![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
سالگرد ارتحال امام خميني ( ره) را به رهروان و دوستدارانش تسليت مي گويم اين روز بهانه اي است كه در مورد اين مبارز بزرگ نكاتي را يادآور شوم . شخصيت امام خميني خصوصيات متفاوت از بسياري از مراجع همزمان خود داشت . سه خصوصيت بارزي كه باعث شد وي از ديگران در راه مبارزه پيشتاز گردد و به مرور رهبريت يك جنبش عظيم مردمي را عهده دار شود عبارت بودند از : مديريت در برنامه ريزي ، قاطعيت در عمل و شجاعت در مبارزه . اين سه خصوصيت زماني كه در اين مرد بزرگ تجلي پيدا كرد توانست دستگاه عظيم ستمشاهي را كه يك ديكتاتوري تمام عيار و تثبيت شده در كشور شكل داده بود به مرور متزلزل كرده و عاقبت سرنگون نمايد . متاسفانه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي نيروهايي كه در صف انقلاب در مقابل رژيم ستمشاهي بصورت يكپارچه عمل مي كردند دچار تفرق شده و اختلافات شديدي ميان آنان بروز نمود تا جايي كه بعضا" به درگيري هاي مسلحانه كشيده شده و در نتيجه تئوريسين هاي اصلي انقلاب اسلامي ايران كه جمهوري اسلامي را بهترين گزينه براي حكومت آتي ايران معرفي مي كردند ترور شده و به شهادت رسيدند ، از مهمترين آنان شهيد مطهري ، شهيد بهشتي و يارانش در حزب جمهوري اسلامي ، شهيد مفتح ، شهيد رجايي و باهنر و ... بودند . به مرور با ترور تئوريسين هاي اصلي جمهوري اسلامي جاي آنها را افراد " اجرايي و نه تئورسين " و بعضا" افراد حاشيه اي انقلاب پر كرده و به مرور آنان به عنوان تئورسين هاي بعدي معرفي شدند . برخي از افرادي كه نقشي در انقلاب نداشتند نيز به مرور به دستگاههاي حكومتي نفوذ كرده و از اينجا بود كه به مرور فاصله گرفتن از آرمانهاي اصلي جمهوري اسلامي كه همان استقلال ، آزادي و مردم سالاري ديني تمام عيار بود آغاز گرديد . مهمترين اين انحراف ها تغيير برخي مفاد قانون اساسي جمهوري اسلامي بعد از رحلت امام بود كه در فرصتي ديگر به مفاد آن خواهم پرداخت . ديگري تخريب چهره هاي شاخص انقلاب 57 و دوران جنگ تحميلي بود . به مرور عده اي از كساني كه از جمله ياران حقيقي و وفادار امام و انقلاب بودند به حاشيه رانده شده و برخی از افرادي كه امام بارها از آنها بصورت مستقيم و غير مستقيم انتقاد كرده بود در صدر مناصب حكومتي گمارده شدند تا جايي كه برخي از همانهايي كه امام تفكر آنان را به جمود و تحجر تعريف كرده بود صاحب و حامي انقلاب قلمداد شدند و برخي از انقلابيون اصلي برانداز و مخالف انقلاب توصيف گرديده و بعضا محاكمه و يا خانه نشين شدند . در دوم خرداد 76 بخش عظيمي از نيروهاي انقلابي و ياران وفادار امام و دانشجويان پيرو خط امام در صفي واحد بنام اصلاح طلبان وارد عرصه رقابت سياسي شدند و با خلق جنبش دوم خرداد حادثه تاريخي ديگري آفريدند در صدر آنان كروبي ، خاتمي ، موسوي خوئيني ها ، ميرحسين موسوي ، بهزاد نبوي و دانشجويان پيرو خط امام ( تسخير كنندة سفارت آمريكا ) قرار داشتند . پس از پيروزي جنبش دوم خرداد 76 مقاومت مخالفان شدت يافت تا جايي كه دست به ترور و تخريب چهرة اصلاح طلبان و بستن روزنامه هاي آنان و احضار و محاكمه و زنداني كردن برخي از آنان پرداختند و عاقبت توانستند جنبش دوم خرداد را در رسيدن به اهداف اصلاح طلبانه اش ناكام گذارند . اوج اين مقابله ها در حادثه كوي دانشگاه ، ترور سعيد حجاريان و بعد انتخابات مجلس هفتم بود كه با رد صلاحيت گستردة كانديداهاي اصلاح طلبان منجر به عدم شركت بخش عظيمي از حاميان مردمي اصلاح طلبان در انتخابات شده و نمايندگاني با حداقل آراي مردمي به مجلس راه يافتند . در انتخابات رياست جمهوري نهم نيز با فعال شدن برخي نظاميان و سرپيچي از دستور امام مبني بر عدم مداخله نظاميان در سياست كانديداي مورد حمايت نظاميان پيروز شد و عاقبت حكومت يك دست در ايران تشكيل شد . جالب اينجاست كه همانهايي كه باعث انحراف انقلاب از آرمانهاي اصلي خود بوده و برخلاف دستور اكيد امام مبني بر عدم مداخله نظاميان در سياست ، فعالانه در عرصه سياسي حاضر شدند دم از ادامه راه انقلاب و پيروي از آرمانهاي امام مي زند و اين يك تناقض آشكار موجود در عرصه سياست در ايران است . ياد و خاطرة آن بزرگ مرد تاريخ معاصر را گرامي مي داريم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 22:0 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|