تبليغاتX
این حرفها - رابطه میان تعهد و تخصص
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه...

   برای آغاز بحث به تعریف عملی  یعنی آن منظوری که در عالم سیاست جمهوری اسلامی ایران مبنای عمل و تحلیل در مورد این دو کلمه قرار می گیرد اشاره می کنم.

-

   تخصص : یعنی توانایی انجام کار.  توانایی از علم و عمل ناشی می شود. یعنی فرد هم علم و هم توانایی مدیریت کار را دارد.

   تعهد یعنی : احساس مسئولیت در انجام درست کار . تقوا همسنگ با تعهد در نظر گرفته می شود و تقوا نیز به باورهای مذهبی و دینی فرد در خصوص سلامت نفس و عدم سوءاستفاده از امکانات موجود و حسن انجام کار تعریف می شود.

   در جامعه ایرانی پس از پیروزی انقلاب اسلامی دو کلمه تعهد و تخصص بصورت دو مقوله مورد بحث در عالم سیاست و مدیریت کشور بروز پیدا نمود. بحث های فراوان در مورد ارتباط این دو و اینکه کدامیک بر دیگری برتری و تقدم دارد و کدامیک بایستی ملاک اصلی در انتخاب مدیران و معتمدان سیاسی قرار گیرد در میان سیاسیون و مذهبیون در گرفت . عده ای تعهد را بر تخصص ترجیح داده و توجیه شان این بوده که کسی که تعهد ندارد و در سلامت نفس او تردید وجود دارد با رسیدن به قدرت از آن سو استفاده می کند هر چند توانائی انجام کار (تخصص) را داشته باشد. پس نبایستی چنین شخصی بر مسند قدرت قرار گیرد. عده ای دیگر تخصص را بر تعهد ترجیح می دادند و عده ای هردو را برای قضاوت در مورد افراد لازم می دانستند.

   با نگاهی به تعریف این دو در می یابیم که اساسا انفکاک و تجزیه این دو عملا غیر ممکن و غیر عملی است با تعریفی که از این دو داریم معلوم است که این دو قرابت و همپوشانی کاملا مشخصی را با هم دارند طرفداران برتری تقوی بر تخصص اساسا با نفی کفایت و حتی لزوم تخصص  دچار یک مشکل تفسیری و عملی شده اند. اساسا در مقوله های اجتماعی و انسانی، ما متغیرهایی را ملاک قضاوت می دانیم که ملموس و قابل اندازه گیری باشند. مثلا برای قضاوت اشیای مختلف واحدهای مختلف اندازه گیری داریم . (وزن – قد – تعداد-...) و تمامی اینها قابل اندازه گیری و قضاوت هستند اگر برای سنجش مقوله های انسانی و زمینی از معیارهای فرا بشری و آسمانی و متا فیزیک استفاده کنیم راه به خطا رفته ایم . نمی خواهم تقوی را نفی کنم اما اساسا ما انسانها بدلیل محدودیت هائی که در قضاوت ، اندازه گیری و درک صحیح مسایل فرابشری دادیم نمی توانیم تقوی را ملاک قضاوت در مورد انسان دیگری قرار دهیم چراکه ما تقوی سنج نداریم . تنها فاکتور موجود در دست ما برای قضاوت در مورد تقوای افراد، ظاهر افراد است و لاغیر. اینکه فرد نماز می خواند یا نه- روزه می گیرد یا نه – رفتار وی با دیگران چگونه است – کجا می رود- چه می خورد چه می گوید – چگونه می پوشد و... تمام اینها جز ظاهر فرد چیز دیگری نیست و چون ما اساسا به درون و نیات افراد تسلط نداریم و تقوی نیز یک مقوله کاملا درونی و فردی است پس نمی توانیم میزان تقوای واقعی فرد را از روی ظاهر فرد تخمین بزنیم بنابراین می خواهم بگویم که اساسا تکیه بر ظاهر افراد هر چند هم برای ما اطمینان بخش باشد نمی تواند ملاک قضاوت در مورد نیت و درون وی قرار گیرد البته می توان ظاهر فرد را بعنوان یکی از معیارهای قضاوت در مورد فرد در نظر گرفت ولی نبایستی آنرا تقوی نامید ه و ارزش آنرا بالا دانست.

   حال این سوال مطرح می شود که اگر تقوی نمی تواند اصلا ملاکی برای ما باشد پس چرا خداوند آنرا مطرح نموده و آنرا بعنوان ملاک برتری افراد قرار داده . در جواب باید گفت که اینجا موضوعی خلط شده است. اشاره کردم که یک انسان نمی تواند میزان تقوای یک فرد دیگری را درست تخمین بزند اما ایا خداوند نیز نمی تواند میزان تقوای انسان ها را تشخیص دهد؟ مسلما اینطور نیست خداوند می فرماید ما به نیات و درون شما واقفیم و چون اساسا تقوی ارتباط مستقیم با نیت و درون فرد دارد خداوند دقیقا می تواند بداند چه کسی با تقوی تر است و بر این اساس می تواند بفهمد چه کسی برتر است . اینکه خداوند می فرماید هر کس با تقوی تر نزد خدا گرامی تر (ان اکرمکم عندالله اتقکم) دلیل آن اینست که تقوی برای خداوند یک میزان اندازه گیری دقیق است و خداوند ابزارهای این اندازه گیری یعنی آگاهی به نیات و درون و رفتار و کردار فرد را در اختیار دارد. اما آیا بر اساس این گفته خداوند ما نیز می توانیم جا پای خداوند گذارده و بدون داشتن ابزارهای لازم و تنها با قضاوت در مورد ظاهر اشخاص آنرا بعنوان معیار قضاوت  در مورد انسان ها قرار دهیم ؟ مسلما جواب مشخص است. و اگر چنین کنیم این اندازه گیری دقیق و واقعی و صحیح نخواهد بود و جواب غلط خواهیم گرفت.از طرفی با معیار قرار دادن چنین مقوله غیر قابل اندازه گیری که تنها به ظاهر اشخاص تکیه می کند نه تنها پاسخ صحیحی اخذ نمی گردد بلکه معضلاتی و مشکلاتی نیز به بار می آورد و وقتی چنین مقوله ای معیار قرار گیرد قضاوت تنها بر اساس ظواهر است . بنابر این تظاهر، ریا و خود نمایی و دورویی و به تبع آن تملق و چاپلوسی برای مثبت جلوه دادن ظاهر فرد رواج می یابد و اینگونه است که به مرور تکیه بر مقوله ای بنام تقوی باعث رواج معیار های منفی ذکر شده می گردد . در مورد مقوله تخصص کاملا" برعکس است تخصص یک متغیر قابل اندازه گیری بر اساس معیارهای زمینی و ملموس است میزان تحصیلات فرد در مورد یک علم خاص - توانایی درک فرد و تجربه علمی وی معیار های قابل سنجش مناسب برای بررسی میزان تخصص فردی می باشد در واقع فردی که تخصص انجام یک کار را دارد در واقع توانایی انجام دقیق و صحیح آن کار را دارد یعنی می داند که چگونه کار را درست انجام دهد از چه روشهایی استفاده نماید که معضلات و احتمال شکست به حد اقل برسد ودر واقع یعنی تعهد انجام صحیح کار .

    بنابراین تعهد مقوله ای است که در درون تخصص نهفته است یعنی یک فرد متخصص بالاجبار تعهد به انجام صحیح یک کار را  دارد و این یعنی تقوای انجام کار.اما اینجا مقوله ای مطرح می شود که آیا فرد متخصص امکان دارد که عمدا" و به میل خود تخصص خود را بکار نگیرد و باعث شود کار درست انجام نشود؟ و آیا این را به معنی نداشتن تعهد در عین داشتن تخصص نمی توان گرفت؟ پاسخ این است که چنین مقوله ای امکان دارد در این صورت فرد متخصص، متعهد نیست اما آیا این را چگونه می توان فهمید ؟ جواب این است که این را بر اساس مقوله های زمینی و غیر قابل اندازه گیری نمی توان تشخیص داد بنابراین این هم جزء آن مسائل است که نام سوءاستفاده را روی آن می گذاریم . یعنی فردی که تخصص دارد و استفاده نمی کند با کسی که تخصصی ندارد و ظاهرا" تعهد دارد ،در عمل برای ما فرق نمی کند و این هیچ ربطی به  نداشتن تعهد ندارد . بر اساس سابقه و فعالیتهای فرد می توان فهمید که او اهل استفاده از تخصص هست یا نه و مشکل احتمالی را بایستی بامقوله نظارت بر عملکرد رفع نمود. اساسا در عمل ، در سیاست کشورما سیستمهای نظارتی مناسب وجود ندارد تا بر عملکرد افراد با تقوی و حتی متخصص نظارت شود . نظارت مقوله کاملا" لازم برای حتی تمام افراد به ظاهر صادق و سالم می باشد . اما متاسفانه زمانیکه تقوی ملاک انتخاب مدیران گرفت با اعتماد کامل دست آنان باز گذشته شده و نظارت دائمی بر عملکرد آنان یک مقوله زشت و غیر ضروری شمرده شده. بلکه مدیران نیز نظارت بر عملکرد خود  را بعنوان توهین به خود تلقی کردند. و این نیز یکی دیگر از عوارض تکیه به مقوله غیر قابل سنجش بود. بنابراین به این نتیجه می رسیم که یک فرد بظاهر متعهد لزوما متخصص نیست اما فرد متخصص لزوما متعهد به کار می باشد . اما در انتخاب افراد متخصص برای مدیریت یک امر بخصوص نیز ، به صرف داشتن تخصص آن فرد نبایستی کاملا وی را عاری از اشتباه و کم کاری دانست و با یستی با نظارت بر عملکرد وی احتمال عدم  بکارگیری تخصص (و به تبع آن تعهد) توسط آن فرد متخصص را از بین برد.

                                                                                  
+ نوشته شده در  جمعه نهم آذر 1386ساعت 10:2  توسط داود روشنی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم.
حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است.
اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار.


پیوندهای روزانه
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد
افزايش شمار دختران در دانشگاه‌‏ها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است
همکاری شرقی
معلم شهید
درباره انرژی هسته ای
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
پیوندها
بهارستان هشتم: ارگان ائتلاف اصلاح طلبان
سید محمد خاتمی
محمد علی ابطحی
عمادالدین باقی
علي شكوري راد
هادی حیدری
جمیله کدیور
الپر
فخرالسادات محتشمي پور
محمد باقر قاليباف
داود دشتبانی
مصطفی معین
محمد رضا يزدان پناه
سعید ابوطالب
میثم عباسی
علی اکبر ولایتی
سفسطه
‍‍‍‍ژورنالیست
همراه و همراز
قاصدک
عطا افشاري
فرید مدرسی
حنیف مزروعی
محمد جواد روح
محمد علي نجفي
معصومه ابتكار
پيمان خواجوي
سيد حميد متقي
كاظم
آب باريكه
مسيح علي نژاد
مهدي محموديان
مجيد(از لس آنجلس تا قزوين)
‍‍‍‍‍حسين نوراني نژاد
مصطفي رسته مقدم
ني پرست
علي اكبر هاشمي رفسنجاني
ايران روز
هم آوا
سپيدار
دستان
سعيد نور محمدي
اميد مهاجر
احسان مهرابي
علي باقري
مجمع اصلاحاتيون
محمد حسین زارع
علیرضا رئيسي
صبح خورشيد
دكتر آقا ابراهيمي
بزغاله
دكتر مازيار گرجي پور
حضرت خضر
غریبه سیاسی
میثم
نيما پارسي
پوريا اكبرزاده
قانون دانان قانون شکن
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

NO WAR مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin