![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
عده ای از دوستان عزیزم از بنده نظرم را در مورد انتخابات خواستند. هر چند در پست قبلی اشاره کردم اما مطالب دیگری و البته دلایلی برای لزوم شهامت اصلاح طلبان در مقطع فعلی به عرض می رسانم:
این مقطع به نظر من مقطع بسیار حساسی در تاریخ جمهوری اسلامی است. با نگاهی به شرایط می بینیم که برای اولین بار اختیار تایید یا رد صلاحیتها بطور مستقیم به نظامیان(مشخصا سه سردار سپاه) سپرده شد آن هم نظامیانی که متعلق به تندروترین طیف اصولگرایان هستند که حتی دیگر اصولگرایان را هم بر نمی تابند چه رسد به اصلاح طلبان. بعدا در این مورد به تفصیل خواهم نوشت. از طرفی عزم عده ای تند رو برای تعیین تکلیف قطعی انتخابات قبل از برگزاری آن نشان از عزم آنها برای تبدیل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی است. از طرفی شرایط پیش آمده، امکان شرکت اصلاح طلبان و البته بخشی از اصولگرایان را در انتخابات بطور کامل سلب کرده است بنابر این چند گزینه پیش روی اصلاح طلبان است: ۱- عدم شرکت بدون اعلام تحریم: این مورد ضمن اینکه در انتخابات مجلس هفتم امتحان خود را پس داده، نشان از عدم شهامت اصلاح طلبان در مقاومت واقعی است و چیزی جز ترس را القا نمی کند و نتیجه آن هم از قبل معلوم است. اما چون این مقطع دیگر بحث موجودیت نظام جمهوری اسلامی است، به نظر من هزینه بیشتری نسبت به انتخابات هفتم را برای اصلاح طلبان دارد. ۲-اعلام تحریم انتخابات و درخواست از مردم برای عدم شرکت: اصلاح طلبانی که من می شناسم شهامت چنین حرکتی را ندارند و اگر هم چنین کنند این به معنی خروج رسمی اصلاح طلبان از نظام و تبدیل آنان به اپوزیسیون خارج نظام خواهد بود و راه را برای سرکوب های بعدی از سوی اقتدارگرایان هموار می کند و این همان منظور اقتدار گرایان است. در این صورت جمهوری اسلامی به طور غیر رسمی تبدیل به حکومت اسلامی خواهد شد. ۳-اعلام شرکت در انتخابات با رای کبود اعتراضی: این گزینه ضمن اینکه اصلاح طلبان را درون نظام برای فعالیتهای آتی حفظ می کند، راه را بر اقتدارگرایان برای سرکوب بیشتر می بندد و البته هزینه زیادی را برای آنان دارد و مطمئنم پایه های آنان را سست خواهد کرد. اما این گزینه ضمن اینکه شهامت می خواهد البته اعتماد به نفس هم می خواهد. اصلاح طلبان پس از شکستهای گذشته در چند انتخابات، امید خود را برای بسیج توده های مردم از دست داده اند و سعی می کنند کمتر به بسیج مردم حول خواسته های برحق خود بیاندیشند. اما در این مقطع باید بدانند که مردم منتظر فرصتند تا با حاکمیت موجود و بطور مشخص با دولت لج بازی کرده و ضرب شست نشان دهند. بنابراین حاضرند حرکت اعتراضی فعالانه ای در این مقطع داشته باشند به شرطی که سازماندهی شوند یعنی بطور رسمی دعوت شوند. اصلاح طلبان باید از این فرصت استفاده کنند. دیگر فواید این گزینه را در پست قبلی نوشته ام. تنها فاکتور مورد نیاز برای این حرکت جرات و شهامت است. آیا کسی هست از خود هزینه کند؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم بهمن 1386ساعت 14:43 توسط داود روشنی |
|
|
چند روز پیش جریده فحاش کیهان در تیتری باورنکردنی اصلاح طلبان را به "جنجال فله ای پس از ثبت نام فله ای" متهم نمود. سایر اقتدارگرایان هم اعم از دولتی و غیر دولتی برای موجه جلوه دادن رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان و البته تائید صلاحیت فله ای اقتدار گرایان وابسته به مافیای قدرت و ثروت، اظهار نظرهای مشابهی را کردند. بر اساس برآوردی نزدیک به ۸۰ درصد از اصلاح طلبان و شاید هم بیشتر رد صلاحیت شده اند و بنا به اعتراف شهاب الدین صدر از مسئولان ستاد اقتدار گرایان حدود ۹۵ درصد از تائید صلاحیت شدگان، وابسته به اصولگرایان هستند.
حال با این توضیح مشخص است که پروژه "رد صلاحیت فله ای اصلاح طلبان" مورد وثوق ملت و "تائید صلاحیت فله ای اقتدارگرایان" وابسته به مافیای قدرت و ثروت با هدف تکرار پروژه انتخابات فرمایشی مجلس هفتم صورت گرفته است. عجیب هم نیست که مزه برپایی مجلس فرمایشی بر دهان اقتدارگرایان خوش آمده باشد پس در صدد باز تولید آن هستند. برای جلوگیری از تکرار این پروژه نحس، آقای کریم ارغنده پور با مطلبی با عنوان گزینه های پیش روی اصلاح طلبان پیشنهاداتی را مطرح کرده که نظر خوانندگان را جویا شده است. با توجه به تجربه تحریم انتخابات مجلس هفتم از نظر اینجانب اگر شرایط رد صلاحیت فعلی تغییر نکند گزینه پنجم پیشنهادی آقای ارغنده پور یعنی "انصراف همه نامزدهای اصلاح طلب و اعتراض به روند انتخابات از طریق مشارکت در انتخابات با رای کبود" بهترین گزینه است چون اولا هزينه اش براي مردم كمتر است.ثانیا مخالفت فعال مردم را با روند فعلي اثبات مي كند.ثالثا بعد بين المللي وسيع دارد.رابعا اقتدارگرايان را منفعل و بلكه منزوي مي كند. خامساتاثيرش هم بيشتر از گزينه هاي قبلي است. معتقد هستم حتی تهدید اصلاح طلبان به اجرای این تصمیم، اقتدارگرایان را به وحشت انداخته و آنها را مجبور به تمکین به خواسته های معقول مردم و اصلاح طلبان خواهد کرد و اگر هم تمکین نکنند پس از انتخابات مجبورند هزینه سنگینی را با رسوایی خودشان متحمل شوند. شما نیز می توانید نظر خود را در مورد چگونگی شرکت در انتخابات در این آدرس اعلام نمائید. خواندن این مطلب هم با عنوان "امام به نظامیان: اوضاع مجلس به شما ربطی ندارد" حجت را بر خیلی ها تمام خواهد کرد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم بهمن 1386ساعت 20:59 توسط داود روشنی |
|
|
همانطور که انتظار می رفت اصلاح طلبان با رد صلاحیت گسترده مواجه شدند. چه انتظاری می توان داشت از انتخاباتی که مرجع تائید صلاحیتش خود غیر قانونی است؟ طبق دستور صریح امام ره) و نص صریح قانون اساسی نظامیان حق دخالت در سیاست را ندارند چه رسد به اینکه در راس نهاد برگزار کننده انتخابات قرار گیرند. سردار علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات کشور را می گویم. حضور او در چنین جایگاهی غیر قانونی است بخصوص اینکه خود، دارای حب و بغض نسبت به جناحهای سیاسی است.اما به نظر من اصلا مشکل اصلی اینجا نیست. امثالی مثل افشار و احمد جنتی تند رو و شورای نگهبان جناحی و رسانه ملی وابسته به جناح راست و آزادی مطلق العنان رسانه های اقتدارگرایان در تخریب رقیب و و و...همه اینها جزئ شاخ و برگ درخت معضل آفرین در کشور ماست. باید ریشه این درخت را یافت و خشک کرد. منتقدین هر از چند گاهی به یکی از شاخه های این درخت تنومند اما مضر و موریانه گرفته حمله می کنند. گیرم که بتوانند شاخه اش را قطع کنند. دوباره شاخه ای کج و معوج از آن سبز خواهد شد و راه ملت را بسوی پیشرفت سد خواهد کرد.
اينجا مه گرفته است.راهزنان چه خوشحالند از اين مه. اينجا همه چيز تاريک است.چه بايد کرد با اين قوم فاسد و فاسق؟ بايد کاری کرد. ریشه این فتنه ها چیست و کجاست. چرا عمیق نمی اندیشیم؟ مشکل اصلی چه کسی یا کسانی هستند؟ دموکراسی لطف دلبخواهی حاکمان بر مردم نیست. دموکراسی حق ملت است. گیرم که ایندفعه لطف کنند و انتخابات آزاد برگزار کنند. فردا روز چه؟ آیا همیشه می توان انتظار لطف داشت؟ بیائید بیشتر بیاندیشیم. مشکل اصلی کجاست؟؟؟ با كدام يك از معيارهاي قانوني آقاي افشار امروز در تمام امور مربوط به انتخابات دخالت میكند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:58 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
| پیوندهای روزانه |
|
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد افزايش شمار دختران در دانشگاهها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است همکاری شرقی معلم شهید درباره انرژی هسته ای آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|