![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
نخستين جلسه ستاد صيانت از حريم امنيت عمومي و حقوق شهروندي هفته گذشته در محل وزارت کشور برگزار شد!
این جلسه پیرو دستور آقای احمدی نژاد به وزارت کشور تشکیل شد! دستور صیانت از حقوق شهروندی توسط رئیس جمهوری صادر شده که قبلا خود قول دولت ۷۰ میلیونی را داده بود ( بعدها مشخص شد حتی شامل جاعلان و رانت خواران اقتصادی هم می شود). آوازه مهرورزی اش حتی به کور دهات ایران هم رسیده و بنا به گفته خودش کشوری ساخته است که آزادی مطلق در آن جاریست با اقتصادی شکوفا و عدالتی فراگیر همراه حداقل نرخ تورم و بیکاری! نگاهی به شرکت کنندگان اصلی این نشست: ۱-صادق محصولی وزیر میلیاردر کشور!(حضرت علی (ع)می فرماید:ثروتی اندوخته نمی شود مگر اینکه حقی از ضعیفان پایمال شود). ۲-اسماعیل احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی و طراح و مجری طرح امنیت اجتماعی!(همان طرحی که در راستای آن دختران مردم را در خیابانها چنان ضرب و شتم می نمودند که روسری از سرشان می افتاد و خونین و مالین می شدند و آفتابه در دهان پسران اراذل و اوباش می گذاشتند و در شهر دور می گرداندند تا جائیکه حتی صدای رئیس جمهور هم درآمد!) ۳-محمدحسین صفار هرندی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و توقیف کننده صدها کتاب و روزنامه و فیلم و موسیقی نویسندگان و روزنامه نگاران و هنرمندان این مرز و بوم (برخلاف گفته رئیس جمهور که در کشور، آزادی مطلق جاریست!) شهروندان شریف و صبور و بافرهنگ ایرانی مطمئن باشند که از این پس به یمن خدمات بی شائبه چنین مسئولین دلسوز و مردمی، حقوق شهروندی شان و حریم امنیت عمومی شان حتما صیانت خواهد شد! در ضمن توجه آقایان اصلاح طلب را هم جلب می کنم به چنین اعتماد به نفسی که مسئولین فعلی خدوم و با سابقه درخشان دارند، تا از این پس که ان شاالله در دولت دهم صاحب منسب و مقامی شدند خود را تدارکاتچی نخوانند و از این همه اعتماد به نفس آقایان درس عبرت گیرند و در یک کلام کمی هم جسارت و قاطعیت داشته باشند! |
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم اسفند 1387ساعت 19:47 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|