در مورد نیت و درون وی قرار گیرد البته می توان ظاهر فرد را بعنوان یکی از معیارهای قضاوت در مورد فرد در نظر گرفت ولی نبایستی آنرا تقوی نامید ه و ارزش آنرا بالا دانست.

   حال این سوال مطرح می شود که اگر تقوی نمی تواند اصلا ملاکی برای ما باشد پس چرا خداوند آنرا مطرح نموده و آنرا بعنوان ملاک برتری افراد قرار داده . در جواب باید گفت که اینجا موضوعی خلط شده است. اشاره کردم که یک انسان نمی تواند میزان تقوای یک فرد دیگری را درست تخمین بزند اما ایا خداوند نیز نمی تواند میزان تقوای انسان ها را تشخیص دهد؟ مسلما اینطور نیست خداوند می فرماید ما به نیات و درون شما واقفیم و چون اساسا تقوی ارتباط مستقیم با نیت و درون فرد دارد خداوند دقیقا می تواند بداند چه کسی با تقوی تر است و بر این اساس می تواند بفهمد چه کسی برتر است . اینکه خداوند می فرماید هر کس با تقوی تر نزد خدا گرامی تر (ان اکرمکم عندالله اتقکم) دلیل آن اینست که تقوی برای خداوند یک میزان اندازه گیری دقیق است و خداوند ابزارهای این اندازه گیری یعنی آگاهی به نیات و درون و رفتار و کردار فرد را در اختیار دارد. اما آیا بر اساس این گفته خداوند ما نیز می توانیم جا پای خداوند گذارده و بدون داشتن ابزارهای لازم و تنها با قضاوت در مورد ظاهر اشخاص آنرا بعنوان معیار قضاوت  در مورد انسان ها قرار دهیم ؟ مسلما جواب مشخص است. و اگر چنین کنیم این اندازه گیری دقیق و واقعی و صحیح نخواهد بود و جواب غلط خواهیم گرفت.از طرفی با معیار قرار دادن چنین مقوله غیر قابل اندازه گیری که تنها به ظاهر اشخاص تکیه می کند نه تنها پاسخ صحیحی اخذ نمی گردد بلکه معضلاتی و مشکلاتی نیز به بار می آورد و وقتی چنین مقوله ای معیار قرار گیرد قضاوت تنها بر اساس ظواهر است . بنابر این تظاهر، ریا و خود نمایی و دورویی و به تبع آن تملق و چاپلوسی برای مثبت جلوه دادن ظاهر فرد رواج می یابد و اینگونه است که به مرور تکیه بر مقوله ای بنام تقوی باعث رواج معیار های منفی ذکر شده می گردد . در مورد مقوله تخصص کاملا" برعکس است تخصص یک متغیر قابل اندازه گیری بر اساس معیارهای زمینی و ملموس است میزان تحصیلات فرد در مورد یک علم خاص - توانایی درک فرد و تجربه علمی وی معیار های قابل سنجش مناسب برای بررسی میزان تخصص فردی می باشد در واقع فردی که تخصص انجام یک کار را دارد در واقع توانایی انجام دقیق و صحیح آن کار را دارد یعنی می داند که چگونه کار را درست انجام دهد از چه روشهایی استفاده نماید که معضلات و احتمال شکست به حد اقل برسد ودر واقع یعنی تعهد انجام صحیح کار .

    بنابراین تعهد مقوله ای است که در درون تخصص نهفته است یعنی یک فرد متخصص بالاجبار تعهد به انجام صحیح یک کار را  دارد و این یعنی تقوای انجام کار.اما اینجا مقوله ای مطرح می شود که آیا فرد متخصص امکان دارد که عمدا" و به میل خود تخصص خود را بکار نگیرد و باعث شود کار درست انجام نشود؟ و آیا این را به معنی نداشتن تعهد در عین داشتن تخصص نمی توان گرفت؟ پاسخ این است که چنین مقوله ای امکان دارد در این صورت فرد متخصص، متعهد نیست اما آیا این را چگونه می توان فهمید ؟ جواب این است که این را بر اساس مقوله های زمینی و غیر قابل اندازه گیری نمی توان تشخیص داد بنابراین این هم جزء آن مسائل است که نام سوءاستفاده را روی آن می گذاریم . یعنی فردی که تخصص دارد و استفاده نمی کند با کسی که تخصصی ندارد و ظاهرا" تعهد دارد ،در عمل برای ما فرق نمی کند و این هیچ ربطی به  نداشتن تعهد ندارد . بر اساس سابقه و فعالیتهای فرد می توان فهمید که او اهل استفاده از تخصص هست یا نه و مشکل احتمالی را بایستی بامقوله نظارت بر عملکرد رفع نمود. اساسا در عمل ، در سیاست کشورما سیستمهای نظارتی مناسب وجود ندارد تا بر عملکرد افراد با تقوی و حتی متخصص نظارت شود . نظارت مقوله کاملا" لازم برای حتی تمام افراد به ظاهر صادق و سالم می باشد . اما متاسفانه زمانیکه تقوی ملاک انتخاب مدیران گرفت با اعتماد کامل دست آنان باز گذشته شده و نظارت دائمی بر عملکرد آنان یک مقوله زشت و غیر ضروری شمرده شده. بلکه مدیران نیز نظارت بر عملکرد خود  را بعنوان توهین به خود تلقی کردند. و این نیز یکی دیگر از عوارض تکیه به مقوله غیر قابل سنجش بود. بنابراین به این نتیجه می رسیم که یک فرد بظاهر متعهد لزوما متخصص نیست اما فرد متخصص لزوما متعهد به کار می باشد . اما در انتخاب افراد متخصص برای مدیریت یک امر بخصوص نیز ، به صرف داشتن تخصص آن فرد نبایستی کاملا وی را عاری از اشتباه و کم کاری دانست و با یستی با نظارت بر عملکرد وی احتمال عدم  بکارگیری تخصص (و به تبع آن تعهد) توسط آن فرد متخصص را از بین برد.

                                                                                  
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:2  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


پیوندهای روزانه
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد
افزايش شمار دختران در دانشگاه‌‏ها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است
همکاری شرقی
معلم شهید
درباره انرژی هسته ای
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
بهارستان هشتم: ارگان ائتلاف اصلاح طلبان
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
جمیله کدیور
الپر
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
سفسطه
‍‍‍‍ژورنالیست
همراه و همراز
قاصدک
عطا افشاري
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
ني پرست
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
دستان
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر آقا ابراهيمي
بزغاله
دكتر مازيار گرجي پور
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin