تبليغاتX
این حرفها
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
   شنبه شب ۲۸ اردیبهشت ماه در اخبار ۳۰/۲۰  شبکه دو، خبرنگار خدوم و دست به سینه اقتدارگرایان، آقای کامران نجف زاده در مصاحبه ای با حسین رضازاده قهرمان ملی وزنه برداری، با لحنی انتقادی و البته تمسخر آمیز از وی پرسید "شما دیگر مشکل مالی ندارید؟!". اشاره این خبرنگار به یک تیزر تبلیغاتی است که از حسین رضازاده در یکی از شبکه های ماهواره ای پخش شده است. پس از اقدام این قهرمان برای تبلیغ یک شرکت اقتصادی تنها با انگیزه مالی( به قول خودش)، سیل انتقادات اقتدارگرایان به سوی این قهرمان سرازیر گردید. تنها به گناه یک تبلیغ اقتصادی در رسانه ماهواره ای.

   همه می دانند که حسین رضازاده در طول سالها قهرمانی اش چقدر برای اصول و آرمانهایی که بسیاری از آنها تنها توسط اقتدارگرایان مثبت تلقی می شود از اعتبار خود خرج کرده است. از طرفی در طول این سالها رسانه های اقتدارگرا و بخصوص رسانه به ظاهر ملی تمام تلاش خود را برای ساختن یک کاریزمای ملی مذهبی از حسین رضازاده به کار بستند. اوایل این سالها، حسین تنها بعنوان یک پهلوان ملی محبوب شناخته می شد اما این رسانه ها با تلاشهای بی وقفه خود حسین را در حد یک الگوی اخلاقی و مذهبی خاص برای جوانان ایرانی ارتقا دادند. کار بدانجا کشید که حسین در یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس هنگام دریافت مدال طلای جهانی خود عکس رهبری نظام را بر بالای سر خود برده و به رخ جهانیان کشیده و از یک مراسم صرفا ورزشی بهره برداری سیاسی نمود. از نظر من علی رغم اینکه خیلی از جوانان ایرانی مثل حسین نیستند اما تا اینجای کار هیچ اشکالی ندارد چرا که خود حسین هم اعتقاداتی غیر از این نداشته و ندارد و البته این نشانه پاکی و صداقت اوست. اما سوال اصلی من این است که چرا برخی از مسئولین کج فهم به خود اجازه می دهند یک چهره ملی را روزی ابزار تبلیغ دیدگاههای سیاسی و گاهی جناحی خود کنند و وقتی استفاده وافر خود را از این چهره بردند، و یا هر وقت خواستند به ناگاه او را از عرش پایین بیاورند ولو به بهانه های واهی و بی ارزش؟

   گناه حسین این است که مانند خیلی از جوانان امروزی، برخی خط قرمز های سیاسی و تابو های مد نظر اقتدارگرایان برای او خط قرمز محسوب نشده است . حسین فقط و فقط برای انگیزه مالی از اعتبار خود که برای آن زحمت فراوان کشیده است اندکی بهره برداری اقتصادی کرده است، کاری که همه چهره های مطرح و مشهور دنیا انجام می دهند و یک امر کاملا معمول در دنیاست. حتی اگر این امر را یک عیب برای حسین تلقی کنند، حسین خواسته است فقط خودش باشد با تمام محسنات و معایبش. این حق، حداقلی از آزادی است که یک قهرمان باید داشته باشد.  کسی حق ندارد او را مصادره کند و یا از او چیزی را بخواهد که خود حسین نمی خواهد. او نخواسته دو رویی کند و در ظاهر یک جور باشد و در باطن جور دیگر. برای حسین یک تبلیغ اقتصادی در یک شبکه، هر شبکه ای که باشد زشت تلقی نمی شود. یکی پیدا شود به این مسئولین کج اندیش بگوید "اینقدر قهرمانان ملی را اسیر خود فرض نکنید آنان را به حال خود بگذارید." 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:25  توسط داود روشنی | 
    شنبه شب، ۱۴ اردیبهشت ماه اخبار ساعت ۲۲ شبکه ۳ رسانه به ظاهر ملی شاهکار دیگری را به نمایش گذاشت:

   ماجرا پخش حاشیه هایی از دیدار دانشجویان شیراز با رهبری بود که کامران نجف زاده خبرنگار تلوزیون به میان دانشجویان رفت و با طرح سوالاتی سعی نمود ثابت کند که  آحاد مختلف دانشجویان حتی آنها که موسیقی "رپ" گوش می کنند  یا رعایت حجاب اسلامی را نمی کنند به استقبال از رهبری آمده اند! اینکه منظور رسانه متعلق به ملت از این اقدام چه بود بماند اما نکته اینجاست که بلافاصله پس از اتمام اخبار برنامه ای بنام تلنگر پخش نمود که در آن به انتقاد از جوانانی پرداخت که موهای خود را مدل می دهند و آرایش های خلاف عرف معمول انجام می دهند. فردی به عنوان کارشناس در این برنامه با حمله به جوانان به تحلیل آنچه که جوانان در مورد موهای خود انجام می دهند پرداخت و عنوان نمود که این نوع مدل موها زیبنده یک ایرانی و انسان با شخصیت نیست. در ادامه با ذکر اینکه مدل دادن پسران به موهایشان در شان یک مرد که می خواهد تکیه گاه زندگی باشد نیست، اعلام نمود که این کار جوانان مشکل آفرین است و "چنین اشخاصی برای جامعه مضر" هستند.

   روزانه از این دست تناقض گویی ها در رسانه ملی کم نیست تا آنجا که دیگر خواص جامعه هم نسبت به این تناقض ها حساسیت زدایی شده اند. اما نکته دیگری که در مورد برنامه دوم مطرح است بزرگ نمودن مشکلاتی از این دست تا حد بحران امنیت اجتماعی است که متاسفانه برخی از مسئولین کم توجه و یا ناآگاه ما به آنها دامن می زنند. جوامع تثبیت شده و با یک حکومت پایدار همیشه سعی می کنند که مصادیق کمتری را بعنوان مخل و مضر امنیت ملی و اجتماعی خود فرض نمایند تا از یک طرف بتوانند راحتتر کنترل نمایند و از طرف دیگر آسیب پذیری نظام و حکومت خود را به حداقل برسانند. اما متاسفانه برخی از مسئولین ناآگاه کشور ما نه تنها این سعی را ندارند بلکه هر روز مصادیق جدیدی را بعنوان معضل و بحران اجتماعی و سیاسی مطرح می نمایند. از نمونه های دیگر این مصادیق طرح مساله چکمه پوشیدن خانمهای ایرانی در زمستان گذشته بود که توسط فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام گردید. حتی اخیرا یکی از ارگانهای تاثیر گذار نظام اعلام نمود که "ای میل بسیاری از ایرانیان در سایت یاهو قرار دارد و این یک معضل امنیت ملی است!".

   موضوع دیگر انیمیشنی خارجی بود که در روز یکشنبه ۱۵ اردیبهشت در ساعت ۱۰ صبح در برنامه کودک شبکه یک تلویزیون پخش شد که به کل مغایر سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی در مورد قضیه فلسطین و آوارگان فلسطینی بود. ماجرای فیلم یک خرگوش و دو موش بودند که در جنگلی زیبا زندگی می کردند که به ناگاه آدمها با آلات و ابزار خود می آیند تا جنگل را تبدیل به شهر نمایند. این سه موجود سندی را به آدمها نشان می دهند و آدمها نیز از بیرون نمودن آنها و تعرض به محلی که این سه موجود در آن ایستاده اند خودداری می کنند. در نهایت برای آنها در یک آپارتمان شیک، جنگلی مصنوعی درست می کنند و آنها را به آنجا منتقل می کنند و این سه موجود هم با خوشحالی در آن مستقر می شوند. اما به مرور دچار مشکلات و درگیری های زندگی مدرن شهری می شوند و در نهایت نیز با رضایت خود سند مالکیت خود را به دور انداخته و سه مرغابی زیبا را که در حال پرواز هستند را صدا نموده و سوار بر  مرغابی ها به جای نامعلومی کوچ می کنند.

   سوال اصلی اینجاست که با وجود این همه کارشناس خبره در صدا و سیما و ممیزی و کنترل دقیق برنامه های خارجی، این برنامه چگونه توانسته اجازه پخش بگیرد آنهم برای نسلی که تربیت آنان بایستی در اولویت این رسانه قرار گیرد؟ آیا این اشتباه فاحش از اینهمه کارشناس پذیرفتنی است یا عمدی در کار بوده است؟ 

      براستی تا کی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بایستی هزینه های ساده انگاری و توهم توطئه و اشتباهات و ندانم کاری های برخی از مسئولین تند رو و ضعیف و بی توجه را بپردازد؟    

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:1  توسط داود روشنی | 

   در دوران تبليغات دور دوم انتخابات رياست جمهوري نهم، وقتي كه محمود احمدي نژاد و هاشمي رفسنجاني به دور دوم راه يافتند به يكباره خاطره انتخابات رياست جمهوري فرانسه كه در آن روشنفكران از ترس تندروهاي افراطي، علي رغم ميل خود به ژاك شيراك براي بار دوم راي دادند و مردم فرانسه را نيز به اين امر ترغيب نمودند در اذهان روشنفكران ايراني زنده شد. اكثريت قريب به اتفاق روشنفكران حق طلب و طالب پيشرفت ميهن تصميم گرفتند كه براي جلوگيري از حاكميت تفكر تندروانه و فاشيستي و اقتدار گرايي، پشت سر هاشمي رفسنجاني قرار گيرند و تلاش نمودند تا مردم را نيز به اين امر ترغيب نمايند.اما رويگرداني مردم از هاشمي از يك طرف و تمايل مردم به ضرب شست نشان دادن به حاكميت موجود و البته تمايل مردم به تجربه ناشناخته ها از طرف ديگر و نيز شعارهاي پوپوليستي متحجرين تند رو و قدرت طلبان به رهبري احمدي نژاد باعث شد مردم دست به ريسك بزرگي زده و احمدي نژاد را به ساختمان رياست جمهوري راه دهند.

    اوايل رياست جمهوري احمدي نژاد به نظر مي رسيد كه اكثريت تصميم سازان و تصميم گيران مستقر در رياست جمهوري از تند روهاي مذهبي و يا به اصطلاح متحجرين باشند چرا كه خود احمدي نژاد ارادت سنتي به اين قشر از خود نشان مي داد. اما روند اوضاع در اين دو سال و نيم مسايل بيشتري را براي همگان مشخص كرد.

   به نظر مي رسد اطراف رئيس جمهور را دو قشر احاطه كرده باشند. يكي  متحجرين تندرو به ظاهر مذهبي  و گروه ديگر قدرت طلبان و اقتدارگراياني كه كسب پست و مقام و قدرت اولويت اصلي در تفكر و انديشه  آنان است.در طول اين دو سال و نيم كه از رياست جمهوري احمدي نژاد گذشته است جدال ميان اين دو گروه براي تاثير گذاري بر رئيس جمهور و مصادره او به نفع اهداف خود روز بروز تشديد شده است.اما موضوعي كه جلب توجه كرده است غلبه نهايي گروه اقتدار گرا و قدرت طلب بر تند روهاي مذهبي بوده است.

   روند تغيير وزراي كابينه در طول اين مدت نشان داده است كه قدرت طلبان هر جا كه تند روهاي مذهبي را مانع تحقق اهداف قدرت طلبانه خود ديده اند اقدام به بركناري و يا تحديد آنان كرده اند و در نهايت اين تندروهاي مذهبي بوده اند كه از قدرت طلبان شكست خورده اند. تعويض وزراي رفاه، آموزش و پرورش، صنایع، دبیر شورای عالی امنیت ملی، معاون سیاسی وزیر کشور، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز و اخيرا نيز اقتصاد و مهمتر از آن وزير كشور را در اين راستا مي توان تحليل كرد.

   به نظر مي رسد افرادي چون سعيدلو، هاشمي ثمره، رحيم مشايي، زريبافان، كلهر و محرابيان، يك حلقه اصلي ۶ يا ۷ نفره  را پيرامون احمدي نژاد تشكيل داده اند كه بقيه نزديكان رئيس جمهور و اعضاي كابينه در خارج از اين حلقه قرار گرفته و قدرت نفوذ به اين حلقه را ندارند و البته هر از چند گاهي برخي از آنان مشمول حذف و كنار گزاري توسط اعضاي حلقه اصلي قرار مي گيرند. بنابر اين به نظر مي رسد كه اثرگذار اصلي در تصميمات كلان اقتصادي و مديريتي رئيس جمهور، قدرت طلبان و اقتدارگرايان  مي باشند اما در حوزه فرهنگي و اجتماعي و بخشي از سياست خارجي، اين متحجرين هستند كه  بيشترين تاثير را بر احمدي نژاد دارند.

   بايد ماند و ديد اين جدال درون دولت كه البته تاكنون بيشترين دودش به چشم مردم و منافع ملي رفته است تا كجا ادامه مي يابد؟ آيا در انتخابات آتي رياست جمهوري مردم فرصت ادامه اين جدال و تحميل هزينه هاي بيشتر را به دولتمردان كنوني خواهند داد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:42  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


نوشته های پیشین
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
بهار سیدنی
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
تلنگر
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو