![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
دیروز عصر در خیابان منتظر تاکسی بودم که یک ماشین جلوی من ترمز کرد. اول حس کردم در صندلی عقب یک نفر نشسته ولی بعد که سوار شدم دیدم دو نفرند که فقط جای یک نفر رو پر کرده اند. یک آقای ریشو چنان خانمی رو بغل کرده و در حال چرت و پرت گویی عاشقانه است که حسابی تابلو شده!آقای ریشو یک دست در دست خانم و دست دیگر دور گردنش و صورت در صورت در حال مثلا گفتگو! مدتی گذشت دیدم آقا هی دست می بره تو صورت خانم و یکبار در حال حرف زدن گونه اش رو مثلا پاک می کنه، بار دیگه پیشانیش رو پاک می کنه، بعد دست می کشه به ابروش، یکبار هم دست برد و از داخل موهای سرش مثلا چیزی را بیرون کشید و ...
دیگه طاقتم طاق شد... آخه مگه جای اینگونه حرکات عشقولانه توی تاکسیه!!! به آقاهه گفتم ببخشید این خانم با شما چه نسبتی دارند یه نگاهی کرد و گفت که نامزدمه! گفتم تو چطور حاضر شدی با زنی که در دوران نامزدیش اینقدر شلخته است که صورتش پر از کرک و شپش و گند و کثافته ازدواج کنی!!! اولش هنگ کرد و بعد همچین باد کرد که می خواست منو بزنه که یهو از تاکسی پیاده شدم و د برو... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 11:28 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|