![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
من در میان شما باشم یا نباشم، نگذارید این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد. » حضرت امام خمینی (ره) ایرانیان عزیز 30 سال پیش از این تلاش های حق طلبانه ملت مبارز ایران به رهبری حضرت امام خمینی (ره) با شعار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی به ثمر نشست و از آتش خشم ملت ققنوس آزادی و آزادگی سر برآورد. طبیعی بود که در راستای پیروزی سیاسی ملت ایران در برابر نظام ستم شاهی، اصلاحات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نیز در حکومت مردمی ایران در پیش گرفته شود تا انقلاب ملت ایران به اهداف عالیه خود برسد؛ اما کینه توزی دشمنان و بدخواهان داخلی و خارجی ، هجمه ای را بر وطن عزیز تحمیل نمود تا بهترین ثمره های این مرزوبوم را از ادامه راه تحقق اهداف انقلابی باز دارد. لیکن جوانان غیور و دلاور با تقدیم خون خود اجازه ندادند تا این تازه رسته نهال از رشد و بالندگی باز ماند. و هدایت گر این رشادت ها امامان بودند که در کنار بشارتهایش ،نذیرمان می داد و ملت را از قصد نفوذ نااهلان و نامحرمان در ارکان تصمیم گیری و اجرائی انقلاب آگاه مینمود. گویا آن پیر مراد همه آزادمردان، روزگاری را به چشم دل می دیدند که ناجوانمردان ظاهر فریب عوام نمایی که نه تنها هیچ نسبتی با این انقلاب نداشته و حتی پیر جماران را ناپاک می خواندند، زمانی خود مدعی دفاع از آرمان های امام و انقلاب باشند و گرگ در لباس شبان. ملت مبارز ایران؛ این روزها تمام دلسوزان انقلاب مردمی ایران به چشم خود می بینند که چگونه عده ای قلیل با مصادره ی تمامی مفاهیم ارزشی ملت ایران و صرف بیهوده آن مفاهیم به نفع مقاصد سیاسی و جناحی و شخصی خود، قاطبه ی ملت و مبارزین دیروز را از صحنه های انقلاب حذف و منزوی می کنند. امروز مرزبندی های موجود در فضای ایران دیگر، مرزبندی غیر شفاف تحت عناوین اصولگرا و اصلاح طلب نیست، بلکه چالش موجود میان انقلابیون قانونگرا با اقتدارگرایان قانون گریز متحجراست که پیش از این امام (ره)، ملت ایران را از خطر این نااهلان و نامحرمان آگاه نموده بود. هموطنان ارجمند معتقدیم که افراط برادر تفریط است. هرجا که افراطی گری حاکم شود ، تفریط هم خود نمایی می کند. از این روست که ملت امروز شاهدند که از پس انکار هولوکاست و تطهیر جنایات نازی ها، دوستی با ملت اسراییل بیرون می آید و به دنبال ادعای تشکیل دولت هفتاد میلیونی، دولت خانوادگی و حذف مدیران و کارشناسان لایق و انکار خدمات گذشته و وزرای دروغگوی جاعل و میلیاردر ظاهر می شوند. امروز علي رغم شعار مهرورزی با ایرانیان، اساتید با تجربه دانشگاه ها بازنشسته می شوند و دانشجویان منتقد ستاره دار می شوند و یا به کمیته های انضباطی فراخوانده می شوند و در سطح جامعه هم به بهانه ارتقای امنیت اجتماعی، گشت های ارشاد روسری از سر دختران مردم می کشند و جوانان را ضرب و شتم می کنند. مردم شاهدند که مسئولین در مجامع بین المللی مدعی وجود آزادی مطلق در ایران می شوند و در داخل، مطبوعات مستقل و کتب و محصولات فرهنگی و هنری توقیف می شوند. از طرفی نتیجه ی شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم، تورم 30 درصدی و تعطیلی تولید و افزایش واردات بی رویه و بالا رفتن نرخ بیکاری است. تمامی این ها نشان از افراط و تفریط مدعیان خدمت به ملت ایران است. ملت رشید و آگاه ایران؛ فرزندان شاهد و ايثارگر امضا کننده ی این بیانیه با نگاه عمیق به وضعیت خطرناک و غیرقابل قبول ایران در عرصه های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و با احساس مسئولیت نسبت به آینده کشور و نظام و انقلاب، حمایت قاطع خود را از جناب آقای مهندس میرحسین موسوی اعلام می نمایند تا ان شاءالله با حضور نخست وزیر محبوب حضرت امام(ره) در عرصه مدیریت اجرایی کشور، نظام جمهوری اسلامی به مسیر عقلانیت، قانون و پیشرفت بازگردد. علاقه مندان براي اعلام آمادگي براي همكاري با ستاد اميد مي توانند به آدرس زير مراجعه كنند. پايين تر از ميدان فردوسي، نبش خيابان تقوي، روبروي پژوهشكده امام خميني (ره)، پلاك 90، طبقه 3، واحد 17. تلفن: 66749482 پست الكترونيك: isargaran88@yahoo.com گفتنی است تعداد ۱۰۷ نفر از فرزندان شاهد و ایثارگر این بیانیه را امضاء نموده اند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 17:31 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
|
RSS
|