![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
در سحر گاه نوزدهم مهر ماه بهنود شجاعی ۲۱ ساله که در ۱۷ سالگی طی یک نزاع مرتکب قتل شده بود اعدام شد! بهنود پیش از این ۵ بار به پای چوبه دار برده شده بود اما به دلایلی من جمله دستور رئیس قوه قضائیه اعدام او متوقف شده بود. در سحر گاه نوزدهم مهر ماه با وجود قول مساعد پدر و مادر مقتول مبنی بر عفو بهنود و با وجود تجمع خود جوش مردم فهیم از جمله مادران ندا و سهراب از شهدای جنبش سبز و درخواست بخشش از سوی آنان، بهنود قربانی حس انتقام و شاید بی درایتی و ظلم برخی مسئولین گردید. دلایلم برای متهم کردن مسئولین در مدارکی است که اینجا می گذارم. در ۱۷/۴/۸۷ عزت الله انتظامی و پرویز پرستویی و جمعی دیگر از هنرمندان نامی کشورمان با حضور در منزل مقتول از آنان قول و رضایت عفو می گیرند و مکتوب می نمایند.
اما چه عواملی باعث این بی اعتنایی مسئولین به رضایت شاکیان شده است؟ چرا مسئولین به جای اینکه در پی راه و حتی بهانه ای برای توقف اعدام نوجوانان باشند اصل را بر لزوم انجام اعدام می گذارند؟ چرا حس گذشت و انسان دوستی و احترام به نوع بشر جای خود را به حس انتقام و کینه توزی می دهد؟ ما ایرانیان را چه شده است که در پس این همه حس محبت و انسان دوستی و عاطفی بودنمان در اطراف خود شاهد چنین اتفاقاتی می شویم و خم به ابرو نمی آوریم؟ آیا پدر و مادر مقتول در پس این انتقام جویی به آرامش و رضایت قلبی که دنبالش بودند خواهند رسید؟ الله اعلم:
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 12:32 توسط داود روشنی |
|
|
۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷
۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷۷ ساعتی پیش دکتر سعید حجاریان، امید نسل جوان و تئوریسین بزرگ اصلاحات از بند ظالمان متحجر و دولت کودتا آزاد شد. خبر های تکمیلی متعاقبا ارسال می شود. آزادی ایشان را به جنبش سبز تبریک می گویم. در عجبم این چه جمهوری اسلامی است که اکثریت مردم و خواص، اعم از سیاسیون با سابقه و کم سابقه، روشنفکران، تحصیلکردگان، هنرمندان، نویسندگان و روزنامه نگاران، دانشجویان و اساتید دانشگاه، خانواده های ایثارگران و بخصوص شهدای خوش نام و سرداران شهید و قشرهای دیگر مردمش منتقد و معترض او شده اند؟ تندروهای متحجری که در سطوح این نظام رخنه کرده اند شرم نمی کنند که نظام بر آمده از مردمی ترین انقلاب جهان را به این روز انداخته اند؟ عقل و درایت ندارند تا افول و بن بست روز افزون این نظام را در پس تقابل با مردم فهیم و باهوش خود ببیند؟ تا کجا می خواهند ادامه دهند؟ دولت کودتایی بی منطق و سرکوب گر را تا کی می خواهند بر مردم تحمیل کنند؟ چرا نمی فهمند راهی را که در پیش گرفته اند سابق بر این تمامی حکومتهای دیکتاتوری و سرکوبگر ضد ملی در سراسر جهان طی کرده اند و همه آنها سرنوشت مشابه یافته اند. چرا نظامی را که مردمش برای تشکیل و بقایش خونها داده اند را با حماقت خود در مقابل مردم قرار می دهند؟ نباید بگذاریم عطش قدرت دیوانه وار عده ای بیگانه با ارزشهای ملت ایران، نظام مردمی جمهوری اسلامی را به انحراف بکشاند و زمینه نابودی آنرا فراهم کند. مبارزه بزرگی با نااهلان و نامحرمان را تجربه می کنیم. باید که مقاوم باشیم. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم مهر 1388ساعت 15:59 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|