تبليغاتX
این حرفها - حادثه کوی دانشگاه، فحشای آشکار متهجرین
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...
   امسال هشتمین سالگرد کوی دانشگاه است. حادثه ای که با وجود وسعتش، هنوز تمام ابعاد آن مشخص نشده است و این نشان از تلاش و عمد جنایتکاران کوی برای مخفی ماندن زوایای پنهان این حادثه است تا مبادا دست آلوده به خونشان برای ملت رو شده و رسوا گردند.

   متهجرین دگم اندیش در طول تاریخ همیشه بر علیه روشنفکران و روشنگران حقیقت تلاش کرده اند. اما با ظهور انقلاب اسلامی ایران فرصت تازه ای برای آنان فراهم شد که با سوئ استفاده از بعد مذهبی انقلاب، به آرامی و بخصوص پس از رحلت بنیانگذار جمهوری اسلامی، در حاکمیت نفوذ کرده و به مرور خود را مدعی اصلی انقلاب اسلامی نشان دهند. متهجرینی که خود از مخالفین راه و منش و اندیشه امام بودند.

   با نفوذ آنان در انقلاب اسلامی، جبهه جدیدی در عرصه سیاست داخلی ایران گشوده شد که یک طرف آن دگم اندیشان مدعی انقلاب و در طرف دیگر آن انقلابیون اصلی بودند که خود به مرور و به تجربه از روشهای انقلابی و آنی، بسوی روشهای مسالمت آمیز و صلح جویانه و اصلاح گرایانه روی آورده بودند.

   اوج تقابل فیزیکی متهجرین متعصب احساسی با روشنفکران و میانه روهای عقل گرا در حادثه کوی دانشگاه شکل گرفت. در این روز تقابل میان دو گروه به حدی رسیده بود که متهجرین آشکارا و در مقابل چشم ملت، جمعی از بهترین و فرهیخته ترین جوانان این مرز و بوم را به خاک و خون کشیدند و این در حالی بود که خیال آنان از عواقب این جنایت ننگین راحت بود، و این پیوند میان جناح محافظه کار تمامیت خواه و متهجرین متعصب را برای مقابله با اصلاح گرایان مسالمت جو به وضوح آشکار ساخت.

   در بعد سیاسی قضیه هم با خلق جنبش مردمی دوم خرداد در سال ۷۶ و پیوند عمیق میان اصلاح طلبان با ملت، خواب دگم اندیشان احساسی و جناح محافظه کار آشفته شد. این جنبش دو بال داشت یکی جنبش دانشجویی و دیگری مطبوعات. مخالفین جنبش مردمی با درک صحیح از توانمندی جنبش اصلاح طلبی ملت، از همان ابتدا عزم خود را برای قطع این دو بال از بدنه جنبش جزم نمودند. بنابراین از یک طرف با قلع و قمع مطبوعات مردمی به بهانه های واهی و از طرف دیگر با جنایت کوی دانشگاه و به خاک و خون کشیدن دانشجویان آزادیخواه مبارز، تقابل شوم خود را با خواست اکثریت ملت به نمایش گذاشتند و البته با توجه به قدرت کلان اقتصادی و سیاسی نهادهای انتصابی که بطور مطلق در دست مخالفین جنبش مردمی بود تا حدود زیادی در هدف خود یعنی به شکست کشاندن جنبش مردمی موفق شدند. 

در این رابطه:

   -جناب آقای دکتر مصطفی معین تحلیلی زیبا در این مورد دارند.

   -از نگارنده:"فریاد کوی" دانشگاه در 18 تیر 78.

   -دوست عزیزم علیرضا در مطلبی با عنوان 18 تیر زخمی کهنه مرا هم مورد لطف قرار داد ه اند.

   -دوست عزیزم مهدی محمودیان خاطراتش را پس از دستگیری در حادثه کوی اینجا نوشته است.

   -روایتی از وقایع ۱۸ تیر را هم اینجا بخوانید.

   -دایی جان ناپلئون هم در مورد کوی دانشگاه اینجا متوهم شده.

   -دانشجوی عزیز و دوست جدیدم هم خاطره اش را از شب حادثه کوی اینجا نوشته که خیلی جالبه.

   -خانم سمیه توحیدلو هم مطلبی با عنوان باز خوانی حادثه 18 تیر با قلم زیبایش نوشته.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 22:17  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


نوشته های پیشین
آذر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
حاج محسن رشيد
هادي حبيبي
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
16 آذر
‍زنده باد مخالف من
همراه و همراز
قاصدک
طرفداران سید محمد خاتمی
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
فریاد دانشجو
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
عارف آزاد
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر محمد رضا آقاابراهيمي
بزغاله
بهار سیدنی
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
دکتر پرتقالی
پزشک نیمه دیوانه
مکتب روزبه
زمهرير
مجمع جوانان اصلاح طلب
فرید صلواتی
آرمین سنائی
طرفداران خاتمی (ستاد 88 استان تهران)
قدی بر فراز دیوارهای شهر
جلال رحمانی
پزشک 78
تلنگر
شمارش معکوس
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
انجمن‌هاي وب‌زيست - لينك باكس تمام اتوماتيك وب‌زيست - فروشگاه - سیستم چت و گفتگو