![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
در این انتخابات دهم همه منتقدین و محذوفین در حال یک سنت شکنی هستند! قرار گذاشته اند مانع از رئیس جمهور شدن رئیس جمهوری شوند که دوباره می تواند انتخاب شود و به جای آن می خواهند یک رئیس جمهور عاقل سر کار بیاورند. این، یک هدف خارق العاده است که یک رفتار خارق العاده و تلاش خارق العاده را هم می طلبد! به قول خاتمی عزیز تمام کشور ستاد احمدی نژاد است و از اینروست که طرفدارانش می گویند او نیاز به ستاد و خرج کردن ندارد چون خود بخود و بصورت سیستماتیک و اداری برای تبلیغ احمدی نژاد از جیب ملت خرج می شود!
این آقای محسن رضایی هم خیلی آدم جالبی است! ماها از یکسال پیش تحرکات انتخاباتی مان را شروع کرده ایم اما ۳۵ روز مانده به انتخابات هنوز نتوانسته ایم موج حمایتی از کاندیدایمان را ایجاد کنیم و مطمئن هم نیستیم که آیا میر حسین رای می آورد یا نه آنوقت آقا محسن ۳۵ روز مانده به انتخابات هوس کاندیداتوری به سرش می زند و این در حالیست که پیش از این هر چه خود را به در و دیوار زده کسی جدی اش نگرفته و به غیر از چند نفر دوروبرش و احتمالا خانواده اش طرفداری هم ندارد تا برایش سینه چاک کنند با این حال لابد امیدوار است که رئیس جمهور هم بشود! در انتخابات های گذشته هم آقا محسن ما از این کارها کرده و چند ساعت مانده به رای گیری با مشاهده انبوه طرفدارانش انصراف را بر قرار ترجیح داده است اما لابد این دفعه دیگر فرق می کند چون او گفته تا آخرش هستم! -عالم سیاست هم دلغک بازی هایی دارد خوب! در این چند روز از این دلغک های سیاسی در سطوح بالا و پایین سیاست زیاد دیده ام با شروع ثبت نام کاندیداها هم از این دلغک های سیاسی مشهور و غیر مشهور زیاد خواهیم دید. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 21:6 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|