![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
همانطور که انتظار می رفت اصلاح طلبان با رد صلاحیت گسترده مواجه شدند. چه انتظاری می توان داشت از انتخاباتی که مرجع تائید صلاحیتش خود غیر قانونی است؟ طبق دستور صریح امام ره) و نص صریح قانون اساسی نظامیان حق دخالت در سیاست را ندارند چه رسد به اینکه در راس نهاد برگزار کننده انتخابات قرار گیرند. سردار علیرضا افشار رئیس ستاد انتخابات کشور را می گویم. حضور او در چنین جایگاهی غیر قانونی است بخصوص اینکه خود، دارای حب و بغض نسبت به جناحهای سیاسی است.اما به نظر من اصلا مشکل اصلی اینجا نیست. امثالی مثل افشار و احمد جنتی تند رو و شورای نگهبان جناحی و رسانه ملی وابسته به جناح راست و آزادی مطلق العنان رسانه های اقتدارگرایان در تخریب رقیب و و و...همه اینها جزئ شاخ و برگ درخت معضل آفرین در کشور ماست. باید ریشه این درخت را یافت و خشک کرد. منتقدین هر از چند گاهی به یکی از شاخه های این درخت تنومند اما مضر و موریانه گرفته حمله می کنند. گیرم که بتوانند شاخه اش را قطع کنند. دوباره شاخه ای کج و معوج از آن سبز خواهد شد و راه ملت را بسوی پیشرفت سد خواهد کرد.
اينجا مه گرفته است.راهزنان چه خوشحالند از اين مه. اينجا همه چيز تاريک است.چه بايد کرد با اين قوم فاسد و فاسق؟ بايد کاری کرد. ریشه این فتنه ها چیست و کجاست. چرا عمیق نمی اندیشیم؟ مشکل اصلی چه کسی یا کسانی هستند؟ دموکراسی لطف دلبخواهی حاکمان بر مردم نیست. دموکراسی حق ملت است. گیرم که ایندفعه لطف کنند و انتخابات آزاد برگزار کنند. فردا روز چه؟ آیا همیشه می توان انتظار لطف داشت؟ بیائید بیشتر بیاندیشیم. مشکل اصلی کجاست؟؟؟ با كدام يك از معيارهاي قانوني آقاي افشار امروز در تمام امور مربوط به انتخابات دخالت میكند؟ |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:58 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
| پیوندهای روزانه |
|
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد افزايش شمار دختران در دانشگاهها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است همکاری شرقی معلم شهید درباره انرژی هسته ای آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|