![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
بالاخره انتخابات نظام پزشکی پایان یافت و نتایج نهایی آن مشخص شد!
خوشبختانه علی رغم رد صلاحیت های کاملا جناحی و سیاسی و دخالت دولت در این انتخابات که خود یک بدعت در انتخابات یک مجموعه صنفی و غیر دولتی است، تحول خواهان جامعه پزشکی با نام "ائتلاف سپید" توانستند از مجموع ۱۷ نفر عضو هیئت مدیره شهر تهران، ۷ جایگاه را به خود اختصاص دهند. و اما حاشیه های این انتخابات: ۱-حضور تحول خواهان جامعه پزشکی در این انتخابات باعث شد بسیاری از آرای خاموش به صحنه بیایند بطوری که آمار شرکت کنندگان در این انتخابات نسبت به دوره قبل در چهار سال پیش دو برابر شد. ۲-تقریبا تمامی سهامداران بیمارستانهای خصوصی و پزشکان ثروتمند و دولتی ها و مجلسی ها و البته مافیای پزشکی صراحتا از دکتر صدر و یارانش حمایت کردند و در مقابل، تنها حامیان تحول خواهان پزشکی را پزشکان جوان و زحمتکش که در خطوط مقدم درمانی کشور مشغول فعالیتند و البته پزشکان بیکار و زیر خط فقر را تشکیل می دادند. ۳-با وجود اینکه لیست تحول خواهان با اعمال نظر مستقیم انجمن اسلامی جامعه پزشکی بسته شده بود برخی از دوستان عضو این انجمن به ترکیبی از لیست تحول خواهان و لیست صدر و حامیانش و کاندیداهای مستقل رای دادند!!! حتی برخی ترجیح دادند بخشی از لیست خود را خالی به صندوق بیاندازند تا اینکه به لیست تحول خواهان رای دهند!!!( ما از بیگانگان هرگز ننالیم که...!) ۴-دکتر تاجرنیا با وجود اینکه ناجوانمردانه رد صلاحیت شد همچنان تا لحظات آخر انتخابات پر شور و پر انرژی در حال فعالیت به نفع ائتلاف سپید بود. البته دکتر بابک حیدری و دکتر پژمان مظفری و پوریا موسوی و حسین موسوی و جلال محمدلو و دیگر دوستان، همراه و همگام دکتر تاجرنیا بودند. همگی خسته نباشید. ۵- بازار دید و بازدید و روبوسی جامعه پزشکی در محوطه برگزاری انتخابات داغ داغ بود بخصوص استقبال پزشکان از دکتر معین و دکتر محمد رضا خاتمی بی نظیر بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم دی 1387ساعت 13:12 توسط داود روشنی |
|
به سلامتی پویش دعوت از آقای دکتر قالیباف موسوم به موج نمی دانم چندم از روز سه شنبه گذشته آغاز به کار نمود.بیانیه این پویش را در اینجا می توانید ببینید. اینجانب به پویشگران عزیز حامی قالیباف پیشنهاد می کنم که ستاد ۸۸ (جوانان حامی قالیباف) را هم راه اندازی نمایند ما هم آقا شهاب رو می فرستیم بیاد ریاست ستاد رو بعهده بگیره که یک وقت دوباره کاری نشه یا نهاد موازی شکل نگیره ( شاید هم حمزه غالبی رو فرستادیم رئیس بشه)! در ضمن یک سایت یاری نیوز ورژن قالیباف را هم پیشنهاد می کنم. آقا بهروز رو هم می فرستیم سایت رو اداره کنه تا یک وقت دوباره کاری نشه یا نهاد موازی شکل نگیره! جدای از شوخی معتقدم آقای قالیباف حتما باید کاندید شود مهمترین دلیلم شایستگی های ایشان در اداره امور است که مطمئنم از رئیس جمهور فعلی بیشتر است. این هم یک عکس آنکارد شده و توپ از قالیباف تقدیم به پویشگران طرفدارش:
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 0:43 توسط داود روشنی |
|
|
-بالاخره پس از مدتها در خواست ملی و مردمی از سید محمد خاتمی برای کاندیداتوری، سید عزیز و نجیب ما مجبور به ارائه پاسخی شفاف شد و اعلام نمود "یا من می آیم یا جناب آقای میر حسین موسوی". به اعتقاد من این تاکتیک مناسبی است که در عین پاسخ به درخواستها، جبهه پرانگیزه آماده برای تخریب مقابل را هم در بلاتکلیفی می گذارد تا نتوانند برای تخریب و مقابله به موقع، تاکتیک طراحی نمایند و به موقع اجراء نمایند. با اینکه معتقدم چه آقای خاتمی و چه میر حسین به صحنه بیایند هر دو توانایی جلب آرای میلیونی مردم و موفقیت در انتخابات را دارند اما این باعث نمی شود که گلایه خود را از آقای میر حسین مطرح نکنیم. آقای میر حسین اگر قصد کاندیداتوری داشت چرا در انتخابات نهم کاندید نشد تا این ملت به گرداب پر تلاطم بحرانهای ناشی از بی کفایتی دولت نهم دچار نشود! من هنوز معتقدم که آقای میر حسین یکی از مقصران اصلی رئیس جمهور شدن احمدی نژاد است هر چند شاید هنوز برای اصلاح دیر نشده باشد البته شاید! -یک خبرنگار کارکشته خارجی مقیم اسپانیا که طی ۲۵ سال گذشته ، در این کشور سرگرم انجام فعالیت خبری است و با محافل رسانه ای و سیاسی در آمریکای لاتین نیز ارتباطات گسترده ای دارد ، از طریق ایمیل مطلبی با عنوان “دستورالعمل انتشار خبر در باره خاورمیانه” را به زبان اسپانیولی برای علی اکبر جوانفکر مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد ارسال کرده است. او در ایمیل خود تصریح کرده است که این دستور العمل را از سه مجرای مختلف یعنی بوینوس آیرس ، سائوپولو و پاریس دریافت کرده است . آقای جوانفکر هم ترجمه این دستورالعمل را البته بدون دخل و تصرف (بنا به قول خودش) منتشر نموده است: ضوابط انتشار خبر در باره خاورمیانه: ۱- در خاورمیانه همواره این عربها هستند که اول حمله می کنند و اسرائیل در موضع دفاعی قرار دارد . دفاع نیز “انتقام” نامیده می شود. ۲- نه عربها ، نه فلسطینی ها حق کشتار شهروندان را ندارند و چنین اقدامی “تروریسم” نامیده می شود. ۳- در مواردی که “قربانیان غیرنظامی” توسط اسرائیل صورت گرفته باشد ، باید گفته شود که این کار “دفاع قانونی” از خود بوده است. ۴- پرتاب موشک و بمب به سوی اسرائیلی ها باید همراه با “نگرانی عمیق ابراز شده از سوی رهبران غربی” نشان داده شود و این نکته نیز مورد تاکید قرار گیرد که “این واکنش جامعه جهانی” است . ۵- هنگامی که فلسطینیان یا دیگر اعراب ، سربازان اسرائیلی را اسیر می کنند باید این اقدام به عنوان “ربودن افراد بی دفاع” وانمود شود. ۶- هنگامی که اسرائیل ، فلسطینیان یا اعراب سایر کشورها را زندانی می کند باید از آن به عنوان “بازداشت تروریستها” یاد شود بدون آنکه در باره ماهیت آنها مانند مرد ، زن ، کودک ، غیرنظامی یا نظامی بودن یا وزیر و نماینده بودن آنها ، صحبتی به میان آید. در هیچ موردی به دلایل امنیتی نباید در باره “تعداد زندانیان” ، “موقعیت زندان ها” یا “زندانهای به شدت حفاظت شده” صحبت شود. ضوابط مربوط به “عدم اجازه بازدید نمایندگان صلیب سرخ یا سایر سازمانهای بین المللی از این زندانها” نیز به قوت خود باقی است. ۷- هنگامی که نام “حماس” در خبرها آورده می شود باید به آن عنوان ” سازمان تروریستی مورد حمایت و تدارک شده از سوی سوریه و ایران” اضافه گردد. ۸- هنگامی که در خبرها نام اسرائیل برده می شود ، اضافه کردن این مطلب که “اسرائیل مورد حمایت و پشتیابی مالی آمریکا قرار دارد” ، ممنوع است. ۹- هنگامی که خبرها در باره اسرائیل یا درگیری با فلسطینیان باشد نباید از جملاتی مانند ” سرزمین های اشغالی” ، “قطعنامه های سازمان ملل ” ، ” تجاوز به حقوق بشر” و “معاهده ژنو” استفاده شود. ۱۰ – باید این نکات در خبرها برجسته شود که فلسطینیان و سایر اعراب “بزدل” هستند زیرا در بین مردم غیرنظامی پنهان می شوند و نیروهای اسرائیلی به همین خاطر ” در دفاع قانونی از خود” ناچار هستند با استفاده از مسلسل ، بمب های مخرب یا آتش زا و نارنجک به خانه ها ، مدارس ، مساجد ، بیمارستانها و سایر مراکز عمومی که به محل اختفای “تروریستها” تبدیل شده اند، حمله کنند و در برخی از مواقع به صورت ناخواسته و به رغم حداکثر احتیاط ، شماری از افراد غیرنظامی نیز قربانی می شوند. ۱۱- همواره به این امر دقت شود که مصاحبه ها با افراد اسرائیلی صورت پذیرد و از مصاحبه با اعراب و فلسطینیان اجتناب گردد و به مخاطبان توضیح داده شود که اسرائیلی ها بهتر از اعراب به زبان انگلیسی ، فرانسوی ، اسپانیولی و پرتغالی صحبت می کنند. ۱۲- کسانی که این ضوابط را اجرا نکنند باید به عنوان افراد “خطرناک” و “ضد یهود” در نظر گرفته شوند. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:20 توسط داود روشنی |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 16:55 توسط داود روشنی |
|
بخشی از اصلاح طلبان به خاطر برخی کارشکنی ها مبنی بر عدم اختصاص سالن مناسب برای برگزاری مراسمات مذهبی، مجبور شدند مراسم عاشورا را هم در این مکان که یک زیر زمین است برگزار کنند! اولین مجله شنیداری اصلاح طلبان در سایت یاری را هم اینجا می توانید به راحتی دانلود کنید و بشنوید. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نوزدهم دی 1387ساعت 13:47 توسط داود روشنی |
|
|
دل رها کن، بدست عشق سپار خود رود پا به پای عاشورا قصه ها دارد این حکایت سرخ تو کجایی، کجای عاشورا! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 16:21 توسط داود روشنی |
|
|
حس نوع دوستی در اوج! (درسی برای همه ما!)
کاش می شد یک خیری این لینک رو بفرسته بالاترین تا همه ببینند!
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 14:6 توسط داود روشنی |
|
|
اشکان:اینطور که شما تحلیل میکنید،میخواهید مشکلات بشر را از ابتدای تاریخ به گردن اسرائیل بیاندارید!
کجا اسرائیل از عراق در جنگ با ایران حمایت میکرد برادر؟ شما جنگده های توپولوف روسی و میراژهای فرانسوی که بر سر ما بمب میریختند را فراموش کردید؟بمبهای شیمیایی آلمان را چه؟ چگونه است که اینها با ما دوست هستند؟ سربازان اردنی یا مصری را که با ما میجنگیدند چه؟ کدام اسلحه و امکانات اسرائیلی بر ضد ما به کار میرفت؟ مسئله ساده است.اسرائیل با اعراب مشکل ایدیولوژیک و با فلسطین دعوای زمین دارد! ما در کجای این معادله هستیم؟ نگارنده: نه عزیز من همه مشکلات بشری را به گردن اسرائیل نیانداختم تنها آنها را توصیف کردم و ایرادات واقعی شان را گفتم! و گفتم که صهیونیسم هم برای ما هم برای اعراب و هم کل بشریت خطرناک است چون نژاد پرستند و حکومت ایدئولوژیک تشکیل داده اند و قصد کشورگشایی دارند. آیا تو می توانی انکار کنی که بخش عظیمی از اقتصاد جهانی و رسانه های بین الملل و سیاست جهانی در چنبره صهیونیستهاست؟ البته این فی نفسه نمی تواند مورد اعتراض قرار گیرد ولی نوع استفاده آنان برای تحقق آرمانهای نامشروع و تجاوز کارانه دولت اسرائیل است و این مورد اعتراض است! در مورد کمک کشورهای عربی و غربی به صدام هم با شما موافقم ولی همانطور که گفتم توجه ما به اعراب و غرب نباید ما را از دشمن دیگری به نام اسرائیل غافل کند! در مورد کمک اسرائیل به صدام هم لزوما که نباید اسرائیل به صدام اسلحه داده باشد!رسانه های صهیونیستی و لابی صهیونیستی در غرب به حد کفایت به صدام کمک کردند و نمی توانی رفتار غرب و حمایت قاطعانه آنان از صدام را بی ربط به لابی صهیونیستی بدانی! و البته نمی توانی انکار کنی که تصمیم گیرندگان اصلی سیاست بین الملل تحت تاثیر لابی صهیونیستی هستند! گفتی که: مسئله ساده است.اسرائیل با اعراب مشکل ایدیولوژیک و با فلسطین دعوای زمین دارد! اشکان:اولا" من کلمه صهیونیسم رو قبول ندارم.ادبیات شما دقیقا" مثل صدا و سیما است!من با کلمه های لابی صهیونیسم و رسانه های صهیونیستی و....مشکل اساسی دارم! نگارنده: کلمه صهیونیسم را ما خلق نکرده ایم و این کلمه فحش و توهین نیست بلکه این کلمه ساخته خود صهیونیستهاست یعنی آنها خودشان این نام را روی خود گذاشته اند نه ما!مثل اینکه نام مشارکت را برای مشارکتی ها بد بدانیم!یا نام اعتماد ملی را برای اعتماد ملی ها! اشکان:نخیر.بدیهی است که چنین آرمانی را برای هیچ کس به حق نمیدانم. نگارنده: خوب مثل اینکه به یک درک مشترک در محکوم دانستن آرمانهای نژاد پرستانه و تمامیت خواهانه رسیدیم. محض یادآوری عرض می کنم که پس از سقوط رژیم آپارتاید آفریقای جنوبی تنها دولتی که آشکارا آرمان و اهداف نژادپرستانه و توسعه طلبانه بر اساس آرمان مکتوب و مدون را دنبال می کند رژیم صهیونیستی است بنابراین هر انسان آزاده و برابری طلب و صلح دوست و مدافع حقوق نوع بشر حق دارد از چنین رژیمی احساس خطر کند و با آن مخالف باشد. ای کاش رژیم صهیونیستی در سرزمینی دور از ما دولت تشکیل می داد آنوقت شما می توانستی بگویی این رژیم خطر زیادی برای ما ندارد اما متاسفانه غرب 60 سال پیش از این می دانسته که این رژیم را کجا بکارد و برای چه کسانی شر درست کند! خبری مهم: بنا به گزارش یک منبع موثق باغ قلهک توسط عده ای از دانشجویان پیرو خط رهبری تسخیر شده است! خبر های تکمیلی را در اینجا ببینید. وبلاگ "این حرفها" با ابراز خوشحالی از این خبر حمایت قاطع خود را از جوانان مبارز اعلام می کند. "باغ قلهک جزئی از خاک ایران است و باید به آغوش میهن برگردد." لینک جالبی در مورد داستان باغ مرموز قلهك |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 13:54 توسط داود روشنی |
|
|
اشکان عزیز در مورد جنایات اسرائیل در غزه گفته:
اگر حَماس از گروگانگیری مردم (غزه و فلسطین) و جمهوری اسلامی ایران هم از دخالت و موش دَواندن در آنجا دست بردارد،۹۰٪ مشکلات فلسطین حَل میشود! و جواب من به ایشان و البته کسانی که مثل ایشان فکر می کنند: اشکان عزیز گفتی حماس اینکار را بکند و ایران هم آن کار را بکند آنوقت 90!!!درصد مشکلات حل میشه!!! به نظرت لازم نیست اسرائیل هم یک کاری بکند؟ گفتم: "از کشته شدن کودکان فلسطینی که هیچ تقصیری در این مناقشات ندارند اخم هم نمی کنی" قبل از اینکه جواب بدهی این حرفم را تفسیر می کنم: منظورم این است که اسرائیل حق ندارد به خاطر مسائل سیاسی جان انسانها را بگیرد و تو قبل از پرداختن به مناقشات سیاسی فی مابین باید به این معترض بشوی که به بهانه های سیاسی چرا اسرائیل به خودش حق می دهد قتل عام کند حالا به فرض شما در این مناقشات تقصیری هم نداشته باشد!حفظ جان انسانها در اولویت اول قرار دارد! اشکان عزیز جواب داده: با تشکر از نقد شما،لازم میدونم 2 نکته رو متذکر بشم: و جواب من به ایشان: ۱- آن گرگ برای چی در خانه ما خوابیده؟ واقعا فقط خوابیده و یا منتظر است ما بیرون بیاییم تا ما را بدرد و صاحب خانه بشود؟ آیا باید از ترس آن گرگ خودمان را توی خانه تا ابد حبس کنیم؟مگر ما نمی خواهیم زندگی کنیم؟آیا تو حاضری دائم یک گرگ در خانه ات بخوابد و منتظر تو باشد و تو هم دائم خودت را در خانه حبس کنی؟ خوب است حداقل گرگ بودنش را قبول داری! همین کافیست برای اینکه بگوییم او نباید آنجا باشد! اشکان نوشته: اینکه گرگ باید کجا باشه یا نباشه به ما ربطی نداره.خود اهالی در موردش باید تصمیم بگیرند! و جواب من: اشکان عزیز مطمئنی آن گرگ بعد از فراغت از ده بالایی سراغ ما نمیآید؟ اشکان باید باور کنیم که اسرائیل برای ما خطرناک است. نه اسرائیل بلکه هر دولت و حکومت نژاد پرستی برای بشریت خطرناک است! اسرائیل از نیل تا فرات را می خواهد. درست است که نه نیل مال ماست و نه فرات، ولی باید ببینیم برای چه می خواهد؟ او نیل تا فرات را می خواهد تا در منطقه قدرت بگیرد و بر ما حکومت کند! او به فلسطین راضی نیست! او خودش را نژاد برتر می داند و قوم برگزیده خداوند! و در نتیجه خودش را محق می داند به بشریت زور بگوید! بنابر این برای اینکه نگذاریم به هدف شومش برسد باید او را به خودش مشغول کنیم. اسرائیل اگر از حماس و حزب الله فارغ بشود متوجه ما میشود!خطر در کمین ماست! و ما باید هم از حقوق خود و هم از حقوق دیگر ملتهای درگیر با اسرائیل حمایت کنیم حتی اگر فقط به خاطر خودمان باشد! اشکان: من این تحلیل شما رو اصلا" قبول ندارم.شاهد مدعای من هم رابطه بسیار خوب اسرائیل با ایران در رژیم پهلوی بود(فارغ از مثبت یا منفی بودن این مقوله). نگارنده: اشکان عزیز. در دوران پهلوی رابطه اسرائیل با ایران خوب نبود بلکه رابطه ایران با اسرائیل خوب بود!!!شاهد مدعای من هم جنگ 1967 اسرائیل با اعراب بود که عربها صادرات نفت رو متوقف کردند و شاهنشاه آریامهر به جاش نفت اسرائیل و دوستانشو تامین کرد مبادا گزندی به اسرائیل برسه البته همه اینها به دستور آمریکا و انگلیس بود به شاهنشاه فقید!!!تهمت نزنیم بهتره!!!
نگارنده: اشکان عزیز خود خوب می دانی که در دوران پهلوی بخصوص سالهای بعد از کودتا و سقوط مصدق چاقوی امریکا و انگلیس روی گلوی ما بود و حاکمیت ایران هم تحت تاثیر آنها!بنابراین من فکر نمی کنم تامین کردن نفت اسرائیل و آمریکا در شرایط بحرانی شان برای ما سودی داشته است!البته اگر شما سودش را می دانید بگوئید! در ضمن بحث من با شما سر حمایت کردن یا نکردن از اعراب در برابر اسرائیل نیست!بلکه در مورد ماهیت و خطر اسرائیل برای بشریت بطور اعم و ایران به طور اخص است!در ضمن این اعراب خوشبختانه مثل سگ از ما می ترسند !از بدو تاریخ می ترسیده اند! اما سالهای اخیر بیشتر می ترسند بنابراین جرات رودررویی آشکار با ما راندارند و این ترس را در مناسباتشان با ما لحاظ می کنند ولی جنس اسرائیل چیز دیگری است!آنها خود را برتر می دانند و به مسائل نگاه ایدئولوژیک دارند و ثابت کرده اند که واهمه ای از رویارویی نظامی با ملتها را ندارند و نه واهمه ای از کشتار و قتل عام!
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 22:57 توسط داود روشنی |
|
|
ادامه مباحثه من با مازیار عزیز در مورد محدودیت پذیر بودن دموکراسی:
مازیار عزیز سلام. فکر می کنم که داریم به یک درک مشترک می رسیم البته با کمی اغماض. لب کلام این است که اکثریت حق ندارند بطور مداوم خواسته خود را بر اقلیت تحمیل کنند .دموکراسی هم باید دارای محدودیت هایی باشد برای حفظ حقوق اقلیت در برابر اکثریت. اساسا نفس دموکراسی یعنی رعایت حقوق اقلیت والا اکثریت در بیشتر موارد خود می توانند از حقوق خود صیانت کنند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 20:14 توسط داود روشنی |
|
|
مازیار عزیز پرسیده:
!) فرق دمکراسی به اصطلاح دینی با دمکراسی غربی چیه؟ ۲) کدام نهاد و با چه مکانیسمی وظیفه دینی کردن دموکراسی رو بر عهده داره؟ حال پاسخ من به ایشان: مازیار عزیز! گفتم که سوالات متعددی در این باب وجود دارد و در این مختصر نمی گنجد! ولی باز هم دو سوال گنده کردی که کلی میشه و باید در موردش بحث کرد. اجمالا: ۲- در مورد دموکراسی بومی شده هم محدودیت های مورد لزوم که البته منطقا هم باید محدودیت های حداقلی همراه با آزادی حداکثری باشد، ناظر بر ملاحظات فرهنگی و حساسیت های اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی آن جامعه است.مثلا در غرب مقوله سکس امری مذموم و حساسیت بر انگیز به آن شیوه ای که در خانواده های ایرانی وجود دارد نیست بنابر این دموکراسی در کشور ما نمی تواند منجر به آزادی روابط جنسی بین اشخاص و آحاد جامعه،مانند غرب گردد. خودت زمانی در وبلاگت از ازدواج پدر و دختری باهم که منجر به تولد فرزندی هم شده بود در استرالیا صحبت کردی که از قضا به تلویزیون آن کشور هم راه یافت و بعنوان یک پدیده جالب پخش شد. اما آیا خانواده های ایرانی و فرهنگ ایرانی که از قضا سابقه 2500 ساله هم دارد و محکم و قوام یافته است چنین چیزی را بعنوان ارمغان دموکراسی بی قید و بند و بدون محدودیت می پذیرد؟ و اساسا چرا باید بپذیرد؟ چه لزومی دارد دموکراسی چنین چیزهایی را به یک فرهنگ وارد کند؟ باید پذیرفت که غالب فرهنگ مردم ما دینی و اخلاقی است. دموکراسی دینی هم ناظر بر فرهنگ دینی مردم است و بنابر این منظور از دموکراسی دینی همان دموکراسی منطبق بر فرهنگ ملی است! حال با فرض مطلق بودن آزادی در دموکراسی که شما فرمودید دو سوال هم من از شما می پرسم: |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سوم دی 1387ساعت 22:41 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|