تبليغاتX
این حرفها - مردی به رنگ امروز
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
   ۲۷ سال پیش گفت:"میزان رای ملت است".

   و گفت: "ما حق نداریم سرنوشت اعقابمان را تعیین کنیم. اعقاب ما بعدا می آیند، خودشان سرنوشتی دارند، بدست خودشان باید باشد نه بدست من و شما".

   اینها فقط حرف نبود بلکه در عمل هم وقتی مردم به بنی صدر رای دادند حتی با اینکه او مخالف بود -و این مخالفت را بعدا در نامه اش به آیت ا..منتظری صراحتا اعلام کرد-، باز به خودش اجازه نداد در مقابل خواست ملت ولو خواست اشتباهی ملت بایستد و به بنی صدر و در واقع به ملت فرصت تجربه داد. و دیدیم که ملت بعد از این انتخاب متحمل چه خسارتهایی شد. خسارتهایی که او از قبل آنها را می دید. اما حاضر نشد حق انتخاب و اظهار نظر ملت را ولو به نفع آنان سلب کند.این یعنی "اولویت دموکراسی بر مصلحت".

   در زمان او، با اینکه خود، قدرت مطلقه بود، هرگز بر این منصب تکیه نزد و پس از پیروزی انقلاب به قم رفت و تا مدتها از دخالت روحانیون در قدرت جلوگیری می کرد - بگذریم که بعدها موقتا و تنها به موجب اضطرار با این امر موافقت کرد-.

   او قدرت اصلی را به منتخبین مستقیم مردم یعنی رئیس جمهور واگذار کرد. قدرتی که شامل فرماندهی کل قوای مسلح، انتخاب رئیس سازمان صدا و سیماـاصلی ترین رسانه تاثیر گذار بر مردم ـ،محافظت از قانون اساسی و حق تذکر به نهادهای انتصابی و غیر منتخبی که احتمالا ناقض قانون اساسی باشند و بی شمار نمونه دیگر بود.

   و اما افسوس که پس از عروجش با اینکه به ملت تذکر داد"من در میان شما باشم یا نباشم نگذارید این انقلاب بدست نااهلان و نامحرمان بیفتد"، بلافاصله همانهایی که او "متحجر"، و "منبری پرخاشگر"شان می نامید و از دست آنان خون دلها خورده بود و در زمان حیاتش از ترس او ساکت و منزوی بودند، فرصت را غنیمت شمردند و از پستو ها بیرون خزیده و انقلاب را آرام آرام بدست گرفتند، آن هم نه با روش دموکراتیک، که با تخریب چهره یاران اصلی و فداکار او، و با تغییر قانون اساسی در زمانی که هنوز ملت، داغ عروج مقتدایشان را در سینه داشته و به خیال ادامه راه او و به یاد او و برای او در انتخابات برگزار شده در این نظام شرکت جستند( غافل از اینکه اتفاقات جدید و مرموزی در راه بود):

   ۱-ولایت فقیه به ولایت مطلقه تغییر یافت و متحجرینی که تلقی فاشیستی از دین و حکومت داشتند، ولایت فقیه برخواسته از اسلام ناب را پیشوا فرض کرده و فاشیست وار اقدامات خائنانه خود را به پیشوا منتسب نموده و هر منتقدی را دشمن پیشوا نامیدند (نمونه آن سخن محمد یزدی هنگام ترک قوه قضائیه بود که در جواب انتقادات عظیم از این قوه گفت"تمام تصمیمات قوه قضائیه منتسب به ولایت فقیه است").از طرفی  جایگاه ولایت فقیهی که بایستی از حقوق ملت در برابر حاکمیت دفاع مینمود، با سپرده شدن بخشی از نهادهای اجرایی و امنیتی به آن، خود تبدیل به بخشی از حاکمیت آن هم از نوع غیر انتخابی (در مقابل نهادهای انتخابی) گردید.

   ۲- رسانه ملی متعلق به ملت در اختیار نهادهای انتصابی غیر منتخب قرار گرفت و دیدیم که از آن به بعد ( و تاکنون)به نفع غیر منتخبین عمل نموده و بر خلاف جریان اصیل ملت شنا می کند.

   ۳- قوای مسلح از اختیار منتخب ملت خارج شد و بعد دیدیم که بر خلاف دستور صریح آن مرد عاقبت اندیش که نظامیان را از دخالت در سیاست منع مطلق کرده بود، نه تنها نظامیان در سیاست دخالت کردند بلکه یک روز، منتخب ملت را تهدید به کودتا نمودند و روز دیگر رای سازی کردند و روز بعد حزب پادگانی ساختند و از پس آن قدرت مردمی را به دست گرفتند و بعد...

   ۴-و به مرور بخش عظیمی از یاران اصلی آن مرد بزرگ منزوی شده، یا وجهه شان تخریب شده و یا به زندان افتادند و اگر اکنون حرکتی کنند، برانداز نامیده می شوند...

   حال مائیم و آن نااهلان و نامحرمان که از شرشان غافل ماندیم. یک نگاه به پشت سر، اختلاف "چه می خواستیم و چه شد" را عیان می سازد.

   و اکنون، ای همراه، "کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه"؟

   و تو نیز بگو، چه باید کرد؟

در همین رابطه از نگارنده:راه امام(ره)، ادامه یا توقف؟!

 

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم خرداد 1386ساعت 22:39  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


پیوندهای روزانه
لحظه شمار پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
لحظه شمار پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
دكتر مازيار گرجي پور
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو