![]() |
![]() |
|
| کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه... |
|
شنبه شب، ۱۴ اردیبهشت ماه اخبار ساعت ۲۲ شبکه ۳ رسانه به ظاهر ملی شاهکار دیگری را به نمایش گذاشت:
ماجرا پخش حاشیه هایی از دیدار دانشجویان شیراز با رهبری بود که کامران نجف زاده خبرنگار تلوزیون به میان دانشجویان رفت و با طرح سوالاتی سعی نمود ثابت کند که آحاد مختلف دانشجویان حتی آنها که موسیقی "رپ" گوش می کنند یا رعایت حجاب اسلامی را نمی کنند به استقبال از رهبری آمده اند! اینکه منظور رسانه متعلق به ملت از این اقدام چه بود بماند اما نکته اینجاست که بلافاصله پس از اتمام اخبار برنامه ای بنام تلنگر پخش نمود که در آن به انتقاد از جوانانی پرداخت که موهای خود را مدل می دهند و آرایش های خلاف عرف معمول انجام می دهند. فردی به عنوان کارشناس در این برنامه با حمله به جوانان به تحلیل آنچه که جوانان در مورد موهای خود انجام می دهند پرداخت و عنوان نمود که این نوع مدل موها زیبنده یک ایرانی و انسان با شخصیت نیست. در ادامه با ذکر اینکه مدل دادن پسران به موهایشان در شان یک مرد که می خواهد تکیه گاه زندگی باشد نیست، اعلام نمود که این کار جوانان مشکل آفرین است و "چنین اشخاصی برای جامعه مضر" هستند. روزانه از این دست تناقض گویی ها در رسانه ملی کم نیست تا آنجا که دیگر خواص جامعه هم نسبت به این تناقض ها حساسیت زدایی شده اند. اما نکته دیگری که در مورد برنامه دوم مطرح است بزرگ نمودن مشکلاتی از این دست تا حد بحران امنیت اجتماعی است که متاسفانه برخی از مسئولین کم توجه و یا ناآگاه ما به آنها دامن می زنند. جوامع تثبیت شده و با یک حکومت پایدار همیشه سعی می کنند که مصادیق کمتری را بعنوان مخل و مضر امنیت ملی و اجتماعی خود فرض نمایند تا از یک طرف بتوانند راحتتر کنترل نمایند و از طرف دیگر آسیب پذیری نظام و حکومت خود را به حداقل برسانند. اما متاسفانه برخی از مسئولین ناآگاه کشور ما نه تنها این سعی را ندارند بلکه هر روز مصادیق جدیدی را بعنوان معضل و بحران اجتماعی و سیاسی مطرح می نمایند. از نمونه های دیگر این مصادیق طرح مساله چکمه پوشیدن خانمهای ایرانی در زمستان گذشته بود که توسط فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ اعلام گردید. حتی اخیرا یکی از ارگانهای تاثیر گذار نظام اعلام نمود که "ای میل بسیاری از ایرانیان در سایت یاهو قرار دارد و این یک معضل امنیت ملی است!". موضوع دیگر انیمیشنی خارجی بود که در روز یکشنبه ۱۵ اردیبهشت در ساعت ۱۰ صبح در برنامه کودک شبکه یک تلویزیون پخش شد که به کل مغایر سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی در مورد قضیه فلسطین و آوارگان فلسطینی بود. ماجرای فیلم یک خرگوش و دو موش بودند که در جنگلی زیبا زندگی می کردند که به ناگاه آدمها با آلات و ابزار خود می آیند تا جنگل را تبدیل به شهر نمایند. این سه موجود سندی را به آدمها نشان می دهند و آدمها نیز از بیرون نمودن آنها و تعرض به محلی که این سه موجود در آن ایستاده اند خودداری می کنند. در نهایت برای آنها در یک آپارتمان شیک، جنگلی مصنوعی درست می کنند و آنها را به آنجا منتقل می کنند و این سه موجود هم با خوشحالی در آن مستقر می شوند. اما به مرور دچار مشکلات و درگیری های زندگی مدرن شهری می شوند و در نهایت نیز با رضایت خود سند مالکیت خود را به دور انداخته و سه مرغابی زیبا را که در حال پرواز هستند را صدا نموده و سوار بر مرغابی ها به جای نامعلومی کوچ می کنند. سوال اصلی اینجاست که با وجود این همه کارشناس خبره در صدا و سیما و ممیزی و کنترل دقیق برنامه های خارجی، این برنامه چگونه توانسته اجازه پخش بگیرد آنهم برای نسلی که تربیت آنان بایستی در اولویت این رسانه قرار گیرد؟ آیا این اشتباه فاحش از اینهمه کارشناس پذیرفتنی است یا عمدی در کار بوده است؟ براستی تا کی ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی بایستی هزینه های ساده انگاری و توهم توطئه و اشتباهات و ندانم کاری های برخی از مسئولین تند رو و ضعیف و بی توجه را بپردازد؟ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:1 توسط داود روشنی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نامم داود روشنی در بهمن ماه 1354 در ارومیه بدنیا آمدم. در بهمن ماه 1373 وارد دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی تهران شدم و فعالیتهای علمی, فرهنگی و سیاسی خود را آغاز نمودم.
مهمترین دغدغه ام جلوگیری از انحراف آرمانهای انقلاب 57 است. انقلابی که مهمترین خواسته اش آزادى، استقلال و مردمسالاری دینی بود. دغدغه دیگرم مشکلات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جوانان مستعد ایرانی است. همیشه در این اندیشه ام که چرا همه مسائل جامعه ما به نوعی ریشه در سیاست دارد شاید ما ضعیف هستیم شاید هم بیش از حد سیاسی فکر می کنیم. چگونه می شود از این مشکلات عبور کرد؟ نمی دانم. باید بیشتر بخوانم و بیشتر بیاندیشم. حادثه کوی دانشگاه در 18 تیر 1378 نقطه عطفی در فعالیت سیاسی من بود. با اینکه این حادثه مرا دچار تالمات روحی و جسمی فراوان نمود پس از یک سال توانستم بر احساساتم فائق آیم و بخاطر احساس مسوولیتی که داشتم تصمیم گرفتم حوادث کوی دانشگاه را مکتوب نمایم تا برای دانشجویان آینده باقی بماند و از طرفی از تحریفات گسترده این حادثه جلوگیری کنم. در اواخر دولت اصلاحات کتاب "فریاد کوی" که "روایتی دانشجویی از حوادث کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378" است برای انتشار مجوز کامل گرفت و آن مصادف بود با انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری و ششمین سالگرد حادثه کوی دانشگاه و پس از آن استقرار دولت جدید. کتاب "فریاد کوی" چاپ شد اما پخش آن توسط تیم جدید وزارت ارشاد با روش غیر قانونی و بدون دلیل منطقی متوقف گردید. هنوز امیدوار هستم که امکان پخش و چاپ مجدد آن را فراهم کنم چون بنا به قول صاحبنظران جناحهای مختلف سیاسی این کتاب کاملا بی طرفانه و منصفانه و مودبانه نگاشته شده است. اندیشه هایم بر حس آرمان خواهانه و آرمان گرایانه ام استوار است. اینجا مینویسم به عنوان یک ایرانی مسلمان, آزادیخواه, جمهوری خواه, تابوشکن, منتقد و امیدوار. |
| پیوندهای روزانه |
|
مجلس به فوریت طرح ماهواره رای نداد افزايش شمار دختران در دانشگاهها دستاوردي براي نظام نيست، يك بيماري اجتماعي است همکاری شرقی معلم شهید درباره انرژی هسته ای آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|