![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
در اجلاس ژنو تمامی شرکت کنندگان مقامات و سفرای دست چندم کشورها بودند و تنها ایران بود که در سطح یک هیئت بلند پایه در آن شرکت کرد. در حین سخنرانی احمدی نژاد سفرای دست چندم کشورها با ترک اجلاس توهین و بی احترامی بزرگی به مقام بلند پایه ایران کردند که البته در هیچ اجلاس بین المللی سابقه اینچنینی نداشته است حتی افراد عادی شرکت کننده در اجلاس هم با توهین های لفظی به رئیس جمهور ایران امری غیر عادی و غیر قابل باور را در سطح جهانی رقم زدند.
در حقانیت سخنان احمدی نژاد در مورد اسرائیل شکی نیست اما سوال من این است که طرح چنین مواضعی بصورت حضوری در مقابل چشمان حامیان سرسخت اسرائیل که توان توهین و بی احترامی را به آنان می دهد چه جایگاهی در دیپلماسی منطقی و علمی ما می تواند داشته باشد؟ آیا نمی توان بدون ایجاد زمینه توهین و تحقیر ملت ایران مواضع اصولی را بیان نمود؟ نکته جالب دیگر خوشحالی و تقدیر حامیان احمدی نژاد از چنین حرکت نسنجیده دولتی هاست به طوری که این حرکت را بسیار موفقیت آمیز و غرور آفرین می خوانند! یاد خواهر زاده ام افتادم وقتی که دو ساله بود. یک روز به دستشویی رفت و چند دقیقه بعد بیرون آمد و با خوشحالی و هیجان گفت "دایی جون یه پی پی گنده کردم بیا ببین چقدر گنده ست!" |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 9:9 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|