![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
دوست خوبم مازیار از من پرسید که "آیا در انتخابات مجلس ششم به کروبی رای دادی یا نه و چرا؟"
من در انتخابات مجلس ششم در سال ۷۸، به کروبی آن روز رای دادم! معتقدم همه اتفاقات را در ظرف زمانی و مکانی خودش بایستی تحلیل کرد. در آن زمان میان کروبی و اصلاح طلبان مرزبندی شفافی به صورت امروزی وجود نداشت و کروبی شیخ اصلاحات بود و واقعا نقش خوبی در به ثمر رسیدن دوم خرداد بازی کرد. هنوز دو سال از آغاز خیزش مردمی اصلاحات می گذشت و همه اصلاح طلبان در حال امتحان پس دادن بودند من جمله کروبی! در انتخابات مجلس ششم کروبی تنها گزینه مورد اجماع اصلاح طلبان برای ریاست مجلس بود و با اینکه رای اول تهران از آن محمد رضا خاتمی بود در واقع هیچ کس انتظار نداشت که حاکمیت و اقتدارگرایان در مقابل ریاست رضا خاتمی بر مجلس تمکین کنند و ساکت بنشینند! بنابر این برای ایجاد آرامش سیاسی و پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه در فضایی آرام اصلاح طلبان تصمیم گرفتند به کروبی رای دهند! تا اینجای کار خوب بود اما مشکل از آنجایی آغاز شد که زمانی که لازم بود اصلاح طلبان برای پیشبرد اهداف اصلاح طلبانه از خود هزینه کنند کروبی حاضر به هزینه نشد و منافع کوتاه مدت و مصلحت شخصی خود را بر اهداف جنبش اصلاح طلبی ترجیح داد! دو نمونه بارز آن در طرح قانون مطبوعات و بعدا در انتخابات فرمایشی مجلس هفتم اتفاق افتاد. در انتخابات مجلس هفتم پس از رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و تحصن بر حق نمایندگان ملت در مجلس و البته بدنبال تایید صلاحیت کروبی، وی حاضر نشد با معترضین همراهی کند و مسیر خود را از اصلاح طلبان جدا نمود تا به خیال خود بتواند با اقتدارگرایان تعامل کند یا شاید هم به این امید که اقتدارگرایان گوشه چشمی به او کنند و او را در لیستهای خود راه دهند و او را رئیس مجلس هفتم کنند! اما بعدها او فهمید که علی رغم تمام خوش خدمتی هایش به اقتدارگرایان، آنان برایش تره هم خرد نکردند و او از راهیابی به مجلس هفتم باز ماند. در انتخابات نهم ریاست جمهوری هم همین اتفاق افتاد و نه اصلاح طلبان و نه اقتدارگرایان هیچ کدام کروبی را تحویل نگرفتند و اینجا بود که کینه کروبی نسبت به اصلاح طلبان افزون شد! اکنون دیگر هم برای ملت و هم برای اصلاح طلبان دست منفعت طلب کروبی دیگر رو شده است و همه می دانند که او حاضر به دادن هیچ هزینه ای برای جنبشهای مردمی و اجتماعی نیست و تنها با عینک خود به مسائل نگاه می کند. اخیرا هم گفته که حاضر است به تصمیم حکمیت میان او و اصلاح طلبان تن بدهد ولی اگر شورای حکمیت کسی غیر از او را بعنوان کاندید اصلاح طلبان معرفی کند او حاضر به کناره گیری از انتخابات نیست! معنی این حرف این است که باید همه از او حمایت کنند وگرنه او باز هم به راه خود خواهد رفت و این دیگران هستند که باید خود را با او تطبیق دهند و او حاضر به کوتاه آمدن از منافع شخصی خود نیست! کروبی امروز با کروبی انتخابات مجلس ششم متفاوت است از این نظر که دیگر امتحان خود را مبنی بر عدم اعتقاد به آرمانهای اصلاح طلبی پس داده است! من هم از دوستان خوبم اشکان عزیز و محمد رضای عزیز دعوت می کنم تا نظر خود را در مورد کروبی اعلام نمایند! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:46 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|